ضرت نوح (ع) وقتي از پيروانش بدگويي شد و از او خواستند كه آنها را از خود براند, پاسخ داد: ﴿وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ = نمي‌دانم كه آنها چه مي‌كرده‌اند (الشعراء/112).
ابو الأنبياء حضرت ابراهيم (ع) فرشتگان عذاب را نشناخت و فرمود: ﴿سَلَاماً قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ﴾ = سلام بر شما گروهي ناشناس‌ايد. (الذاريات/ 25).
حضرت موسي (ع) نمي‌دانست كه برادرش حضرت هارون (ع) در گوساله پرستي قومش بي‌تقصير است تا اينكه حضرت هارون او را از بي‌گناهي خود مطلع فرمود (الاعراف/150). همچنين آن حضرت متوجه نشد همسفرش ماهي را فراموش كرده و جا گذاشته‌است (كهف/62) و يا با اينكه يك بار عصايش به مار تبديل شد, نمي‌دانست كه در روز تحدِّي [=مبارزه], عصا به اژدها [= ماري بسيار بزرگ] تبديل خواهد شد و ترسيد كه مبادا ساحران در فريب دادن مردم توفيق يابند. (طه/68 - 67).
و حضرت سليمان (ع) تا وقتي كه هدهد به او خبر نداد از احوال اهل سبا مُطلِّع نبود. (النمل/22).
اصحاب كهف 309 سال در غاري به خواب رفتند و پس از آنكه بيدار شدند از يكديگر سؤال مي‌كردند كه چقدر در آنجا بوده‌اند، هيچ يك خبري نداشت و مي‌گفتند: ﴿لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ﴾ = يك روز يا بخشي از روز را درنگ كرديم. (الكهف/19)، با آنكه اصحاب كهف از اولياء خدا بودند.
پس جايي كه اين بزرگان از خود خبري ندارند چگونه مي‌توانند از ديگران با خبر باشند؟ اگر گفته شد به دليل ﴿وَهُمْ رُقُودٌ﴾ = در حالي كه خفته‌اند (الكهف/18) «آنان نمرده بودند بلكه خواب رفته بودند, توجه مي‌دهيم كه قرآن كريم در مورد مردگان نيز فرموده كه همچون خفته‌گان مي‌گويند: «روزي يا بخشي از روز را بيشتر درنگ نكرده‌ايم» (المؤمنون/113) و از اين رو به گور انسان نيز «مرقد = خوابگاه» گفته ‌شده، چنانكه قرآن از زبان مردگان فرموده: ﴿مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا ﴾ (يس/52) ﴿الله يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا المَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴾ = خداوند جانها را هنگام مرگشان مي‌گيرد و جاني را كه نمرده در خوابش مي‌گيرد, پس جاني را که مرگ بر او مقرر شده نگه مي‌دارد و ديگري را تا مدتي معين [به بدن] باز مي‌فرستد (الزمر/42). رسول خدا (ص) نيز فرموده: «النوم أخُ الموت» = خواب برادر مرگ است, و در حديث ديگري آمده: «همانسان كه مي‌خوابيد مي‌ميريد و همانطور كه بيدار مي‌شويد, زنده مي‌شويد» و اينها همه دلالت بر اين دارد كه خواب و مرگ با هم شباهت بسيار دارد با اين تفاوت كه در خواب روح به زودي به جسم باز مي‌گردد و زنده مي‌شود و لي در مرگ خير.
در عالم برزخ انسان صالح همچون كسي است كه در خوابي خوش و دلپذير فرو رفته و انسان طالح همچون كسي است كه به كابوسي رنج افزا دچار باشد . چنانكه از پيامبر روايت شده كه فرمود: «إِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا مَاتَ عُرِضَ عَلَيْهِ مَقْعَدُهُ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ إِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ فَمِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ وَإِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَمِنْ أَهْلِ النَّارِ فَيُقَالُ هَذَا مَقْعَدُكَ حَتَّى يَبْعَثَكَ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» = چون يكي از شما بميرد جايگاهش به او ارائه و عرضه مي‌شود, اگر از اهل بهشت باشد, بهشت به او نمايانده مي‌شود و اگر از اهل آتش دوزخ باشد, آتش به او عرضه مي‌شود و گفته مي‌شود: «اين جايگاه توست, تا خدا تو را در روز رستاخير برانگيزد».
