كه  بجای  هرروز،  یك  نفرمسكین  را  اطعام‌كنند.  

این  اطعام  بیك  صاع‌گندم  یا  نصف  صاع  یا  یك  مد  بر  حسب  اختلافی‌كه  درآن  هست‌،  تخمین  زده  شده  است  و  در  سنت  مقدار  دقیق  آن  بیان  نشده  است‌.  ‌“‌بر  حسب  اوزان  امروزی  یك  صاع  معادل  است  با  وزن   2/76 گرم‌‌“ [1]‌.

ابن  عباس‌گفته  است‌:  “‌‌پیرمرد  (‌و  پیرزن‌)  شرعا  مجاز  است  روزه  نگیرد  و  بجای  هر  روز،  مسكینی  را  اطعام‌كند  و  بر  وی  قضای  روزه  واجب  نیست‌“‌.  دارقطنی  وحاكم  آن‌.  را  روایت  كرده  و  ‌“‌صحیح‌“  دانسته‌اند.  بخاری  از  عطاء  روایت‌كرده  است‌،‌كه  او  از  ابن  عباس  شنیده  است  كه  می‌گفت‌:  آیه‌:" وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين ’‌’‌   ،  منسوخ  نیست‌،  بلكه  مربوط  است  به  پیرمردان  و  پیرزنان‌كه  نمی‌توانند  روزه  بگیرند،  بنابراین  بجای  روزه  هر  روز،  مسكینی  را  اطعام  می‌كنند‌“‌[2]

بیماری‌كه  انتظار  بهبودی  و  شفای  او  نمی‌رود  و  توانائی  روزه ‌گرفتن  را  ندارد،  نیز  حكم  پیرمرد  را  دارد  و  همچنین  كارگرانی ‌كه‌ كارهای  سخت  و  سنگین  دارند  دارای   همین  حكم  می‌باشند.

شیخ  محمد  عبده‌گفته  است‌:  مراد  از  ‌“‌یطیقونه‌‌“  درآن  آیه  پیران  ناتوان  و  بیماران  مزمن  و  امثا  آنها  از  قبیل‌كارگرانی‌كه  خداوند  روزی  دائمی  آنان  را  در  انجام‌كارهای  سخت‌،  مانند  استخراج  زغال  سنگ  و  امثال  آن  قرارداده  است‌،  می‌باشد  و  مجرمان  و  گناهكاران  زندانی‌كه  بحبس  ابد  با  اعمال  شاقه  محكوم  شده‌اند  و  در  حین‌كار،  روزه  برایشان  سخت  است  و  می‌توانند  فدیه  بپردازند  نیز  همین  حكم  را  دارند.

زنان  حامله  و  زنانی‌كه  بچه  را  شیر  می‌دهند،  هرگاه  از  روی  تجربه  شخصی  یا  بتوصیه  پزشك  معتمد  یا  از  روی‌گمان  غالب  خود،  تشخیص  دادندكه  روزه‌گرفتن  برای  خودشان  و  برای  طفل  وجنین  زیان  دارد،  شرعاً  مجازندكه  روزه  نگیرند  و  بجای  آن  فدیه  بدهند  و  بنا  بقول  عبدالله  ابن  عمر  و  عبدالله  ابن  عباس  قضای  آن  واجب  نیست‌.  ابوداود  از  عكرمه  روایت  كرده  است  كه  ابن  عباس  در  تفسیر "  وعلى الذين يطيقونه  " ‌گفته  است‌:  این  آیه  رخصت  است  برای  پیرمردان  و  پیرزنان‌كه  نمی‌توانند  روزه  بگیرند  وبدانان  اجازه  می‌دهدكه  روزه  نگیرند  وبجای  هرروز،  یك  مسكینی  را  اطعام‌كنند  و  زن  آبستن  و  زن  شیرده  اگر  نگران  حال  جنین  و  طفل  باشند،  نیز  همین  حكم  را  دارند‌“‌.  به  روایت  بزار.  و  در  آخر  افزوده  است‌:  ابن  عباس  بمادر  بچه‌اش  ‌“‌ام  ولد‌“ ‌كه  حامله  بود،  می‌گفت‌:  ‌“‌تو  بمنزله‌كسی  هستی‌كه  “یطیقونه‌“  خطاب  به  او  است‌،  بنابراین  بر  تو  است‌،‌كه  فدیه  بدهی  و  قضای  آن  واجب  نیست‌“‌.  دارقطنی اسناد  آن  را  ‌“‌صحیح‌“‌  دانسته  است‌.

و  ازنافع  نقل  است‌،‌كه  درباره  زن  حامله‌،‌كه  نگران  بچه‌ای  است‌كه  در  شكم  دارد  از  عبدالله  ابن  عمر  سئوال  شدكه  آیا  می‌تواند  روزه  نگیرد،  اوگفت‌:  او  رخصت  دارد  كه  روزه  نگیرد  و  برای  هرروز  یك  “‌‌مد‌“ ‌گندم  به  مسكین  بدهد“  بروایت  مالك  و  بیهقی‌.  و  در  حدیث  آمده  است‌:" إن الله وضع عن المسافر الصوم وشطر الصلاة، وعن الحبلى والمرضع الصوم   [‌بیگمان  خداوند  روزه  و  نصف  نمازهای  چهار  ركعتی  را  از  مسافر  ساقط‌كرده  و  به  وی  تخفیف  داده  است‌،  و  روزه  را  اززن  حامله  و  شیرده‌،  نیز نهاده  و  تخفیف  داده  است‌]‌’‌’‌.  

