خِتَانَيْنِ و إِنْزَالُ الْمَنِیِّ و الْمَوْتُ و ثَلاَثَةٌ يَخْتَصُّ بِهَا النِّسَاءُ و هِیَ الْحَيْضُ و النِّفَاسُ و الْوِلاَدَةُ.
فصل : وقُطَّاعُ الطَّرِيقِ عَلَی أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ إِنْ قَتَلُوا ولَمْ يَأْخُذُوا الْمَالَ قُتِلُوا فَإنْ قَتَلُوا و أَخَذُوا الْمَالَ قُتِلُوا و صُلِبُوا وإِنْ أَخَذُوا الْمَالَ ولَمْ يَقْتُلُوا تُقْطَعُ أَيْدِيهِمْ و أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاَفٍ فَإنْ أَخَافُوا السَّبِيلَ ولَمْ يَأْخُذُوا مَالاً ولَمْ يَقْتُلُوا حُبِسُوا و عُزِّرُوا ومَنْ تَابَ مِنْهُمْ قَبْلَ الْقُدْرَةِ عَلَيهِ سَقَطَ عَنْهُ الْحُدُودُ و أَخِذَ بِالْحُقُوقِ.
در احکام راهزن: راهزنان چهار قسم اند: (1) شخصی را بکشد ومالش را نبرند کشته می شوند (2) بکشند و مال را هم ببرند کشته می شود وبدار آویزان می شود (3) مال را ببرند و نکشند دست و پای آنان قطع می شود«اول دست راست پس چپ» (4) مسافران را بترسانند ومال را نبرند وکسی را نکشند زندانی وتعزیر می شوند. هر کسی از آنان قبل از تسلیم شدن توبه کند حدّ از وی ساقط می شود ولی حق مردم را باید پس بدهد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:333.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:334.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : ومَنْ قُصِدَ بِأَذَیً فی نَفْسِهِ أَوْ مَالِهِ أَوْ حَرِيمِهِ فَقَاتَلَ عَنْ ذلِکَ و قَتَلَ فَلاَضَمَان عَلَيهِ وعَلَی رَاکِبِ الدَّابَّةِ ضَمَانُ مَا أَتْلَفَتْهُ دَابَّتُهُ.
در احکام صیال: کسی که قصد مال یا جان او را بکنند واز خود یا مال یا عیالش دفاع کند ویکی یا چند نفر از انان بکشد بر وی ضمانتی نیست. حیوان سواری هر کسی زیان بر دیگری وارد کند خواه به دست یا پا و یا غیر آن پرداخت غرامت بر صاحبان حیوان لازم است خواه حیوان خودش باشد یا عاریه و یا در مقابل مزد آن را گرفته باشد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:336.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:337.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : ويُقَاتَلُ أَهْلُ الْبَغی بِثَلاَثِ شَرَائِطَ أَنْ يَکُونُوا فی مَنَعَةٍ وأَنْ يَخْرُجُوا عَنْ قَبْضَةِ الإمَامِ وأَنْ يَکُونَ لَهُمْ تَأْوِيلٌ سَائِغٌ و لاَيُقْتَلُ أَسِيرُهُمْ و لاَيُغْنَمُ مَالُهُمْ و لاَيُذَفَّفُ عَلَی جَرِيْحِهِمْ.
در احکام بغاة: «ستمگران» آنان گروهی اند که مخالف امام دادگر را می کنند مفرد آن باغی «ستمگر» به سه شرط با آنان جنگ کرده شود: (1) دارای عزّ ومقام و شوکت باشند به طوری که دارای رئیس وجنگ جویان ووسائل جنگی باشند (2) از اطاعت امام خارج شده باشند«به طوریکه از دادن مالیات وسرباز و قصاص خودداری نمایند» (3) اطاعت نکردن آنان بوسیله دلیل نزدیک به عقل باشد «مانند مطالبه اهل صفین خونبهای حضرت عثمان(رض) را، چون معتقد بودند که حضرت علی(رض) می داند قاتل عثمان کیست واگر تأویل آنان قطعی البطلان باشد«در باطل بودن آن تردیدی نباشد» مورد اعتبار نیست در این صورت اسیر آنان کشته نمی شود ومال آنان تاراج نمی شود، وزخم شده آنان کشته نمی شود«وسلاح و اسب انان بعد از استیلای امام بر آنان باید پس داده شود»«بعد از پایان جنگ».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:339.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:340.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : ومَنِ ارْتَدَّ عَنِ الإسْلاَمِ اسْتُتِيبَ ثَلاَثاً فَإنْ تَابَ وإِلاَّ قُتِلَ ولَمْ يُغَسَّل ولَمْ يُصَلَّ عَلَيهِ ولَمْ يُدْفَنْ فی مَقَابِرِ الْمُسْلِمِينَ.
