ان به اساس عطوفت بر آنان آن را جواز داده و عقل را در آن راهی نيست.
اما اگر سوگند يا عهدی صورت گرفته و صراحتاً طرف مقابل امان يافته باشد، خدعه و نيرنگ جواز ندارد.
101- السابع: عنه أَنَّ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «حُجِبتِ النَّارُ بِالشَّهَواتِ، وحُجِبتْ الْجَنَّةُ بَالمكَارِهِ» متفقٌ عليه.
وفي رواية لمسلم: «حُفَّت» بَدلَ «حُجِبتْ» وهو بمعناهُ: أيْ: بينهُ وبيْنَهَا هَذا الحجابُ، فإذا فعلَهُ دخَلها.

101- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است  که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: دوزخ به شهوات و آرزوها و بهشت به سختی ها پوشانده شده است و در روايتی عوض حجبت، حفت آمده و معنای هر دو يکيست.

102- الثامن: عن أبي عبد اللَّه حُذَيْفةَ بن اليمانِ، رضي اللَّهُ عنهما، قال: صَلَّيْتُ مع النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم ذَاتَ ليَْلَةٍ، فَافَتَتَحَ الْبقرة، فقُلْت يرْكَعُ عِندَ المائة، ثُمَّ مضى، فَقُلْت يُصلِّي بِهَا في رَكْعةٍ، فَمَضَى.
فَقُلْت يَرْكَع بهَا، ثمَّ افْتتَح النِّسَاءَ، فَقَرأَهَا، ثمَّ افْتتح آلَ عِمْرانَ فَقَرَأَهَا، يَقْرُأُ مُتَرَسِّلاً إذَا مرَّ بِآيَةٍ فِيها تَسْبِيحٌ سَبَّحَ، وإِذَا مَرَّ بِسْؤالٍ سَأل، وإذَا مَرَّ بِتَعَوذٍ تَعَوَّذَ، ثم ركع فَجعل يقُول: «سُبحانَ رَبِّيَ الْعظِيمِ» فَكَانَ ركُوعُه نحْوا مِنْ قِيامِهِ ثُمَّ قَالَ: «سمِع اللَّهُ لِمن حمِدَه، ربَّنا لك الْحمدُ» ثُم قَام قِياماً طوِيلاً قَريباً مِمَّا ركَع، ثُمَّ سَجَدَ فَقالَ: «سبحان رَبِّيَ الأعلَى» فَكَانَ سُجُوده قَرِيباً مِنْ قِيامِهِ». رواه مسلم.

102- از ابو عبد الله حذيفه بن اليمان رضی الله عنهما روايت است که گفت:
شبی با پيامبر صلی الله عليه وسلم نماز گزاردم، سورهء بقره را شروع کردند، گفتم بر سر صد آيه رکوع خواهند کرد، از آن گذشتند، گفتم آنرا در يک رکعت تمام می کنند، از آن گذشتند. گفتم: با اتمام آن رکوع می کنند، سورهء نساء را شروع نموده خواند، باز سورهء آل عمران را شروع نموده آنرا خواندند که در همه تجويد را رعايت می کردند، چون به آيهء تسبيح می رسيدند، تسبيح می گفتند و چون به سؤالی می رسيدند سؤال می کردند و چون به پناه جستن می رسيدند، پناه می جستند، سپس رکوع نموده گفتند: «سُبحانَ رَبِّيَ الْعظِيمِ» رکوع شان مانند قيام شان طولانی بود. سپس گفتند: «سمِع اللَّهُ لِمن حمِدَه، ربَّنا لك الْحمدُ». سپس به قومه ايستادند که قومهء شان هم مانند رکوع شان طولانی بود، سپس سجده نموده گفتند: «سبحان رَبِّيَ الأعلَى»، سجده شان مانند قيام شان طولانی بود.

103- التاسع: عن ابن مسعودٍ رَضِيَ اللَّهُ عنه قال: صلَّيْت مع النَبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم لَيلَةً، فَأَطَالَ الْقِيامَ حتَّى هممْتُ أَنْ أجْلِسَ وَأدعَهُ. متفقٌ عليه.

103- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که گفت:
شبی با پيامبر صلی الله عليه وسلم نماز گزاردم. ايشان قيام را به اندازهء طولانی نمودند که قصد بدی کردم. 
گفته شد: چه قصد کردی؟
گفت: قصد کردم که بنشينم و ايشان را تنها گذارم.
ش: مصنف کتاب در اين باره گويد: که ادب چنين اقتضا می کند که با ائمه و بزرگان دين، در گفتار و اعمال شان تا زمانی که حرام نباشد، مخالفت صورت نپذيرد.
و اتفاق علماء بر اين است که چون گزاردن نماز واجب و يا مستحبی با پيشنماز بسختی تمام انجام گردد و از آن ناتوان شود و عاجز ماند قعود مجاز بوده و می تواند نشسته اقتداء اش را به امام ادامه دهد. اما اينکه ابن مسعود رضی الله عنه ننشست بعلت رعايت ادب در برابر پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم بوده است.

104- العاشر: عن أنس رضي اللَّه عنه عن رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «يتْبعُ الميْتَ ثلاثَةٌ: أهلُهُ ومالُه وعمَلُه، فيرْجِع اثنانِ ويبْقَى واحِدٌ: يرجعُ أهلُهُ ومالُهُ، ويبقَى عملُهُ» متفقٌ عليه.

104- از انس رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: سه چيز بدنبال مرده می رود، دو چيز بعداً باز می گردد و يک چيز با او می ماند. خانواده و مالش باز می گردند، و عملش با او می ماند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:581.txt">1</a><a class="text" href="w:text:582.txt">2</a></body></html>235- باب معرفی گروهی از شهداء در ثواب آخرت که بر خلاف آنکه درجنگ با کفار کشته شود، غسل داده شده و بر آنها نماز گزارده می شود

1353- عنْ أبي هُرَيْرة، رضي اللَّه عَنْه، قال: قالَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « الشُّهَدَاءُ خَمسَة: المَطعُون، وَالمبْطُون، والغَرِيق، وَصَاحبُ الهَدْم وَالشَّهيدُ في سبيل اللَّه » متفقٌ عليه.

1353- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: شهداء پنج گروه هستند: آنکه بطاعون بميرد و آنکه در بيماری شکم (اسهال) بميرد و آنکه غرق شود و آنکه زير ويرانی بميرد و شهيديکه در راه خدا (جهاد) بشهادت می رسد.
ش: شهيد به چندين معنی آمده است، از جمله: اينکه خداوند و رسولش صلی الله عليه وسلم برای او شهادت دخول بهشت را داده اند. و اينکه وی بر انگيخته می شود، در حاليکه شاهدی بر کشتنش دارد و اينکه ملائکهء رحمت بر هنگام قبض و گرفتن روحش حضور بهم می رسانند و...

1354- وعنهُ قال: قالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « ما تَعُدُّونَ الشهداءَ فِيكُم؟ قالُوا: يا رسُولِ اللَّهِ من قُتِل في سبيل اللَّه فَهُو شهيد. قال: « إنَّ شُهَداءَ أُمَّتي إذاً لَقلِيل، » قالُوا: فَمنْ يا رسُول اللَّه؟ قال: « منْ قُتِل في سبيلِ اللَّه فهُو شَهيد، ومنْ ماتَ في سبيل اللَّه فهُو شهيد، ومنْ ماتَ في الطَّاعُون فَهُو شَهيد، ومنْ ماتَ في البطنِ فَهُو شَهيدٌ، والغَريقُ شَهيدٌ » رواهُ مسلم.

1354- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: در ميان تان کی را شهيد می شماريد؟
گفتند: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم! آنکه فقط در راه خدا کشته شود، شهيد است.
فرمود: اگر اينطور باشد، پس شهدای امتم کم می باشند.
گفتند: پس کيانند، يا رسول الله صلی الله عليه وسلم؟
فرمود: آنکه در راه خدا کشته شود، شهيد است و آنکه در راه خدا بميرد، شهيد است و آنکه از مرض طاعون بميرد، شهيد است و آنکه از مرض اسهال بميرد، شهيد است و آنکه غرق شود، شهيد است.

1355- وعن عبدِ اللَّهِ بن عمْرو بن العاص، رضي اللَّه عنْهُمَا، قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « منْ قُتِل دُونَ مالِه، فَهُو شهيدٌ » متفقٌ عليه.

1355- از عبد الله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه برای مالش (دفاع از آن) کشته شود، شهيد است.

1356- وعنْ أبي الأعور سعيدِ بنِ زَيْدِ بنِ عمرو بنِ نُفَيْل، أَحدِ العشَرةِ المشْهُودِ لَهمْ بالجنَّة، رضي اللَّه عنْهُم، قال: سمِعت رسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: « منْ ق