بنا  برای  علمای  حنفیه  و  ابوعبید  و  ابوثور،  زن  حامله  و  شیرده‌،  روزه‌ای  را كه  خورده‌اند،  فقط  قضا  می‌كنند  و  فدیه  آن‌كه  اطعام  مسكین  است‌،  لازم  نیست‌.  بنا  برای  امام  احمد  و  امام  شافعی‌،  اگرآنها  تنها  بخاطرنگرانی  ازحال  جنین  وطفل  روزه  نگیرند،  قضای  روزه  و  فدیه  هر  دو  بر  آنها  واجب  می‌باشد.  و  اگر  تنها  نگرانی  حال  خود  را  داشته  باشند  ویا  نگرانی  حال  خود  وبچه  را  داشته  باشند،  تنها  قضای  روزه  بر  آنها  واجب  می‌باشد،  دیگر  فدیه  لازم  نیست‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -ر.ك.فقه الزكات ج1/373-372.مترجم
[2] -‌بنا  بمذهب  امام  مالك  و  ابن  حزم  نه  قضا  و  نه  فدیه  هیح‌كدام  لازم  نیست‌.چه کسا‌نی  بر آنها  واجب  است‌که  هم  روزه  را  بخورند  و هم ‌آن  را  قضا ‌کنند؟‌

فقهاء  اتفاق  نظر  دارند  بر  اینکه  زنان  در  حال  قاعدگی  و  نقساء  (‌دوران  بعد  از  زایمان  تا  زمانی‌که  خون  ریزی  دارند)  -‌واجب  است‌که  افطارکنند  و  روزه‌گرفتن  برای  آنها  حرام  است  و  اگردرآن  حال  روزه  بگیرند،  روزه  آنها  صحیح  نیست  بلکه  باطل   است‌.  لیکن  برآنها  واجب  است‌که  روزه‌هائی  راکه  افطارکرده‌اند،  قضاکنند.  بخاری  و  مسلم  از  حضرت  عایشه  روایت‌کرده‌اندکه‌گفته  است‌:  ‌“‌ما  در  زمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم    هرگاه  قاعده  می‌شدیم‌،  به  ما  دستور  داده  می‌شد،‌که  روزه  را  قضاکنیم‌،  ولی  به  ما  دستور  داده  نمی‌شد  که  نماز  را  قضا  کنیم‌‌“‌.روزها‌ئی‌ که  از  روزه‌ گرفتن  در آنها  نهی  شده  است‌:

بنا  بتصریح  احادیث  از  روزه‌گرفتن  در  روزهائی‌که  ذیلا  بیان  می‌شود  نهی  شده  است‌:
1-‌از  روزه گرفتن‌،  در  روزهای  عید  فطر  وعید قربان  نهی  شده  است‌.
باجماع  علما  روزه‌گرفتن  در  روزهای  این  دو  عید  حرام  است‌.  خواه  روزه  فرض  باشد  یا  روزه  غیر فرض  -‌داوطلبانه  -‌زیرا  حضرت  عمر گفت‌:  “‌همانا  پیامبر صلی الله علیه و سلم   ازروزه  گرفتن  در  این  دو  روزنهی‌کرده  است‌.  اما  روزعید  فطر  روزافطارروزه  رمضان  است  و  اما  درروزعید  قربان‌،  ازگوشت  قربانی  خود  بخورید“‌.  بروایت  احمد  و چهار محدث  بزرگ. 

2-‌روزه گرفتن  درایام  التشریق‌:  سه  روز  بعد  از  عید  قربان‌:
روزه  گرفتن  در  این  سه  روز  جایز  نیست‌،  زیرا  از  ابوهریره  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  “‌منی‌“  عبدالله  بن  خلاقه  را،  مامورکردکه  در  میان  مردم  اعلام‌ کند که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌گوید:  “‌در  این  روزهاکسی  روزه  نباشد.  این  روزها،  روزهای  خوردن  و  نوشیدن  و  ذکر  و  یاد  خداوند  است‌“‌.  امام  احمد  آن  را  با  اسناد  “‌جید‌“  روایت‌کرده  است‌.  طبرانی  در  “‌الاوسط‌‌“  از  ابن  عباس  روایت  کرده  است‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم    کسی  را  فرستاد،‌که  در  میان  مردم  با  صدای  بلند،  اعلام‌کند:‌کسی  در  این  روزها  روزه  نباشد.  چه  این  روزها  روزهای  خوردن  و  نوشیدن  و  معاشرت  با  همسران  می‌باشد“‌.  یاران امام  شافعی  گفته‌اند:  اگر  روزه‌،  سبب  خاصی  داشته  باشد،  مانند  روزه  نذر  و  روزه  کفاره  و  روزه  قضا،  در  روزهای  ایام  التشریق  جایز  است‌.  و  اما  روزهائی  که  سبب  خاص  نداشته  باشند،  بدون  خلاف  جایز  نیست  وگفته‌اند  همانگونه  که  نماز  اگر  سبب  خاصی  داشته  باشد  در