ای  مخروبه  باشد  ازآن  وازگنجینه  ودفینه  و  رکاز،  باید یک  پنجم  (‌خمس‌)  داد”‌‌. (‌نقل  حدیث  به  معنی  است‌)‌. 

2-‌آن‌گنجینه  را  در  زمینی  بیابدکه  به  ملکیت  وی  انتقال  می‌یابد،  درآنصورت  گنجینه  مال  او  است‌،  زیرا  ملکیت  آن  تابع  ملکیت  زمین  نیست‌. بلکه  ملکیت  آن  به  سبب‌کشف  و  یافتن  آن  حاصل  می‌شود  و  حکم  چیزهای  مباح  را  دارد،  مانند: ‌گیاهان  و  درختان  و  حیوانات  شکاری‌،  که  در  زمین  دیگران  می‌یابد  و  استفاده‌ از  آن  مباح  است‌. بنابراین  ملکیت  آن  برای  یابنده  شایسته‌تر  است  تا  مالک  قبلی  زمین‌. مگر  اینکه  مالک  قبلی‌،  ادعا  کند  که  این‌گنجینه  مال  او  است‌. در  اینصورت  سخن  او  مسموع  و  مقبول  است  چون  قبلا زمین  ملک  ومحل  اوبوده  است  واوبرآن  تسلط  داشته  است‌. اگر  او  ادعایی  نداشت‌،‌گنجینه  مال  یابنده  است‌. اینست  رای  ابویوسف  از  پیروان  ابوحنیفه  و  رای  صحیحتر  پیروان  امام  احمد  بن  حنبل‌. 

ولی   امام  شافعی  می‌گوید: ‌گنجینه  متعلق  به  مالک  قبلی  زمین  است  اگر  بدان اعتراف‌کرد  و  الا  مال  مالک  پیش  ازاواست  و  همین  طور،  تا  می‌رسد  به  مالک  اول‌. و  اگر  خانه  از  طریق  ارث  انتقال  پیداکند،‌گنجینه  داخل  آن‌،  حکـم  میراث  دارد. و  اگر  وارثان  به  اتفاق‌گفتندکه  این‌گنجینه‌،  متعلق  به  شخص  متوفای  ایشان  نیست‌،  آنوقت گنجینه  مال  نخستین  مالک  خانه  است‌. و  اگر  نخستین  مالک  خانه  شناخته  نمی‌شد،  آن‌گنجینه  حکـم  مال  ضایعی  را  داردکه  مالکی  برای  آن  شناخته  نمی‌شود. 

امام  ابوحنیفه  و  محمد  گفته‌اند: چنین‌گنجینه‌ای  مال  نخستین  مالک  یا  ورثه  او  است‌،  اگر  نخستین  مالک  و  ورثه  وی  شناخته  نمی‌شدند  آن‌ گنجینه  را  در  بیت‌المال می‌گذارند. 

٣-‌اگر شخصی ‌گنجینه‌ای  را  در  ملک  مسلمانی  یا  یک  شخص  ذمی  بیابد،  بنا  به  رای  ابوحنیفه  و  محمد  و  درروایتی  از  قول  امام  احمد،  آن‌گنجینه  مال  صاحب  ملک  است.  

و  در  روایتی  دیگر  از  امام  احمد  مال  یابنده  است  و  حسن  بن  صالح  و  ابوثور  و  ابویوسف  نیز  چنین  رای  داده‌اند. چون  قبلاگفتیم‌که  مالکیت  رکاز  وگنجینه  تابع  مالکیت  زمین  نیست‌،  مگر  اینکه  مالک  ادعای  آن  را  بکند،‌که  درآن  صورت  سخن وی  پذیرفته  می‌شود،  چون  مالک  زمین  بوده  و  برآن  دست  داشته  است  و  اگر  ادعای  آن  را  نکرد،  مال  یابنده  است‌. و  امام  شافعی‌گفته  است‌که  مال  مالک  قبلی  است‌. اگر  به  ملکیت  آن  اعتراف‌کرد،  والا  مال  نخستین  مالک  است‌. 

مقداریکه  واجب  است  از گنجینه  و  رکاز  پرداخت ‌گـردد: 
قبلاگفتیم  که  رکاز  عبارت  است  از  چیزی‌که  در  دوره  جاهلی  و  پیش  از  اسلام  مدفون  شده  و  مقداری‌که  واجب  است  از  آن  پرداخت‌گردد  یک  پنجم  (‌خمس‌)  است‌. و  چهار  پنجم  باقیمانده  مال  نخستین  مالک  یا  ورثه  او  است  اگرشناخته  شوند والا  به  “‌‌بیت‌المال‌“  سپرده  می‌شود. اینـست  مذهب  ابوحنیفه  و  شافعی  و  مالک  و  محمد  از  پیروان  ابوحنیفه‌. امام  احمد  و  ابویوسف‌گفته‌اند: اگر  مالک  زمین  ادعائی  درباره  آن  نداشته  باشد،  مال  یا  بنده  می‌باشد  ولی  اگرمالک  زمین  ادعای  ملکیت  آن  را کرد،  باتفاق  همه  سخن  او  مقبول  است‌. 

دررکازوگنجینه  حدنصاب  شرط  نیست‌. بنابراین  باید  از  بسیار  و  اندک  آن  خمس -‌یک پنجم  -‌ پرداخت‌گردد. اینست  مذهب  ابوحنیفه  و  احمد  و  صحیحترین  روایت  از  مالک‌. ولی  به  رای  جدید  شافعی  حدنصاب  در  آن‌،  معتبر  است‌. لیکن‌ گذشت  یکسال  برآن  شرط  نیست  وکسی  درآن  اختلاف  ندارد. 

