 تفسيري دارد از عمرو بن شمر که علماي رجال او را ضعيف شمرده‌اند روايت کرده‌است که «اليوم» در اين آيه: روز قيام قائم است که بني اميه مأيوس شوند. کسي نبوده به اين راويان بي سواد بگويد که بني اميه هزاران سال ديگر وجود ندارد که از وجود مهدي مأيوس شوند؟. و باضافه در اين آيه سه مرتبه «اليوم» آمده، که هيچکدام تناسبي با مهدي ندارد بلکه ضد آن است.

آية چهلم، سورة توبه آية 3: ﴿وَأَذَانٌ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللهَ بَرِيءٌ مِنَ المُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ﴾ (التوبه/3)، يعني: اعلامي از طرف خدا و رسول او است به سوي مردم روز حج اکبر که خدا و رسول او از مشرکين بيزارند و اين آيه در همان سال نهم هجرت نازل شد که ابوبکر و علي مأمور شدند بروند و در ايام حج به مردم ابلاغ کنند. ولي عياشي گويا از همه جا بي خبر است گويد: اين آيه راجع به روز قيام مهدي است، و اين سخن زور را از حضرت باقر و صادق روايت کرده‌است که تهمت به ايشان مي‌باشد.

آية چهل و يکم، سورة توبه، آية 36: ﴿وَقَاتِلُوا المُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً﴾. يعني: همگي با مشرکين بجنگيد چنانکه مشرکين همگي با شما مي‌جنگند. باز عياشي از حضرت صادق نقل کرده که تأويل اين آيه نيامده و اگر مهدي قيام کند شرکي روي زمين نمي‌ماند. گويا اينان از تاريخ صدر اسلام بي خبر و از نزول آيات بلکي بي اطلاعند و يا خواستند دکاني بنام مذهب باز کنند. بايد گفت: طبق صريح قرآن، شرک و ايمان و کفر و اسلام تا قيامت وجود خواهد داشت و يک زماني مهدي بيايد و شرک بر طرف شود دروغ است. 

آية چهل و دوم، همان آية اول (آية 8 سورة هود) است که مجلسي و عياشي مکرر کرده‌است، و بطلان گفتة عياشي در آية اول ذکر گرديد. 

آية چهل و سوم، باز همان آية اول مي‌باشد. 

آية چهل و چهارم، اصلاً راجع به مهدي نيست و عياشي و مجلسي نيز براي مهدي نياورده اندو هم چنين است آية چهل و پنج که همان آية چهل و چهارم است. 

آية چهل و ششم، سورة اسراء، آية 4 و 5 و 6 که همان آية سوم سابق الذکر است که جواب آن گفته شد. و همچنين آية چهل و هفتم که عياشي آورده‌است، و همچنين آية چهل و هشتم که عياشي از حضرت علي نقل نموده‌است.

آية چهل و نهم، آية 8 سورة مدثر: ﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ﴾ يعني: چون در شيپور دميده شود پس آن روز روز سختي است. که تمام اهل قرآن باتفاق گفته‌اند: مقصود قيامت است. ولي غيبت نعماني از يک مرد مجهولي بنام محمد بن حسن و از يک نفر غالي روايت کرده که از حضرت صادق از اين آيه پرسيده و آن حضرت جواب داده که آن روز، روز قيامت امام مستور است. کسي نبوده به اين راويان بگويد: سورة مدثر از سوره هاي اوليه‌است که در مکه نازل شده و اهل مکه همه مشرک بودند و منکر قيامت. حال آيا خدا آمده خواسته روز قيام مهدي را به ايشان بفهماند! خداي تعالي کمي عقل به اين راويان بدهد. 

آية پنجاهم، آية 55 سورة نور که همان آية سي و چهارم است که مجلسي و نعماني مکرر کرده‌اند و هم چنين آية پنجاه و يکم که همان آية اول (آية 8 سورة هود) است که بطلان گفته‌هاي متأولين ظاهر شد. و همچنين آية پنجاه و دوم که مکرر آية سي و سوم (آية 148 سورة بقره) مي‌باشد. و همچنين آية پنجاه و سوم که همان آية هفتم (آية 39 سورة حج) است. حال تکرار اين آيات براي چيست معلوم نيست.

