ِنَّ اللهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ (البقره/148) «پس سبقت جوئيد و بشتابيد به کارهاي نيک که آخر الأمر هر جا که باشيد خدا شما را گرد آورد که او به همه چيز تواناست».

حال راويان جعال چه مرضي داشته‌اند که آية مربوط به قيامت را راجع به مهدي آورده‌اند، خدا مي‌داند.

خبر سي و پنجم، مرد مجهولي بنام بکار از مجهول ديگري از امام صادق نقل کرده که به او گفته شد: از کجا بدانيم که آن مدعي قائم است؟ امام فرمود: به اين نشانه که چون صبح مي‌کنيد زيرا سر شما صحيفه‌اي باشد که در آن نوشته: «طاعة معروفة». (يعني خدا براي همة شما نامه مي‌فرستد و اين قطعا دروغ و بر ضد قرآن است).

خبر سي و ششم، مي‌گويد: چون قائم قيام کند کافري به خدا و مشرکي به امام باقي نماند حتي اگر در دل سنگ کافر يا مشرک وجود داشته باشد آن سنگ بگويد: در دل من کافر است پس مرا خورد کن و او را بکش. بايد گفت: اين خبر مخالف آياتي است که در قرآن فرموده: کفر و شرک تا قيامت باقي است. چنانکه قبلا ذکر شد.

خبر سي و هفتم، خبري است از مشتري مردمان کذاب و مورد لعن ائمه، مانند: عثمان بن عيسي و حسن بن محمد بن جمهور و ابن ابي‌الخطاب و ابي‌الجارود. (در حاليکه شما مي‌گوئيد: خبر دهنده بايد مؤمن و عادل باشد، در اين صورت چگونه اخبار اين جعالين که واجد شرائط نيستند جمع کرده‌ايد). بهرحال اين کذابين از حضرت باقر روايت کرده‌اند که فرمود: چون قائم قيام کند، منادي ندا کند: هيچکس با خود طعام و شرابي حمل نکند، و با قائم سنگ موسي بن عمران که به سنگيني شتر باشد حمل شود، پس به هيچ مکاني منزل نکنند مگر اينکه از آن سنگ چشمه‌هائي شکافته شود، پس هر کس گرسنه باشد سير گردد و هر کس تشنه باشد سيراب شود، و چهارپايان نيز سيراب شوند تا اينکه از پشت کوفه وارد نجف شوند. کسي نبوده از ايشان بپرسد: فايدة اين مهمل بافي چيست. گويا اينان بيکار بوده‌اند و هر چه دلشان خواسته گفته و نوشته‌اند.

خبر سي و هشتم، مي‌گويد: آيات 75 و 76 سورة حجر که راجع به قوم لوط است راجع به اهل زمان قيام قائم است، و اين بازي کردن با قرآن و از بي‌ايماني راويان است.

خبر سي و نهم، مانند خبر بيست و يکم و ضد قرآن است.

خبر چهلم، مي‌گويد: چهار هزار ملک فرود آمدند براي ياري کردن حسين ولي به آنان اذن داده نشد، پس آنان غبار آلوده و ژوليده تا قيامت نزد قبر امام حسين گريانند. مي‌گوئيم: شما اين مطلب را از قول امام صادق جعل نموده‌ايد زيرا به امام صادق وحي نمي‌شود از کجا مطلع گرديده که چنين فرشتگاني مهمل و بيکار وجود دارد؟! و باضافه گريه کردن تا قيامت کار لغوي است، و رسول خدا (ص) مکرر فرموده: براي ميت اين کارها را نکنيد. و بعلاوه حسين به سعادت و بهشت و راحتي رسيده چنين گريه کردن برخلاف رضاي او خواهد بود.

خبر چهل و يکم، از تمامي اخبار خرافي‌تر است، زيرا به امام تهمت زده و گويد: حضرت باقر فرموده: پرچم قائم چوبش ستون عرش الهي است به هر طرفي و به هر کسي متمايل شود خدا او را هلاک مي‌گرداند (بايد گفت: پس اين قائم قيام کرده براي کشتن و هلاک بندگان خدا. خوانندة عزيز! ملاحظه کن چطور خدا را مسخره و گويد: چوب بيرق مهدي از عرش خداست). سپس گويد: آن بيرق را جبرئيل براي او مي‌آورد.