چه‌کسا‌نی  باید  خمس  بپردازند؟  
به  رای  جمهور  علماء‌،  هرکس‌گنجینه‌ای  یافت  واجب  است‌که  خمس  آن  را بپردازد: مسلمان  باشد  یا  ذمی‌،  بزرگ  باشد  یاکوچک‌،  عاقل  باشد  یا  دیوانه‌. لیکن  اگر  یابنده‌کوچک  (‌صغیر)  یا  دیوانه  باشد،  ولی  و  سرپرست  او  بایستی  خمس  آن  را  بجای  او  از  آن  گنج  بپردازد. 

ابن  المنذرگفته  است‌: تا  آنجاکه  ما  سراغ  داریم‌،  همه  اهل  علم  اجماع  دارند،  بر  اینکه  اگر  “‌‌ذمی‌”‌  گنجینه‌ای  یافت  بر  او  خمس  واجب  می‌باشد. رای  مالک  و  اهل مدینه  و  ثوری  و  اوزاعی  و  اهل  عراق  و  “‌‌اصحاب  رای‌”‌  و  دیگران  نیز  چنین  است‌. 

امام  شافعی  می‌فرماید: خمس  تنها،  برکسی  واجب  می‌باشدکه  زکات  بر  وی  واجب  باشد. زیرا  خمس  حکم  زکات  را  دارد. بنابراین  برذمی  خمس  نیست‌. 

موارد  مصرف  خمس  
بنا  به  رای  امام  شافعی  خمس  را  باید  به‌کسانی  دادکه  استحقاق  دریافت  زکات  را  دارند. چون  امام  احمد  و  بیهقی  از  بشر  خثعمی  و  او  از  مردی  از  قوم  خود  روایت  کرده‌اندکه‌گفت‌: وقتی‌که  بشر  مالیات  را  جمع‌آوری  می‌کرد  از  یکی  از  دیرهای‌کهنه  کوفه‌،  سبویی  برروی  من  افتادکه  درآن  چهار  هزار  درهم  بود  وآن  را  پیش  حضرت  علی  بردم‌،  ایشان  فرمودند  آن  را  به  پنج  قسمت  تقسیم‌کن  ومن  نیزآن  را  تقسیم‌کردم  که  حضرت  علی  یک  پنجم  آن  را  ازمن‌گرفت  وچهارپنجم  آن  را  به  من  پس  داد  و  چون  برگشتم  مرا  خواند  وگفت‌: درهمسایگی  شما  فقیران  ومساکینی  هستند؟‌گفتـم‌: آری‌،  فرمود: این  یک  پنجم  را  نیزبگیرو  بین  آن  فقراء  و  مساکین‌،  تقسیم‌ کن‌. 

ولی  ابوحنیفه  و  مالک  و  احمد  می‌گویند: موارد  مصرف  خمس  همان  موارد  مصرف  غنایم  است‌. چه  شعبی  روایت‌کرده  است‌که‌: مردی  یکهزار  دینارمدفون  در  خاک  را  درخارج  ازشهرمدینه  پیداکرد  وآن  را  پیش  عمربن  خطاب  بردکه  دویست  دینار  را  بعنوان  خمس  از  اوگرفت  و  بقیه  را  به  وی  پس  داد  و  حضرت  عمرآن  دویست  دیناررا  بین  مسلمانانی‌که  حاضربودند  تقسیم‌کرد  و  اندکی  ازآن  باقی  مانده  بود. حضرت  عمرگفت‌: صاحب  آن  دینارهاکجاست‌؟  آن  شخص  برخاست  وگفت‌: من  هستم‌. حضرت  عمرگفت‌: این  دینارها  را  بگیروآنهم  مال  خودت  باشد. درکتاب  “‌‌المغنی‌“  در  این  باره  نوشته  است‌: اگر  مصرف  آن‌،  مصرف  زکات  بود،  آن  را  به  مستحقین  زکات  می‌داد  وآن  را  به  یابنده  هم  نمی‌داد. بعلاوه  خمس  بر  ذمی  نیز واجب  است  در  حالـکه  زکات  بر  ذمی  واجب  نیست‌. 

زکات  چیزهایی‌که  از دریا  استخراج  می‌گردد
جمهور  علماء  می‌گویند: از  تمام  چیزهایی‌که  از  دریا استخراج  می‌گردد،  زکات  واجب  نیست  از  جمله‌: لولو،  مرجان‌،  زبرجد،  عنبر  و  ماهی  و  غیر  ازآنها. 

ولی  در  روایتی  از  امام  احمد  آمده  است‌که  اگرآنچه‌که  از  دریا  استخراج  می‌گردد  به  حدنصاب  برسد،  زکات  ازآن  واجب  می‌باشد. ابویوسف  نیزدرباره  لولو  و  عنبر  با  وی  موافق  است‌. 

ابن  عباس  می‌گوید: عنبر  چیزیست‌که  دریا  آن  را  بیرون  می‌اندازد  و  زکات  آن  واجب  نمی‌باشد. و  جابر  نیزگفته  است‌: زکات  عنبرواجب  نیست  چون  آن  غنیمتی  است‌،  برای  آنکس‌که  آن  را  بدست  می‌آورد. 
--------------------------------------------------------------------