پس چنانكه دانستيم حيات ناقص يا شبه حيات (عالم برزخ) دليل بر اطلاع آنان از دنيا نيست و آيات قرآن دلالت دارد كه رسولان خدا, پس از وفات به كلـي از دنيـا بي‌خبـر مي‌باشنـد و از امـت خـود كاملا بي اطلاع‌اند, لـذا مي‌فرمايد: ﴿يَوْمَ يَجْمَعُ الله الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ﴾  آن روزكه خدا رسولان خود را جمع كرده و از آنها مي‌پرسد تا چه اندازه شما را اجابت كردند؟ مي‌گويند نمي‌دانيم, همانا تو خود داناي غيبهايي. (المائده/109).
و باز مي‌فرمايد كه در روز قيامت به عيسي (ع) خطاب مي‌شود كه: ﴿يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ﴾ (المائده/116). مضمون آيه اين است كه: اي عيسي آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را دو اله (معبود) بگيريد؟ عيسي (ع) عرض مي‌‌كند: «خدايا تو منزهي و من حق ندارم چيزي را به ناحق گويم ... من نگفتم به ايشان مگر آنچه تو مرا به آن امر كردي, به ايشان گفتم خدا را كه پروردگـار مـن و شمـاست عبـادت كنيـد» و سپس حضرت عيسي عرض مي‌‌كند: ﴿كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴾ = و من تا وقتي كه ميان ايشان بودم شاهد و ناظرشان بودم, چون مرا وفات داديد خبري ندارم و تو خود بر هر چيز مراقب و ناظري. (المائده/117).
پس طبق اين آيات حضرت عيسي (ع) كه از كِبَار انبياء است پس از وفات به كلي از امت خود بي‌خبر بوده, در اين‌صورت چگونه امام و امامزاده خبر دارد ؟!
پس كساني كه انبياء و اولياء و ائمه را به دعا مي‌خوانند گويا از آيات قرآن به كلي بي‌خبرند، زيرا قرآن كساني را كه در دعا - كه عبادت محسوب مي‌شود ـ كسي ديگر جز خدا را مي‌خوانند مشرك شمرده‌است. ما چند آيه به عنوان نمونه در اين مورد ذكر مي‌كنيم.در سه كتاب احكام القرآن و تابشي از قرآن و دعاهايي از قرآن ثابت كرديم كه خداي تعالي كساني را كه در مواقع دعا غير او را مي‌خوانند مشرك شمرده:
1- ﴿وَأَنَّ المَسَاجِدَ لِـلَّه فَلَا تَدْعُوا مَعَ الله أَحَداً﴾ = «مساجد مخصوص (عبادت) خداست و احدي را با خدا نخوانيد»... ﴿قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً﴾ = بگو كه من فقط خدا را مي‌خوانم [در اين كار] و احدي را شريك او نمي‌كنم. (الجن/ 18 و20). 
2 ــ ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾ = محققاًًَ كساني را كه جز خدا مي‌خوانيد بندگاني مانند شمايند اگر راست مي‌گوييد، بخوانيدشان تا شما را اجابت كنند. (الأعراف/ 194).
3 - ﴿وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ .إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ﴾ = و آنانكه غير از خدا مي‌خوانيد مالك پوست هستة خرمايي نيستند، اگر بخوانيدشان دعاي شما را نمي‌شنوند و اگر (به فرض محال) هم بشنوند جواب شما را نمي‌دهند و روز قيامت به شرك شما كفر مي‌ورزند [و مخالف مي‌كنند] و مانند خداي خبير تو را مطلع نمي‌سازد. (