ِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ.
در احکام قسامه: وآن عبارت است از سوگندهای خونبها، هرگاه ادعای خونبهای شخص کشته ای مقترن وبرابر با لوث گواه باشد«ضعف گواه» و ادعای مدعی محتمل صدق وکذب باشد در این صورت برای اثبات قتل باید مدعی پنجاه سوگند بخورد که فلانکس یا فلانکسها قاتل فلانکس است بدینوسیله استحقاق اخذ خونبها را پیدا می کند. واگر در آن جا گواه نباشد وفقط مجرد دعوی باشد سوگند بر مدعی علیه است پس مدعی علیه باید پنجاه سوگند بخورد. واجب است بر قاتل نفس بنا حق خواه قتل عمد باشد یا اشتباه یا شبه عمد پرداخت کفاره اگر قاتل بچه یا دیوانه باشد باید ولی آنها کفارت را از مال آنها بپردازد وآن عبارت است از آزاد کردن برده مسلمان سالم از عیبهای مضر واگر نباشد باید دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:317.xml">حد</a><a class="folder" href="w:html:320.xml">در احکام قذف</a><a class="folder" href="w:html:323.xml">کسی که عرق یا شراب مست کننده بیاشامد</a><a class="folder" href="w:html:326.xml">در احکام دزدی</a><a class="folder" href="w:html:329.xml">در احکام راهزن</a><a class="folder" href="w:html:332.xml">در احکام صیال</a><a class="folder" href="w:html:335.xml">در احکام بغاة</a><a class="folder" href="w:html:338.xml">در احکام ردّه</a><a class="folder" href="w:html:341.xml">نماز نگذار دو نوع است</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:318.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:319.txt">ترجمه</a></body></html>کتاب الحدود
و الزَّانِی عَلَی ضَرْبَيْنِ مُحْصَنٍ وغَيْرِ مُحْصَنٍ فَالْمُحْصَنُ حَدَّهُ الرَّجْمُ وغَيْرُ المُحصَنِ حَدُّهُ مِائَةُ جَلْدَةٍ و تَغْرِيبُ عَامٍ إلَی مَسَافَةِ الْقَصْرِ و شَرَائِطُ الإحْصَانِ أَرْبَعٌ الْبُلُوغُ و الْعَقْلُ و الْحُرِّيَّةُ و وُجُودُ الْوَطْءِ فی نِکَاحٍ صَحِيحٍ و الْعَبْدُ و الأَمَةُ حَدُّهُمَا نِصْفُ حَدِّ الْحُرِّ و حُکْمُ اللِّوَاطِ و إِتْيَانِ البَهَائِمِ کَحُکْمِ الزِّنَا ومَنْ وَطِئَ فِيمَا دُونَ الْفَرْجِ عُزِّرَ و لاَيَبْلُغُ بِالتَّعْزِيزِ أَدْنَی الْحُدُودِ.
حدود جمع حدّ به معنی منع کردن است وجه تسمیه حدود به جهت آن است که انسان را از ارتکاب گناه باز می دارد.
زانی«زنا کننده» دو نوع است: (1) مُحصَن «مرد عاقل وبالغ و آزادی که حشفه یا سرذَکَر او یا به اندازه حشفه از مردی که حشفه وی بریده باشد به قُبُل منکوحه خود فرو رفته باشد» (2) غیر مُحصَن.
حدّ محصن رجم و سنگسار کردن است به سنگهای معتدل«نه بزرگ ونه کوچک» وغیرمحصن«خواه مرد یا زن» حد او یکصد تازیانه است وبیرون کردن از محل تا مسافت قصر مدت یکسال یا بیشتر.
شروط احصان چهار چیز است: (1) بلوغ (2) عقل (3) آزادی (4) بودن جماع از مسلمان یا ذمی در نکاح صحیح بطوریکه در بالا ذکر شود.
حد برده و کنیز نصف حد آزاد است«50تازیانه» حکم لواط و جماع حیوانات مانند حکم زناست پس هر کس با کسی عمل لواط کند یا با حیوانی مجامعت نماید باید او را حد زد، وکسی که با زن اجنبی درغیر فرج جماع کند تعزیر می شود وامام نمی تواند در تعزیر به حداقل حدود برسد«مثلاً اگر امام بخواهد برده ای را تعزیر کند باید از بیست تازیانه کمتر به او بزند ویا اگر مرد آزاد را تعزیر کند تعزیر وی نباید به چهل تازیانه برسد زیرا بیست تازیانه حداقل حد آزاد مرد است».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:33.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:34.txt">ترجمه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:321.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:322.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : وإذَا قَذَفَ غَيرَهُ بِالزِّنَا فَعَلَيهِ حَدُّ الْقَذْفِ بِثَمَانِيَةِ شَرَائِطَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فی الْقَاذِفِ وهُوَ أَنْ يَکُونَ بَالِغاً عَاقِلاً وأَنْ لاَيَکُونَ وَالِداً لِلْمَقْذُوفِ و خَمْسَةٌ فی الْمَقذُوفِ وهُوَ أَنْ يَکُونَ مُسْلِماً بَالِغاً عَاقِلاً حُرّاً عَفِيفاً و يُحَدُّ الْحُرُّ ثَمَانِيْنَ و الْعَبْدُ أَرْبَعِينَ و يَسْقُطُ حَدُّ الْقَذْفِ بِثَلاَثَةِ أَشْيَاءَ إِقَامَةِ الْبَيِّنَةِ أَوْ عَفْوِ الْمَقْذُوفِ أَوْ الْلِّعَانِ فی حَقِّ الزَّوْجَةِ.