آية پنجاه و چهارم، آية 41 سورة الرحمن: ﴿يُعْرَفُ المُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ﴾ يعني: روز قيامت مجرمين به سيماشان شناخته شوند وموي پيشاني و قدمهاي ايشان گرفته شود و در دوزخ افکنده شوند. و آية بعد مي‌فرمايد: ﴿هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا المُجْرِمُونَ ﴾ يعني: اين است دوزخي که مجرمين به آن تکذيب مي‌کردند. ﴿فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ﴾ (الرحمن/37) يعني: پس چون آسمان بشكافد، آن گاه [مانند] گل سرخي همچون روغن گداخته شود و اين آيات مربوط به قيامت است و هر کس مي‌فهمد و مطلبي است روشن. ولي نعماني روايت کرده از راويان شاک در دين و يا مجهول الحال که اين آيه به اين روشني را حضرت صادق حمل نموده که در مورد قائم نازل شده‌است. من نمي‌دانم اينان از اين بيراهه رفتن چه هدفي داشته‌اند؟! آيا بازي کردن با قرآن بهتر از اين مي‌شود؟! آيا اينان جواب خدا را چه خواهند گفت؟. 

آية پنجاه و پنجم، آية 21 سورة سجده: ﴿وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ﴾ که خدا راجع به کفار و فساق بقرينة آية قبل ﴿وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ﴾ مي‌فرمايد: «و البته مي‌چشانيم به ايشان از عذاب کمتر قبل از عذاب اکبر قيامت تا برگردند به راه حق.». ترجمة آيه طبق نظر تمام مترجمين همين بود. ولي کراجکي روايت کرده از مجهولي بنام جعفر بن عمر بن سالم و او از مجهول ديگري بنام محمد بن حسين عجلان و او از يک نفر سائل غالي که از حضرت صادق دربارة اين آيه سؤال نموده و آن حضرت در جواب فرموده: عذاب کمتر گراني و عذاب اکبر مهدي با شمشير است. بايد گفت: اولاً، اين آيات مکي و اين سوره در مکه نازل شده آيا خدا به اهل مکه که هنوز رسول او را نمي‌شناختند چگونه حواله به شمشير مهدي فرضي داده است؟!!. ثانياً، مگر شما امام مهدي را عذاب مي‌دانيد آن هم عذاب اکبر. ثالثاً، خدا در قرآن مکرر عذاب اکبر را بيان فرموده چنانکه در سورة زمر آية 26 فرموده: فَأَذَاقَهُمُ اللهُ الْخِزْيَ فِي الحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآَخِرَةِ أَكْبَرُ﴾ پس خداوند خواري را در زندگي اين دنيا به آنها چشانيد، و عذاب آخرت شديدتر است، و در سورة قلم آية 33 فرموده: ﴿كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآَخِرَةِ أَكْبَرُ﴾ (القلم/33)، اين گونه‌است عذاب (خداوند در دنيا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است، و در سورة غاشيه، آية 24 فرموده: ﴿إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ فَيُعَذِّبُهُ اللهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ﴾ (الغاشيه/23 و24)، ليكن هركه روي بگرداند و كافر شود خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات مي‌كند.

آية پنجاه و ششم، همان آية يازدهم (آية 62 سورة نمل) مي‌باشد که گفتيم هيچ ارتباطي با مهدي ندارد. 

آية پنجاه و هفتم، همان آية شانزدهم (سورة صف آية 8) مي‌باشد که جواب آن گفته شد. بعلاوه در اينجا نقل شده از ابي الجارود ملعون که حضرت باقر فقط فرموده: «اگر شما اسلام را رها کنيد خدا آنرا رها نمي‌کند»، و در اينجا هيچ سخني از مهدي نشده، حال کراجکي چرا در کتاب خود آورده و چرا مجلسي آنرا نقل کرده نمي‌دانيم؟!. در اين فصل هيچ سخني از مهدي نيست، ولي چيز غيرمعقولي وجود دارد و آن اينکه دربارة آية 8 سورة تغابن که مي‌فرمايد: ﴿فَآَمِنُوا باللهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا﴾: پس ايمان آوريد به خدا و رسول او و به آن نوري که نازل نموديم. گويد