 بنمايند. 
و آنکه به امامی بيعت کند و به او پيمان دست و ثمرهء دلش را بدهد، بايد تا می تواند از او اطاعت کند و اگر ديگری آمده و با وی منازعه و جنگ کرد، گردن دومی را بزنيد.

669- وعن أبي هُنَيْدةَ وائِلِ بن حُجْرٍ رضي اللَّه عنه قال: شأَلَ سَلَمةُ بنُ يزيدَ الجُعْفيُّ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فقال: يا نبي اللَّه، أرَأَيْتَ إنْ قَامَتْ علَيْنَا أُمراءُ يَسأَلُونَا حقَّهُم، ويمْنَعُونَا حقَّنا، فَمَا تَأْمُرُنَا؟ فَأَعْرضَ عنه، ثُمَّ سألَه، فَقَال رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم « اسْمَعُوا وأطِيعُوا، فَإنَّما علَيْهِمْ ماحُمِّلُوا وعلَيْكُم ما حُمِّلْتُمْ » رواهُ مسلم.

669- از ابو هنيده وائل بن حجر رضی الله عنه روايت شده که گفت:
سلمه بن يزيد جعفی از رسول الله صلی الله عليه وسلم  سؤال نموده گفت: يا نبی الله صلی الله عليه وسلم! اگر چنانچه بر ما واليانی تعيين گردند که حق خود را از ما بطلبند، ولی حق ما را از ما باز دارند، ما را چه دستور می دهی؟
آنحضرت صلی الله عليه وسلم از وی اعراض نمود. باز سؤال کرد، رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود که بشنوييد و فرمان بريد، زيرا آنها در قسمت انجام وظيفهء خود مسئولند و شما هم در قسمت انجام وظيفهء که بر دوش شما است.

670- وَعَنْ عَبْدِ اللَّهِ بن مسْعُودٍ رضي اللَّهُ عنه قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إنَّهَا ستَكُونُ بعْدِي أَثَرَةٌ ، وأُمُورٌ تُنْكِرُونَهَا» قالوا: يا رسُولَ اللَّهِ، كَيفَ تَأْمُرُ مَنْ أَدْركَ مِنَّا ذلك؟ قال: « تُؤَدُّونَ الحَقَّ الذي عَلَيْكُم، وتَسْأَلُونَ اللَّه الذي لَكُمْ » متفقٌ عليه.

670- از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: بعد از من خود گزينی (خود پسندی) و اموری پديدار می شود که برای شما نا آشنا است.
گفتند: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  چه امر می کنی، هر گاه يکی از ما آن را دريابد؟
فرمود: حقی را که بر شماست، ادا نموده و آن حقی را که خود داريد از خداوند طلب کنيد.

671- وعن أبي هريرة رضي اللَّهُ عنه قال: قال رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَطَاعَني فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَاني فَقَدْ عَصَى اللَّه، وَمَنْ يُطِعِ الأمِيرَ فَقَدْ أطَاعَني، ومَنْ يعْصِ الأمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي » متفقٌ عليه.

671- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آنکه از من اطاعت کند از خداوند اطاعت نموده است و آنکه نافرمانی مرا کند، همانا نافرمانی خدا را کرده است. و آنکه از امير اطاعت کند، از من اطاعت کرده است و آنکه نافرمانی امير را بکند، همانا نافرمانی مرا کرده است.

672- وعن ابن عباسٍ رضي اللَّه عنهما أن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « من كَرِه مِنْ أَمِيرِهِ شيْئاً فَليَصبِر، فإنَّهُ مَن خَرج مِنَ السُّلطَانِ شِبراً مَاتَ مِيتَةً جاهِلِيةً » متفقٌ عليه.

672- از ابن عباس رضی الله عنهما روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آنکه از اميرش چيزی را بد پندارد، بايد که صبر کند، زيرا کسيکه به اندازهء يک وجب از اطاعت زمامدار بيرون شود، بمرگ جاهليت مرده است.
ش: احاديث وارده در مورد اطاعت زمامداران و اوليای امور است. امام اگر زمامدار، پيرو نظام و شريعت اسلامی نباشد، و به روشهای جاهلی حکومت کند، اطاعت و فرمانبرداری از او روا نيست که خداوند فرموده است: { وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً }النساء141
اما در مورد زمامدار ستمگر رجوع شود بعنوان "کلمة حق عند سلطان جائر" فتح الباری نهی از سؤال امارت.

