لتی  داشته  باشد.  ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   درحجه‌الوداع  سواربرشترخویش  طواف‌کرد  و  رکن  را  با  عصای  خویش  استلام  نمود.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.

جابرگوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  حجه‌الوداع  سواره‌،  خانه  کعبه  را  طواف  نمود  و  سعی  بین  صفا  و  مروه  را  انجام  داد  تا  مردم  او  را  ببینند  واو  براعمال  مردم  مشرف  باشد  واز  او  سئوال  کنند،  زیرا  مردم  بر  او  ازدحام  کرده  بودند.مکروه  است ‌که  جذامی  با  مردم  سالم  طواف‌ کند

مالک  بروایت  ازابوملیکه‌گوید:  عمر  بن  خطاب علیه السلام  زنی  جذامی  را  دیدکه  خانه  کعبه  را  طواف  می‌کند،  به  وی‌گفت‌:  ای‌کنیز  خدا،  مردم  را  آزار  مرسان‌،  ای‌کاش  در  خانه‌ات  می‌نشستی‌،  و  او  چنین‌کرد.  سپس  بعدها  مردی  ازکنار  اوگذشت  و  به  وی گفت‌:  آنکس‌که  ترا  ازطواف  منع‌ کرد،  مرده  است‌،  پس  بیرون  بیا  و  طواف ‌کن‌.  آن  زن  گفت‌:  من  حاضر  نیستم  در  حال  حیات  از  او  پیروی  کنم  ولی  بعد  از  مرگ  او  از  او  نافرمانی  نمایم‌،  یعنی  بعد  از  مرگ  نیز  از  او  اطاعت  می‌کنم‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:34.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:35.txt">د‌لیل  مشروعیت  وضوء‌</a><a class="text" href="w:text:36.txt">‌فضيلت وضو</a><a class="text" href="w:text:37.txt">‌فرائض  وضو</a><a class="text" href="w:text:38.txt">سنتها‌ی  وضو</a><a class="text" href="w:text:39.txt">مکروهات  وضو</a><a class="text" href="w:text:40.txt">نواقص ‌وضو</a><a class="text" href="w:text:41.txt">چیزيی كه  وضو  را  با‌طل‌ نمی‌كند </a><a class="text" href="w:text:42.txt">چیزی‌ كه  وضو  برا‌ی ‌آن  واجب است</a><a class="text" href="w:text:43.txt">چیز هایی كه  وضو گرفتن برای‌ آنها  مستحب  ا‌ست</a><a class="text" href="w:text:44.txt">فوایدی كه  وضو گیرنده  بدانها نیا‌ز  دارد</a><a class="text" href="w:text:45.txt">مسح‌ بر  خفین</a></body></html>مستحب  ا‌ست‌که  از آب  زمزم  نوشید:

چون  طواف‌کننده  از  طواف  فارغ  شد  و  دو  رکعت  نماز  درکنار  مقام  ابراهیم  خواند،  مستحب  است‌که  ازآب  چاه  زمزم  بنوشد.  در  صحیحین  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   ازآب  زمزم  نوشید  وگفت‌:" إنها مبارك إنها طعام طعم وشفاء سقم  [این  آب انسان‌گرسنه  را  سیر  می‌کند  و  شفای  بیماری  است‌]"‌.  و گویند  شب  معراج  و اسراء  جبریل علیه السلام  قلب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  بدان  آب  شست‌.  طبرانی  در "‌الکبیر"  و  ابن  حبان  از ابن  عباس  روایت  نموده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:"  خير ماء على وجه الارض ماء زمزم، فيه طعام الطعم، وشفاء السقم  [‌بهترین  آب  روی  زمین  آب  زمزم  است‌که‌گرسنه  را  سیر  وبیمار  را  شفا  می‌دهد]‌".  منذری‌ گفته‌:  راویان  این  حدیث  موثوق  به  هستند.آب  نوشیدن  از آن  

سنت  است‌ کسی‌ که  از آب  زمزم  می‌نوشد،  آن  را  بنیت  شفا  از  بیماری  و  خیردنیا  و  دین  بنوشد.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم   فرمود:" ماء زمزم لما شرب له      [‌آب  زمزم  بهر  نیتی  خورده  شود،  برای  شفا  و  درمان  است  و  سودمند  واقع  می‌شود]‌"‌.  سعید  بن  سعید  گفت‌:  من  عبدالله  بن  المبارک  را  درمکه  دیدم ‌که  برایش  آب  زمزم  آوردند  و  خواست  ازآن  جرعه‌ای  بنوشد،  سپس  روی  بکعبه  ایستاد  و گفت‌:  “‌خداوندا  ابن  ابی  الموالی  از  محمد  بن  المنکدر  و  او  از  جابر  برایم  نقل‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" ماء زمزم لما شرب له  ".  و  من  آنرا  بمنظور رفع  عطش  درروز  قیامت  می‌نوشم‌،  سپس  آنرا  نوشید”‌.  احمد  با  سند  صحیح  و  بیهقی  آنرا  روایت‌ کرده‌اند.

ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" " ماء زمزم لما شرب له، إن شرته تستشفي شفاك الله، وإن شربته لشبعك، الله أشبعك الله، وإن شربته لقطع ظمئك قطعه الله، وهي هزمة  جبرائيل وسقيا  الله إسماعيل      [‌آب  زمزم  بهرمنظوری  نوشیده  شود،  برای  آن  سودمند  است  و  آنرا  برآورده  می‌کند،  اگرآنرا  بمنظور  طلب  شفا  از  بیماری  بنوشی‌،  خدا  ترا  شفا  می‌دهد  و  اگرآنرا  بمنظور  سیر  شدن  ازگرسنگی  بنوشی‌،  خدا  ترا  سیر  خواهد  کرد  وگرآنرا  بمنظور  رفع  تشنگی  بنوشی‌،  خدا  تشنگی  شما  را  رفع  می‌کند،  آن  حفره‌ای  است‌که  جبریل  بوجود  آورد  و  خداوند  بدان  اسماعیل  را  سیراب  ساخت‌]"‌.  دارقطنی  و  حاکم  آنرا  آورده‌اند  و  حاکم  بدان  افزوده  است‌:"  وإن شربته مستعيذا، أعاذك الله    [اگر  آنرا  بمنظوراستعاذه  و  پناه  بردن  به  خداوند،  بنوشی  خدا  ترا پناه  دهد  ]"‌.  

مستحب  است‌که  آنرا  با  تانی  و به  سه  نوبت  و با  نفس ‌کشیدن‌،  بنوشی  وروبه  قبله  و کاملا  سیراب  شده  بنوشید،  یعنی  آنقدر  بنوشدکه  بتمامی  سیراب  وپر  شود.  و  حمد  و  ستایش‌ خدای‌ گوید  و  دعای  ابن  عباس  را  بخواند  ابوملیکه ‌گوید:  مردی  به  نزد  ابن  عباس  آمد،  گفت‌:  ازکجا  می‌آیی‌؟  گفت‌:  از  آب  زمزم  نوشیدم‌.  ابن  عباس  گفت‌:  آنگونه‌که  لازم  است  نوشیدی‌؟  اوگفت‌:  چگونه‌ای  ابن  عباس‌؟  ابن  عباس  گفت‌:  هرگاه  ازآن  نوشیدی‌،  روی  به  قبله‌کن  و  ذکرخدای‌گوی‌،  و  سه  بارنفس  بکش  وآنگاه  ازآن‌،  آنقدر  بنوش ‌که  شکمت  ازآن  پر  شود  و  بتمامی  سیراب  شده  باشی  -‌تا  پهلوهایت  بالا  می‌آید  -  چون  فارغ  شدی  حمد  خدای‌گوی‌،  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " آية ما بيننا وبين المنافقين أنهم لا يتضلعون من زمزم    [فرق  بین  ما  و  منافقان  آنست‌که  منافقان  ازآب  زمزم  آنقدرنمی‌نوشندکه  پهلوهایشان  بالا  بیاید]"‌.  بروایت  ابن  ماجه  و  دارقطنی  و  حاکم‌.

ابن  عباس  چون  ازآب  زمزم  می‌نوشید  می‌گفت‌:" اللهم إني أسألك علما نافعا، ورزقا واسعا، وشفاء من كل داء.    [خداوندا  از  تو  دانش  سودمند  و  روزی  فراخ  و  شفای  هرگونه  بیماری  را  می‌خواهم‌]"‌.پیدایش  چا‌ه  زمزم  

بخاری  از  ابن  عباس  روایت‌کرده  است‌ که  هاجر  علیها  السلام  وقتی  که  او  و  فرزندش  اسماعیل  دچار  تشنگی  گردیدند  بر کوه  مروه  رفت  و  صدائی  شنید،  بخویشتن ‌گفت‌:  “‌خاموش‌،  سپس  بدقت‌ گوش  داد  و  دوباره  همان  صدا  را  شنید  و  گفت‌:  براستی  صدایت  را  شنیدم‌،  اگر  فریادرس  هستی‌.  آنگاه  فرشته‌ای  را  در  محل  فعلی  زمزم  دید،‌ که  با  پاشنه  یا  بال  خود،  آنجا  را  می‌کند  تا  اینکه  آب  پیدا  شد.  هاجر  شروع‌ کرد  بکندن  آن  تا  بصورت  حوض  درآید  و با  مشت  از آن  برمی‌گرفت  و  می‌نوشید  و  فوراً  جای  مشت  او آب  فوران  می‌زد”‌.

ابن  عباس ‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" رحم الله أم إسماعيل، لو تركت زمزم - أو قال: لو لم تغترف من الماء - لكانت زمزم عينا معينا     [خدا  مادر  اسماعیل  را  بیامرزد،  اگر  زمزم  را  بحال  خود  می‌گذاشت  و  ازآن  با  مشت  برنمی‌داشت  و  جلوآن  را  نمی‌گرفت‌،  زمزم  بصورت  چشمه  روان  درمی‌آمد]"‌.  اوگفت‌:  سپس  هاجر  ازآن  آب  نوشید  و  بچه‌اش  را  شیر  داد.  فرشته  به  وی‌گفت‌:  از  خشک  شدن  و  ضایع  شدن  آب  این  چشمه  نت