هِ مُلْتَحَداً﴾  = بگو فقط پروردگارم را مي‌خوانم و احدي را شريک او نمي‌گردانم، بگو من مالک زيان و يا هدايت شما نيستم، بگو همانا مرا هرگز احدي از [قهر] خداوند پناه ندهد و هرگز جز او پناهي نخواهم يافت (الجن/21-22).
و رسول خدا (ص) در دعايي مي‌فرمايد: «إلهي لا مفزع ولا مفرّ إلا إليك» يعني پروردگارا هيچ پناهگاه و گريزگاهي جز به سوي تو وجود ندارد. ملاحظه مي‌فرماييد چقدر خرافات و مطالب خلاف قرآن در اين زيارتنامه‌ها آورده‌اند!
باز در زيارتنامه حضرت حمزه (رح) مي‌گويد: «ألهمني طلب الحوائج عنده» يعني خدا به من الهام کرده که نزد حمزه طلب حاجت کنم! اما در واقع خدا به او الهام نفرموده بلکه شيطان به او الهام کرده‌است!! امام سجاد (ع) در دعاي خود مي‌فرمايد: «الحمد لله الذي أغلق عنا باب الحاجة إلا إليه» = ستايش خدايي را كه درِ حاجت خواهي را جُز به سوي خويش بر ما بسته‌است(32), و نيز در جاي ديگر فرمود: «لا أطلب الفرج إلا منك» يعني جز از تو گشايش [در کارهايم] نخواهم(33).
باري خرافيون اعمال و زياراتي را براي قبور ذکر کرده‌اند که هيچ وجه صحتي در شرع ندارد، مجلسي مي‌‌گويد: «نمي‌دانم چرا علماء براي حضرت ابوطالب و عبدالمطلب زيارتي در کتبشان نياورده‌اند و همچنين براي عبدمناف(34) و حضرت خديجه، با اينکه قبرهاي ايشان در مکه معروف است»!! جواب اين سوال خيلي روشن و واضح است, زيرا اين زيارتنامه ها صحتي نداشته و يا سازندگان زيارتنامه براي ساختن زيارتنامه براي ايشان فرصت کافي نيافته‌اند!! مگر بايد براي هر قبري که معروف بود، زيارتنامه ساخت؟! خدا را شکر که زيارت نيآورده‌‌اند و گرنه مي‌بايست براي ابوذر و سلمان و ... و همچنين براي صد و بيست و چهار هزار پيغمبر و اولاد ايشان و براي آمنه و عبدالله والدين رسول اسلام، وحضرت جعفر، و مقداد و عمار و ابن مسعود و مالک اشتر و غير اينان هزاران زيارتنامه بنويسند!!
باز مجلسي مي‌نويسد در مدينه در منزل حضرت زين ‌العابدين و خانة امام صادق نماز بخوان. گويا مجلسي نمي‌دانسته‌است که خانه‌‌هاي ايشان قرنهاست که خراب شده و زمينش به ديگران منتقل گرديده و حتي حدود آنها نيز معلوم نيست.

الهوامش
 (25) آيا سند دين و تکليف مؤمنين به اين سستي است که از هر شخص نامعلوم و او نيز از امام نامعلومي اعلام به آنها برسد؟ 
(26) نهج ‌البلاغه، خطبة 133. 
(27) نهج ‌البلاغه، مکتوب ششم. 
(28) نهج‌ البلاغه، خطبة 205. 
(29) نهج ‌البلاغه، خطبة 216. 
(30) در مورد اين آيه بايد به کتب کلامي از جمله «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» ترجمه اين جانب و يا کتب ديگر مراجعه شود. 
(31) نهج‌البلاغه، خطبة 216. 
(32) صحيفة سجاديه, دعاي اول. 
(33) مفاتيح الجنان، اواخر دعاي «ابوحمزه ثمالي». 
(34) توجه خواننده گرامي را به اين نکته جلب مي‌کنم که «عبد مناف» مسلمان نبوده، ولي جناب مجلسي تعجب مي‌کند که چرا وي زيارتنامه ندارد؟!!. 1- مجلسي روايت کرده که نجف کوهي بزرگتر از تمام کوههاي زمين بوده‌است، چون در ايام طوفان نوح عليه السلام فرزند آن حضرت به آن کوه پناه برد، خدا به آن کوه خطاب کرد که آيا کسي از عذاب من به تو پناه مي‌برد؟ کوه از ترس خطاب، قطعه ‌قطعه شد و تبديل به شن نرم گرديد و به طرف شام رفت و ناپديد شد!! مي‌پرسيم مگر کوه عصيان کرده بود، اگر مجرمي به کوهي پناه برد آيا کوه مقصر است؟ در اين صورت بايد تمام کوهها از ترس به شن نرم تبديل شوند!