آنچه غسل را واجب می کند شش چیز است ، که سه چیز آنها بین زن ومرد مشترک است: (1) فرو رفتن سر ذکر مرد زنده بفرج زن (2) خارج شدن منی اگر چه یک قطره باشد (3) مرگ مگر شهید که غسلش روا نیست. 
وسه چیز از آنها فقط اختصاص به زن دارد: (1) حیض (2) خون ولادت و زائیدن (3) ولادت خواه خون باشد یا نباشد.

در احکام ردّه: که بدترین انواع کفر است«ردّه» در لغت به معنی برگشتن از چیزی است به چیز دیگر وشرعاً برگشتن از اسلام است به نیت کفر یا گفتار کفر یا کردار آن مانند: سجده بردن بر بت به جهت مسخره یا عناد یا اعتقاد. کسی که از اسلام برگردد باید او را به توبه وادار کرد. اگر توبه کرد چه بهتر وگرنه کشته می شود و شسته نمی شود ونماز میت بر او نباید خوانده شود وگذاشتن او در قبور مسلمانان نیز روانیست.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:342.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:343.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : وتَارِکُ الصَّلاَةِ عَلَی ضَرْبَيْنِ أَحَدُهُمَا أَنْ يَتْرُکَهَا غَيْرَ مُعْتَقِدٍ لِوُجُوبِهَا فَحُکْمُهُ حُکْمُ الْمُرْتَدِّ و الثَّانِی أَنْ يَتْرُکَهَا کَسَلاً مُعْتَقِداً لِوُجُوبِهَا فَيُسْتَتَابُ فَإنْ تَابَ وصَلَّی وإِلاَّ قُتِلَ حَدّاً وکَانَ حُکْمُهُ حُکْمُ الْمُسْلِمِينَ.
نماز نگذار دو نوع است: (1) نماز را نمی خواند چون به نماز معتقد نیست، وحکم او حکم برگشته از دین است (2) به جهت تنبلی نماز را نمی گزارد ولی معتقد به وجوب آن است، باید چنین کسی به توبه وادار شود اگر توبه کرد و نماز را انجام داد چه بهتر وگرنه کشته می شود نه به جهت کفر بلکه به جهت کفارت و حکم او حکم مسلمانان دیگر است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:345.xml">جهاد</a><a class="folder" href="w:html:348.xml">قتل</a><a class="folder" href="w:html:351.xml">مال غارت و تاراج </a><a class="folder" href="w:html:354.xml">در احکام جزیه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:346.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:347.txt">ترجمه</a></body></html>کتاب الجهاد
وشَرَائِطُ وُجُوبِ الْجِهَادِ سَبْعُ خِصَالٍ الإسْلاَمُ و الْبُلُوغُ و الْعَقْلُ و الْحُرِّيَّةُ و الْذُکُورِيَّةُ و الصِّحَّةُ و الطَّاقَةُ عَلَی الْقِتَالِ ومَنْ أُسِرَ مِنَ الْکُفَّارِ فَعَلَی ضَرْبَيْنِ ضَرْبٌ يَکُونُ رَقِيقاً بِنَفْسِ السَّبیِ وهُمُ الصِّبْيَانُ و النِّسَاءُ و ضَرْبٌ لاَيَرِقُّ بِنَفْسِ السَّبیِ و هُمُ الرِّجَالُ الْبَالِغُونَ و الإمَامُ مُخَيَّرٌ فِيهِمْ بَيْنَ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ الْقَتْلِ و الإسْتِرْقَاقِ و الْمَنِّ و الْفِدْيَةِ بِالْمَالِ أَوْ بِالرِّجَالِ يَفْعَلُ مِنْ ذلِکَ مَافِيهِ الْمَصْلَحَةُ ومَنْ أَسْلَمَ قَبْلَ الأَسْرِ أَحْرَزَ مَالَهُ و دَمَهُ و صِغَارَ أَوْلاَدِهِ و يُحْکَمُ لِلصَّبِیِّ بِالإسْلاَمِ عِنْدَ وُجُودِ ثَلاَثَةِ أَسْبَابٍ: أَنْ يُسْلِمَ أَحَدُ أَبَوَيهِ أَوْ يَسْبِيَهُ مُسْلِمٌ مُنْفَرِداً عَنْ أَبَوَيهِ أَوْ يُوجَدَ لَقِيطاً فی دَارِ الإسْلاَمِ.
جهاد
در زمان حضرت محمد(ص) بعد از هجرت جهاد فرض کفایه بوده است ولی بعد از رحلت حضرت ایشان کافران دارای دو حالت می باشند: (1) کافران در محل خود باشند در این صورت جهاد هر ساله بر مسلمانان فرض کفایه است (2) ویا کافران در نزدیک کشور اسلام فرود آیند ودر این صورت جهاد فرض عین است وبر اهل آن کشور است راندن آنان به هر وسیله که بوده.
شرط های وجوب جهاد هفت است: (1) اسلام (2) بلوغ (3) عقل (4) آزادی     (5