خبر چهل و دوم، چهل و سوم، چهل و چهارم، در خبر 42 چيز عجيبي است، مي‌گويد: اصحاب قائم 313 نفرند که همه صاحبان پرچم و زير و آستاندار مي‌شوند و امام به آنان چيزي مي‌گويد که به آن کافر مي‌شوند. اين پريشان گوئي اگر از ائمه باشد در حق آنان چه بايد گفت. و در خبر 43 مي‌گويد: تمام موجودات زمين حتي درندگان مطيع اصحاب قائم و طالب رضاي ايشان مي‌باشند، حتي اينکه زمين به خود فخر مي‌کند و مي‌نازد و مي‌گويد: امروز فلان مرد از اصحاب قائم شده و هم چنين است خبر پنجاه و سوم).

خبر پنجاه و چهارم، گويد: در نزد حضرت صادق از مسجد سهله ياد شد، فرمود: آنجا منزل صاحب ما خواهد بود هر گاه به اهل آن وارد شود.

خبر پنجاه و پنجم، حضرت باقر به اصحاب خود فرموده: هر کس از شما قائم را ديد بگويد: السلام عليک يا اهل بيت النبوة و معدن العلم و موضع الرسالة. (گويا اينان جز مهمل بافي چيز ديگري بلد نبوده‌اند).

خبر پنجاه و ششم، حضرت صادق را بي‌اطلاع از قرآن معرفي کرده زيرا گويد: حضرت صادق فرمود: خداوند اصحاب موسي را چنانکه در قرآن (سورة بقره، آية 249) فرموده: ﴿إِنَّ اللهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ﴾ به نهر آبي آزمايش و امتحان نمود، و همچنين اصحاب قائم نيز به نهر آبي امتحان خواهند شد. (بايد گفت: آية فوق مربوط به اصحاب موسي -عليه السلام- نيست بلکه، پس از زمان حضرت موسي -عليه السلام- در زمان اشموئيل نبي چنين واقعه‌اي پيش آمد، يعني اصحاب شموئيل بودند که چنين آزمايشي شدند نه اصحاب موسي -عليه السلام-. اگرچه بني اسرائيل در زمان حضرت موسي -عليه السلام- مورد امتحانها قرار گرفتند، ولي واقعة فوق مربوط به زمان حضرت موسي -عليه السلام- نبوده است).

خبر پنجاه و هفتم، مانند خبر ششم است. حال اين راويان چه دشمني با بني‌شيبه داشته‌اند، علتش معلوم نيست.

خبر پنجاه و هشتم، علي بن حکم خرافاتي از مجهولي و او از حضرت باقر روايت کرده که فرمود: دولت ما آخرين دولت است و خانواده‌اي باقي نماند مگر آنکه بر ايشان قبل از ما دولتي باشد تا چنانچه هرگاه روش ما را ديدند نگويند هرگاه ما مالک دولت شده بوديم مانند روش ايشان عمل مي‌کرديم، و اين قول خداست که فرموده: ﴿وَ العَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ «و سرانجام (نيك) براي پرهيزكاران است!»‏.

نويسنده گويد: اين سخنان دليل برخورد پسندي است و خدا در سورة نجم آية 32 فرموده: ﴿فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ﴾ «پس خودستايي نكنيد». و قطعاً امام چنين سخني نمي‌گويد. واتفاقا زمان ما عده‌اي سرکار آمده‌اند که همه خودخواه و خودپسند و خود را از متقين مي‌دانند و ظلم و جور و اختناقي که آورده‌اند سابقه ندارد. نويسنده: کتابي نوشتم منطقي و مستدل، خواستم چاپ کنم و اجازة چاپ دريافت کنم و چون کتاب روشن کننده و بيدار کننده بود، مدتي ما را سرگردان و معطل و بالأخره اجازه ندادند و در جواب ما گفتند: ديدي دولت به دست ما رسيده، ﴿وَ العَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾. در حاليکه گوينده مي‌ترسيد از اداره بدون مستحفظ خارج شود، من به او عرض کردم خداوند فرموده: ﴿إِنَّ المُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ﴾ (الدخان/51). «به راستي پرهيزگاران در جايگاهي امن خواهند بود». پس چرا شما مي‌ترسيد و هميشه در حال دلهره هستيد؟

خبر پنجاه و نهم، از حضرت صادق روايت کرده که قائم امري مي‌آورد غير آنچه بود (اگر مقصود آن است که ديني غير از اين اسلام مي‌آورد که بال است و گرنه اين مجمل گوئي چه فائده‌اي دارد؟!).

خبر شصتم، علي بن حکم خرافاتي روايت کرده که حضرت علي به مسجد کوفه رسيد و فرمود: واي بر کسيکه تو را ويران کند و واي بر کسي که تو را به طبخ بنا کند و قبلة نوح را تغيير دهد، خوشا بحال کسيکه با قائم اهل بيت من شاهد بر خرابي تو ب