ِهَا»  تا آنكه فرمود: « فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ ولا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلا أَنْ يَكْفِيَ اللهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي، فَإِنَّمَا أَنَا وأَنْتُمْ عَبِيدٌ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَيْرُهُ يَمْلِكُ مِنَّا مَا لا نَمْلِكُ مِنْ أَنْفُسِنَا وأَخْرَجَنَا مِمَّا كُنَّا فِيهِ إِلَى مَا صَلَحْنَا عَلَيْهِ فَأَبْدَلَنَا بَعْدَ الضَّلالَةِ بِالهُدَى وأَعْطَانَا الْبَصِيرَةَ بَعْدَ الْعَمَى» = مرا به ثناي زيبا ثنا خواني مكنيد تا خود را نسبت به خداوند آماده كنم و از عهدة حقوقي كه هنوز ادا نكرده‌ام برآيم........    و من خود را از خطا مصون نمي‌دانم و در كارم ازخطا ايمن (در امان) نيستم مگر اينكه خداوند مرا در برابر نفسم نگه فرمايد كه از من بر اين كار تواناتر است همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاري هستيم كه جز او پروردگاري نيست، نسبت به ما اختيار آن چيزي را دارد كه تحت اختيار ما نيست. پروردگاري كه ما را از آنچه در آن بوديم بيرون آورد و به آنچه صلاح ما بود وارد ساخت و گمراهي ما را به هدايت و نابينايي ما را به بينايي مبدل ساخت(10).
حضرت امير (ع) همان امام هُمامي است كه چون ايرانيان در «ساباط» مدائن براي تكريم و احترام او به استقبالش آمده و پياده شدند ‌ايشان را مذمت كرد و راضي نشد كسي براي او كرنش كند،‌ او خود را معصوم نمي‌دانست، ‌حال آيا راضي است كه مداحان و زيارتنامه خوانان او را غلو آميز مدح كنند و با تفصيل و مبالغه به تعريف از او بپردازند و صفات خدايي برايش قائل شوند؟!!
به هر حال خوبي و بدي گذشتگان به آيندگان مربوط نيست و آيندگان چنانكه خدا فرموده نبايد به مدح ويا ذم آنان بپردازند، ‌بلكه هر كسي مسؤول اعمال خود مي‌باشد ﴿تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾ = آن امتي است گذشته، ‌كارهايشان براي خودشان است و كردار شما براي خودتان است و شما از آنچه ايشان كرده‌اند، بازخواست نخواهيد شد (البقرة/141 و 134). 
بنابر اين آيات، لعن و بدگويي از گذشتگان در اين زيارت و يا مداحي و چاپلوسي و افتخار به گذشتگان بيهوده و لغو و برخلاف سليقة شرع است، رسول خدا (ص) نيز فرموده:«احثو في وجوه المداحين التراب» = به روي مداحان خاك بپاشيد(11).
كسي كه جهاد نمي‌كند به صرف مداحي از مجاهدين گذشته چه بهره‌اي خواهد برد؟ كسي كه از دنيا پرستي و شهوت پرستي دست برنداشته ‌به صرف مداحي از اولياء خدا چه فائده‌اي مي‌برد؟ آيا وظيفة ‌مسلمين صدر اسلام عمل به احكام خدا بوده ولي وظيفة مسلمين بعدي فقط تعريف و تمجيد از آنان است؟! مگر اسلام دو برنامة مخالف يكديگر دارد؟ كساني كه دم از پيروي رسول خدا (ص) و يا فلان امام مي‌زنند و به روش آنان عمل نمي‌كنند، بلكه به روش خود عمل مي‌كنند و كتابها و مجلس‌ها را پر از مداحي و چاپلوسي و معجزه تراشي كرده‌اند آيا معتقدند كه ائمه نيز نسبت به پيامبر يا امام پيش از خود چنين مي‌كرده‌اند؟ يا اينكه معتقدند وظيفة امام و ماموم دو طريقة مختلف است؟ مگر عقائد و اعمال اسلام براي همه يكسان نيامده؟ مگر دين امام و ماموم فرق دارد؟ اصول دين علي –عليه السلام- چه بوده؟ آيا اصول دين اينان غير از اصول دين آن حضرت است؟! اينها سؤالاتي است كه ملت ما جوابي براي آن ندارند، ‌از وقتي كه ملت ما جهاد را ترك كرده و از عدالت روگردان شده و فقط براي مجاهدين صدر اسلام گريه و زاري پيش گرفته‌اند، ‌مشمول ذلت و نكبت شده و از ملل مترقي جهان عقب مانده‌اند، اينان مي‌پندارند كه اسلام يعني چاپلوسي از رسول و امام. آيا خدا را گول مي‌زنند يا خود را؟ و گمان مي‌كنند امام حاضر است و از اين بدعتها خوشنود است؟ آيا ممكن است امامي كه در زمان حياتش با تملق مردم از خودش مخالف بوده، دستور دهد پس از ممات (وفات) در مقابل قبر او بايستند و صفحه‌ها تملق برايش بخوانند؟! كه حال شيعه نمايان پس از هزار سال به گمان اينكه امام از مداحي وتملق و چاپلوسي ايشان خشنود مي‌شود پولها خرج مي‌كنند و شعارها و شعرهاي بي مدرك مي‌تراشند؟!