در احکام قذف: قذف یعنی تهمت زدن زنا، هرگاه شخصی کسی را به زنا نسبت دهد بر وی حد تهمت واجب می شود به هشت شرط،سه شرط آنها مربوط به تهمت زننده است: (1) بلوغ (2) عقل (3) قاذف پدر تهمت زده شده نباشد.
وپنج شرط دیگر مربوط به قذف شده است: (1) اسلام (2) بلوغ (3) عقل (4) آزادی (5) عِفّت حد آزاد مرد هشتاد تازیانه وبرده چهل تازیانه است.
به سه شرط حدّ تهمت ساقط می شود: (1) آوردن گواه (2) عفو کردن تهمت زده شده (3) لِعان در حق زن.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:324.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:325.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : ومَنْ شَرِبَ خَمْراً أَوْ شَرَاباً مُسْکِراً يُحَدُّ أَرْبَعِينَ و يَجُوزُ أَنْ يَبْلُغَ بِهِ ثَمَانِينَ عَلَی وَجْهُ التَّعْزِيرِ و يَجِبُ عَلَيهِ بِأَحَدِ أَمْرَينِ بِالْبَيِّنَةِ أَوِ الإقْرَارِ و لاَيُحَدُّ بِالْقَیءِ والإِسْتِنکَاهِ.
کسی که عرق یا شراب مست کننده بیاشامد حدّ وی زدن چهل تازیانه است وامام می تواند از لحاظ تعزیر تا هشتاد تازیانه بوی بزند.
دوچیز حدّ را بر وی واجب می کند: (1) گواه (2) اقرار. 
قی کردن و بوی شراب از دهن آمدن حدّ را واجب نمی کند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:327.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:328.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و تُقْطَعُ يَدُ السَّارِقِ بِثَلاَثَةِ شَرَائِطَ أَنْ يَکُونَ بَالِغاً عَاقِلاً وأَنْ يَسْرِقَ نِصَاباً قِيْمَتُهُ رُبْعُ دِينَارٍ مِنْ حِرْزِ مِثْلِهِ لاَمِلْکَ لَهُ فِيهِ و لاَشُبْهَةَ فی مَالِ الْمَسْرُوقِ مِنْهُ و تُقْطَعُ يَدُهُ الْيُمْنَيْمِن مِفْصَلِ الْکُوع فَإنْ سَرَقَ ثَانِياً قُطِعَتْ رِجْلُهُ اليُسْرَی فَإنْ سَرَقَ ثَالِثاً قُطِعَتْ يَدُهُ اليُسْرَی فَإنْ سَرَقَ رَابِعاً قُطِعَتْ رِجْلُهُ الْيُمْنَی فَإنْ سَرَقَ بَعْدَ ذلِکَ عُزِّرَ وقِيلَ يُقْتَلُ صَبْراً.
در احکام دزدی: به سه شرط دست دزد بریده می شود: (1) بلوغ (2) عقل (3) دزدیدن چیزی که یک چهارم دینار ارزش داشته باشد و از محلی که برای چیز تعیین شده دزدیده باشد ومالکیت انرا نداشته باشد و مال شبهه نبوده باشد«مثلاً گفته باشند این دزدیست بدن اثبات» در این صورت باید دست راست وی از مچ بریده شود و اگر برای بار دوم دزدی کند باید پای چپ او را با آهن تیز از بند پا قطع کند واگر برای بار سوم دزدی کند باید دست چپ او را قطع نمود، واگر برای بار چهارم دزدی کرد باید قطع پای راست او بکنند، واگر بعد از آن باز دزدی کرد باید تعزیر شود وگفته شده بعد از زندان کشته می شود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:330.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:331.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : والَّذِی يُوجِبُ الْغُسْلَ سِتَّةُ أَشْيَاءَ ثَلاَثَةٌ تَشْتَرِکُ فِيْهَا الرِّجَالُ و النِّسَاءُ و هِیَ إِلتِقَاءُ الْ