) نيز در دعاهاي خود عرض مي‌کند: «وإن شفعت فلست بأهل الشفاعة ... شفع في خطاياي كرمك ... لا شفيع لي إليك فليشفع لي فضلك» = اگر شفاعت خواهم پس سزاوار شفاعت نيستم .... پروردگارا ! کرم و بزرگواريت را در خطاهايم شفيع فرما ... هيچ شفيعي در پيشگاهت ندارم پس بگذار فضل وکرم تو برايم شفاعت کند»(64) و نيز عرض مي‌‌کند: «لا شفيع يشفع لي إليك ... ولا ملاذ ألجأ إليه منك» = هيچ شفيعي که در نزد تو برايم شفاعت کند ندارم و هيچ پناهگاهي که از تو بدان پناه ببرم نيست»(65).
اين زيارت ‌سازان اگر به خدا و قرآن اعتقاد و به أئمه ارادت داشتند اين زياراتنامه‌ها را نمي‌‌ساختند، به سبب همين زيارتنامه‌ها است که مذاهب باطنيه و شيخيه و صوفيه تقويت‌ مي شود، و به کلمات همين زيارتنامه ها براي ادعاهاي باطلة خود استشهاد مي‌کنند. متأسفانه مردم متوجه نيستند که اين زيارتنامه‌ها مجعول و ضد قرآن است. آنچه غلوّ کنندگان در وصف علي (ع) جعل کرده‌اند تماماً در اين زيارات آمده‌است، مثلا در اين زيارت مي‌گويد: «السلام على المولود في الكعبة المزوّج في السماء» = سلام بر مولود کعبه و ازدواج كردة در آسمان !
در اين زيارت مجعول به تولد حضرت علي (ع) در کعبه اشاره شده‌است و ما براي اطلاع خوانندگان از حقيقت اين قضيه، لازم است بدان بيشتر بپردازيم، تا خواننده خود, دريابد که هر روايت يا زيارتنامه‌اي که به چنين مساله‌اي استناد کرده باشد، از امام نيست بلکه از جعل کذابان است. 
بدان که تولد علي (ع) در کعبه يکي از مصاديق «رُبَّ مشهور لا أصل له» است و اين ماجرا پاية مستحکمي ندارد، حضرت امير (ع) آنقدر فضايل و خصائل والايي را داراست که به تراشيدن فضايلي ساختگي براي آن‌حضرت نيازي نيست.
علمايي چون ابن عبدالبَرّ در کتاب «الاستيعاب في معرفة الأصحاب» و ابن حجر عسقلاني در «الإصابة في تمييز الصحابة» و «بخاري» و «مسلم» در فصل مناقب علي (ع) با اينکه فضايل و برتريهاي علي (ع) را آورده‌اند، ولي اين ماجرا را ذکر نكرده‌اند، حتي ابن أبي الحديد که ارادتش به امير المؤمنين (ع) جاي هيچ شبهه‌اي ندارد، در «شرح نهج ‌البلاغه» (ج1 ص5) مي‌گويد: «در اينکه محل تولد آن حضرت کجا بوده‌است اختلاف است، بسياري از شيعيان مي‌‌پندارند که آن حضرت در کعبه ولادت يافته‌است، ولي علماي حديث اين را نمي‌پذيرند و عقيده دارند که حکيم بن حزام بن خويلد بن أسد بن عبدالعزي بن قصي در کعبه متولد شده‌است». اگر مدرک موثقي در اين مورد وجود مي‌داشت، قطعاً ابن أبي‌الحديد از ذکر آن اِبا نمي‌‌کرد.
شيخ کليني در کافي در باب «مولد امير المؤمنين صلوات الله عليه» با اينکه ذکر کرده آن حضرت نخستين کسي است که پدر و مادرش هر دو, فرزند هاشم بوده‌اند ولي به ولادت آن حضرت در خانه کعبه هيچ اشاره‌اي نکرده‌است.
علامه مجلسي در کتاب بحار الأنوار در جلد مختص به علي (ع) در باب «تاريخ ولادته و حليته و شمائله صلوات الله عليه» 38 روايت جمع ‌آوري کرده‌است که حديث دوازدهم و پانزدهم آن بر تولد حضرت امير (ع) در خانه أبوطالب دلالت دارد و احاديث 18 و 22 الي 25 و 27 الي 36 با اينکه همگي در مقام بيان فضائل آن حضرت ‌ميباشند، اما دلالتي بر تولد آن حضرت در کعبه ندارند.
در روايات مربوط به تولد علي (ع) در کعبه علاوه بر اينکه در ماه تولد آن حضرت اتفاق ‌نظر نيست، بلکه از فرد مشرکي موسوم به «يزيد بن قعنب» نام برده شده‌است و عجيب آنکه برخي، سخن مشرک را مي‌پذيرند ولي رواياتي که سند آن پاک از نام اين مشرک است از جمله همان روايت دوازدهم و پانزدهم را نمي‌پذيرند!