673- وعن أبي بكر رضي اللَّه عنه قال: سمعت رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: « مَن أهَانَ السُّلطَانَ أَهَانَهُ اللَّه » رواه الترمذي وقال: حديث حسن.

673- از ابو بکره رضی الله عنه روايت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که فرمود: آنکه زمامدار مسلمين را توهين کند، خداوند او را ذليل می سازد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:318.txt">81.باب منع از درخواست امارت و بهتر بودن ترک زمامداری و ولايت امر، هرگاه او را معين نسازند و يا مصلحت تقاضا نکند</a><a class="text" href="w:text:319.txt">82. باب ترغيب زمامدار و قاضی و ديگر واليان امر، برای اينکه وزير و همکار صالح برگزينند و از همنشينان بد دوری جويند</a><a class="text" href="w:text:320.txt">83.باب نهی از تفويض امارت و قضاء برای آنکه طلبش کند و يا بر آن حرص ورزد</a><a class="text" href="w:text:321.txt">84.باب در فضيلت حياء و تشويق بر آن</a><a class="folder" href="w:html:322.xml">85.باب در اهميت حفظ و نگهداری اسرار و رازهای نهانی </a><a class="text" href="w:text:325.txt">86.باب وفا به عهد و پيمان و بجای آوردن وعده</a><a class="text" href="w:text:326.txt">87.باب در لزوم استمرار بر کار نيکی که بر آن عادت کرده است</a><a class="text" href="w:text:327.txt">88.باب استحباب سخن نيکو گفتن و گشاده رويی در وقت ديدار</a><a class="text" href="w:text:328.txt">89.باب در مورد مستحب واضح سخن گفتن و روشن ساختن آن برای مخاطب وتکرار نمودن آن برای فهميدن، هرگاه بدون تکرار آن فهميده نشود</a><a class="text" href="w:text:329.txt">90.باب در موردلزوم شنيدن همنشين، سخن درست و حلال همنشين خويش را، و دستور دادن عالم و واعظ، حاضران مجلس خويش را به سکوت</a></body></html>قال الله تعالی: { تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ} القصص: ٨٣ 

خداوند می فرمايد: اين سرای بازپسين را به آنانيکه در زمين تکبر نمی کنند، و نه فساد می نمايند، مقرر می داريم و حسن عاقبت برای پرهيزگاران است. قصص: 83

674- وعن أبي سعيد عبد الرحمنِ بن سَمُرةَ رضي اللَّه عنه، قال: قال لي رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يَا عَبدَ الرَّحمن بن سمُرَةَ : لا تَسأَل الإمارَةَ ، فَإنَّكَ إن أُعْطِيتَها عَن غَيْرِ مسأَلَةٍ أُعنتَ علَيها، وإن أُعطِيتَها عَن مسأَلةٍ وُكِلتَ إلَيْها، وإذَا حَلَفْتَ عَلى يَمِين، فَرَأَيت غَيرها خَيراً مِنهَا، فَأْتِ الذي هُو خير، وكفِّر عَن يَمينِكَ » متفقٌ عليه.

674- از ابو سعيد عبد الرحمن بن سمره رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  برايم فرمود: ای عبد الرحمن بن سمره! درخواست امارت مکن، زيرا اگر بدون درخواست، امارت داده شوی بر آن ياری داده می شوی، و اگر به اساس درخواستت داده شوی خود بدان موکول می گردی، و اگر سوگندی خوردی  و غير آن را بهتر يافتی آنچه را که خير است، انجام ده و به عوض سوگندت کفاره ده.
ش: ظاهر نهی افادهء تحريم را می کند و دليلش هم اين فرمودهء آنحضرت صلی الله عليه وسلم است که فرمود: «إنَّا واللَّه لا نُوَلِّي هذَا العَمَلَ أحداً سَأَلَه، أو أحَداً حَرَص عليه» زيرا کسی که خواستار امارت می شود و ب