الهوامش
 (9) نهج البلاغه ، ‌خطبة 193. 
(10) نهج البلاغه ، خطبة 216. 
(11) وسائل الشيعه، ج 12 ص 132، ‌حديث اول .سلاطين خودخواه مستبد ستمگري كه از دين و آيين الهي به كلي بي‌خبر بودند و از پول حرام و غارت اموال مردم, اين حرمها و گنبدها و ضريح‌ها را ساختند و مردم را به اين زر و زيورها جذب كرده و حرمها و مقبره‌ها را پر كردند و مساجد الهي را خالي نمودند كساني از قبيل سلاطين صفويه و قاجاريه بودند كه جز عياشي و قتل و غارت ملت و خدمت به اجانب و ترويج خرافات, كاري نداشتند ‌و ايران به واسطة حكومت آنان از عقب افتاده‌ترين ممالك روي زمين شد. سلاطين از گرفتن رشوه‌ها و مالياتها پولها جمع مي‌كردند و به منظور كسب آبرو در ميان مردم به عوض رسيدن به رعيت و آبادي مملكت ‌در اطراف مقبره‌هاي بزرگان تا توانستند كاخها و گنبدها و گلدسته‌هاي سر به فلك كشيده ساختند كه تمام آن تبذير و اسراف و افراط بوده، ‌خصوصا در مملكتي كه اكثر ساكنانش خانه و لانه ندارند و بسياري از دهات آن آب ندارد و اكثر روستاهايش مخروبه شده و بسياري از مردمش بيكارند. در چنين اوضاعي اين ستمگران بي دين ميلياردها خرج مقبره‌ها كردند، از سنگهاي مرمر و نقاشي گرفته تا نقره كاري و طلا كاري و آئينه كاري. يكي از سلاطين خونريز كه بسياري از وزراء و اولاد و كسان خود را كشت، شاه صفي نوادة شاه عباس است كه مدفن او در سمت قبلة مرقد حضرت معصومه قرار گرفته و سقف و ديوارهاي آنجا مزين شده به كاشي‌هاي مُعرّق شده‌است. و ديگري قبر شاه عباس ثاني كه قبر او جنب مقبرة همان شاه صفي واقع شده كه از سنگهاي مرمر بسيار عالي ممتاز بنا گرديده و صندوقهاي مُذهّب و الماس نشان بر آن ساخته‌اند و شعراء براي تملق او را ـ نعوذ بالله ـ از پيامبر بالاتر برده‌اند. شاعري در تعريف او چنين گفته:

در ايام خـاقانِ جـم بـارگاه		خديـو جهانگيـر عبـاس شــاه
سليمان غلامي زخيل درش		به اقبال شه سـاخت اين بارگاه
بهشـت بـرين بود مأواي او		همين گشت تاريخ آن قبله گاه
سلاطين ستم مي‌كردند ولي مداحان وشعراء و ادباء، بلكه عالم نمايان به طمع پولشان با مداحيهاي كفر آميز آنان را تطهير مي‌كردند. تمام ساختمانهاي بارگاهها و رواق‌ها و گنبد و گلدسته‌ها ساختة دست سلاطين ستمگر و وزراي خيانتگر است. پهلوي كه اصلا دين نداشت، براي بارگاه حضرت رضا عليه ‌السلام در ساخته‌است، ‌اتابك اعظم وفرزندش امين السلطان همان كسي است كه چهار صد هزار ليره از انگلستان گرفت تا قرار داد انحصاري رژي را با انگلهاي انگلستان منعقد سازد، يعني بدون اطلاع و رضايت ملت، قرار داد تنباكو و دخانيات را بست، تا اينكه ملت قيام كرد و با رنج و زحمت بسيار توانست آن را باطل كند. آري همين وزير خائن صحن بز