ديگر آنکه اگر علي (ع) در کعبه متولد مي‌‌شد، لازم بود که جز يزيد بن قعنب مشرک، ديگر اهالي مکه نيز آن را نقل کرده بودند و در روايات فضايل، از ذکر آن صرف ‌نظر نمي‌شد و يا اينکه علويان و اولاد و احفاد علي (ع) لا أقل در مقابل رقباي خود به اين مساله استناد مي‌کردند.
علي أيّ حال، ما به عنوان نمونه دو روايت از روايات «بحار الأنوار» را با ترجمه و انشاي حاج شيخ عباس قمي ذکر مي کنيم. البته اگر خواننده به ساير روايات وارد در تولد علي (ع) در کتاب مجلسي مراجعه کند خواهد ديد که روايات ديگر نيز بهتر از اين دو نيست: 
روزي عباس بن عبدالمطلب با يزيد بن قعنب و با گروهي از بني‌ هاشم و جماعتي از قبيله بني ‌عبدالعزي در برابر خانه کعبه نشسته بودند، ناگاه فاطمه بنت أسد به مسجد درآمد و به حضرت امير المؤمنين (ع) نه ما آبستن بود، و او را درد زائيدن گرفته بود، پس در برابر خانة کعبه ايستاد و نظر به آسمان افكند و گفت: پروردگارا ! من به تو و به هر پيغمبر و رسولي که فرستاده‌اي و به هر کتابي که نازل گردانيده‌اي ايمان آورده‌ام (در حاليكه خداوند متعال به پيامبرش مي‌فرمايد: تو نمي‌دانستي كتاب و ايمان چيست [سورة الشوري آية 52] ولي زن عموي آن حضرت مي‌دانسته كه ايمان چيست) و به هر پيغمبر و رسولي كه فرستاده‌اي و به هر كتابي كه نازل گردانيده‌اي، وتصديق كرده‌ام به گفته‌هاي جدم ابراهيم خليل که خانة کعبه بنا كردة او است, پسسؤال مي‌كنم از تو  به حق اين خانه و به حق آن کسي که اين خانه را بنا کرده‌است و به حق اين فرزندي که در شکم من است و با من سخن مي‌‌گويد و با سخن گفتنش مونس من گرديده‌است و يقين دارم که يکي از آيات جلال و عظمت توست كه آسان كني بر من ولادت مرا . (چرا پيامبر اکرم در شکم مادرش با وي سخن نمي‌گفت و در خانة کعبه ولادت نيافت؟ و چرا حضرت آمنه از ميوه‌‌هاي بهشتي نمي‌خورد ؟ !) عباس و يزيد بن قعنب گفتند: هنگامي که فاطمه از اين دعا فارغ شد, ديديم که ديوار عقب کعبه شکافته شد، فاطمه از آن رخنه داخل کعبه شد و از ديده‌‌هاي ما پنهان گرديد, سپس با قدرت خدا شکاف ديوار به هم پيوست و چون خواستيم در کعبه را بگشاييم هر قدر سعي کرديم در گشوده نشد, دانستيم که اين امر از جانب خدا واقع شده (چرا يزيد مشرک اين کار را به حساب خدايان داخل کعبه نگذاشت، در حالي که مشرکين مکه بيشتر امور را به خدايان خود نسبت مي‌دادند) و فاطمه سه روز در اندرون کعبه ماند. اهل مکه در کوچه‌‌ها و بازارها اين قضيه را نقل مي‌کردند و زنها در خانه‌ها اين حکايت را ياد مي‌کردند و ابراز تعجب مي‌کردند (چرا جز غلو کنندگان و کذابان و امثال يزيد بن قعنب اين خبر را نقل نکرده‌اند؟!) تا اينکه روز چهارم فرا رسيد، آنوقت همان موضع از ديوار کعبه که شکافته شده بود، براي بار دوم شکافته شد و فاطمه بنت اسد از آن بيرون آمد و فرزند خود اسد الله الغالب علي بن ابي‌طالب (ع) را در دست خويش داشت و مي‌‌گفت: اي مردم! به راستي که حق تعالي مرا از ميان خلق خود برگزيد و بر زنان برگزيده‌اي که قبل از من بوده‌اند برتري داد، زيرا حق تعالي آسيه دختر مزاحم را برگزيد, و او در پنهاني عبادت حق تعالي مي‌کرد, در مکاني که عبادت خدا در آنجا جز براي ضرورت سزاوار نبود، يعني خانة فرعون. و مريم دختر عمران را برگزيد و ولادت عيسي (ع) را برايش آسان گردانيد و در بيابان درخت