2- مجلسي روايت کرده که نام زمين نجف «بانقيا» بوده و هر شب در آن زلزله مي‌شد، چون حضرت ابراهيم (ع) با فرزندش از آنجا گذشت و شبي خوابيد زلزله‌اي رخ نداد، مردم تعجب کردند و گفتند چه شده که امشب زلزله‌اي نيامد، گفتند پيرمردي با بچه‌اش آنجا خوابيده‌اند، مردم ابراهيم (ع) را دعوت كردند كه آنجا بماند، ولي آن حضرت نپذيرفت وگفت اين زمين را به من بفروشيد، گفتند مال خودت، گفت خير من آن را مي‌خرم و آنجا را به قيمت هفت بز و چهار الاغ خريد، فرزندش گفت: اي خليل الرحمن براي چه اينجا را خريدي؟ نه زراعتي دارد و نه فائده‌اي؟ گفت: ساکت شو تو نميداني که خداي عزوجل از پشت اين زمين هفتاد هزار تن را محشور مي‌کند که بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند و هر کدام از آنان براي مردم بسياري شفاعت مي‌کنند!!. بايد دانست که هيچ کس حتي انبياء و اولياء بدون حساب و سؤال وارد بهشت نمي‌شوند چنانکه خدا فرموده: ﴿فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ المُرْسَلِينَ﴾ = بدون ترديد ما از کساني که رسولي برايشان فرستاده شده سؤال مي‌کنيم و از پيامبران نيز سؤال مي‌کنيم (الاعراف/6).
پس اهل نجف نيز همچون ديگران مسؤول‌ بوده و با اين قبيل احاديث نمي‌توان از کسي سلب مسؤوليت نمود.
3- و باز روايت کرده که مردي از اهل کوفه به نزد امام باقر (ع) رفت، حضرت از او پرسيد: آيا تو هر روز از آب فرات غسل مي‌‌کني؟ گفت: نه، فرمود: هر جمعه؟ گفت: نه، فرمود: هر سال؟ گفت: نه ، امام فرمود: پس تو از خير محرومي! مي‌گوييم لابد از اسلام هم محروم بوده زيرا اسلام خير است.
4- و نيز از قول حضرت امير ورايت كرده كه چهار نهر است كه از بهشت مي‌باشد نهر آب بهشت همان فرات است و نهر عسل همان رود نيل مصراست و نهر خَمر همان رود سيحان است و نهر شير همان رود جيحان است، بنا براين مي‌توان گفت خدا فضلي به اهل بهشت ندارد زيار همان نَهرهائيكه در سورة محمد (ص) فرموده در دنيا به مردم داده‌است.
5- در همين باب روايت کرده که امام صادق فرمود دو نَهر مؤمن هستند, نيل و فرات ولي نَهر فرات شيعه‌است!! لابد نَهرهاي ديگر همه کافر يا سني‌اند!!! و باز از امام صادق (ع) روايت کرده که چهار مکان ايام طوفان از خدا ياري خواستند و خدا آنان را بالا برد, بيت‌المعمور و نجف و کربلا و طوس!! معلوم نيست چرا مکه و مدينه فرياد نکرده‌اند؟ ديگر آنکه اگر نجف وکربلا و طوس يا بيت‌العمور بالا رفته‌اند پس چرا هنوز روي زمين‌اند؟!
6- مجلسي ادعا کرده که از ويژگيهاي نجف اين است که هر کس در آنجا بميرد عذاب قبر و حساب و کتابي ندارد!! و دليل متقن جناب مجلسي خواب‌هايي است که ديده‌اند!! معلوم مي‌‌شود يکي از ادلة آقاي مجلسي خواب است!! جناب ايشان نقل کرده که جنازه‌اي را آوردند در کوفه روي سکوي مقابل قبر حضرت مسلم گذاشتند يکي از حاملين جنازه چُرتش برد، ديد کسي از دور با صداي بلند به ديگري مي‌‌گويد: بيا زود به حساب او برسيم قبل از آنکه به سرحد نجف برسد که ديگر براي محاسبه اعمالش به او دسترسي نخواهيم داشت، اين مرد از چرت خود بيدار شد و فوراً جنازه را برداشتند و او را به نجف وارد کرد و از حساب و کتاب ماموران الهي فرارش دادند!!! مي‌گوييم نعوذ بالله تقصير خدا است که مامورين بي‌کفايتي گماشته که بندگان را از محاسبة اعمال فراري مي‌دهند، چنين خدايي واقعاً شايستة کتابي مثل بحار مي‌باشد!!! ولي خداي قرآن غير از اين است و فرموده: ﴿مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللهِ وَلِيّاً وَلَا