 از کسي ندانستن است، در عوض فرد مسلمان بايد هرکس را چه فقير و چه ضعيف و چه در مقامي پايين تر از خودش، بزرگ بدارد. خداند متعال همه ما را به فروتني امر نموده و مي فرمايد: {واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين} [شعراء: 215] يعني: " و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‏اند بال خود را فرو گستر!"، منظور تواضع و فروتني در برابر تمام انسان ها است. همچنين مي فرمايد: {تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوًا في الأرض ولا فسادًا والعاقبة للمتقين} [قصص: 83] يعني: " آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است."
از فضيل بن عياض درباره ي تواضع سؤال شد. او پاسخ داد: آن است که در برابر حق سرفرود آورده و بدان تن دردهد حتي اگر آن را از کودکي خردسال بشنود آن را بپذيرد و يا اگر از نادان ترين مردم بشنود آن را قبول دارد. 
حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- مي گويد: هيچکسي از مسلمانان ديگري را کوچک نداند، چرا که کوچکترين مسلمانان در نزد خداوند بزرگ است.
چنانچه گفته اند: فروتني، تاجي است بر سر انسان.

تواضع رسول خدا صلى الله عليه و سلم:
خداوند متعال به پيامبرش صلى الله عليه و سلم اختيار داد تا ميان آنکه چيامبري بنده يا پيامبري پادشاه باشد يکي را برگزيند، پيامبر صلى الله عليه و سلم بدليل تواضعي که داشت پيامبر و بنده بودن را برگزيد. 
تواضع از بارزترين خصوصيات اخلاقي حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و سلم بود. نمونه هاي بسياري از فروتني و تواضع آن حضرت صلى الله عليه و سلم موجود است از جمله ي آن ها:
يکبار از حضرت عائشه -رضي الله عنها- سؤال شد: پيامبر صلى الله عليه و سلم در ميان خانواده اش چگونه رفتار مي کرد؟ پاسخ داد: « كان في مهنة أهله (يساعدهم)، فإذا حضرت الصلاة قام إلى الصلاة.» [بخاري] يعني: " ايشان به کار خانه ي خويش مشغول بودند(آنان را کمک مي نمود) و چون هنگام نماز مي رسيد، به نماز برمي آمدند."
آن حضرت صلى الله عليه و سلم خود شير گوسفندان را دوشيده، کفش هايش را مي دوخت، جامه اش را وصله مي زد، با خدمتکارش غذا مي خورد، خود از بازار وسايل مي خريد و با دستان خويش حملشان مي کرد، در سلام کردن بر طرف مقابل پيشي مي گرفت و با او دست مي داد، براي او فرقي نمي کرد که آن شخص کوچک باشد يا بزرگ، سياه باشد يا سرخ و بنده باشد يا آزاد. آن حضرت صلى الله عليه و سلم خود را از يارانش جدا نکرده و در کارها چه کم و چه زياد با آنان همکاري مي نمود.
زماني که پيامبر صلى الله عليه و سلم مكه را فتح کردند، درحالي وارد آن شدند که سر خويش را بخاطر تواضع در برابر پروردگار جهانيان چنان به زير افکنده بود که چيزي نمانده بود به پشت شترش برسد. سپس آن حضرت صلى الله عليه و سلم همه ي اهل مکه را بخشيده و از آنان درگذشت و فرمود: (اذهبوا فأنتم الطلقاء) يعني: "برويد که شما همه آزاديد."[سيرة ابن هشام] .

انواع تواضع:
تواضع ممکن است در رابطه با خداوند يا در ارتباط فرستاده ي او و ديگر مردم باشد. انسان مسلمان در ارتباط با خداوند فروتني پيشه مي کند تا اعمال ود را قبول فرمايد و در برابر او نهايت خضوع و فروتني را پيش مي گيرد. در مقابل اوامر او نه چون و چرا نموده و نه با افکار يا اميال خويش در برابر آن مي ايستد. همچنين در ارتباط با رسول الله صلى الله عليه و سلم با تمسک به سنت و راهنمايي هايش تواضع و فروتني اختيار نموده با ادب و فرمانبري از وي پيروي نموده و در اوامر و نواهي با وي مخالفت نمي کند. 
انسان مسلمان در رابطه با مردم رفتاري متواضع داشته و بر آنان فخر نمي ورزد. حرمت و ارج آنان را، در هر رتبه و پايه اي که باشند، نگاه مي دارد. سخن حق را قبول داشته و بدان گردن مي نهد حال گوينده ي آن هرکه باشد فرقي نمي کند.

فضيلت تواضع:
تواضع خصلتي پسنديده است که بيانگر پاکي نفس انسان بوده و به سوي محبت و دوستي و برابري ميان مردم رهنمون گشته و باعث گسترش همبستگي ميان آنان و کنار رفتن کينه و حسادت و دشمني از قلب هايشان مي گردد. مهم تر از همه اينکه تواضع مايه ي خوشنودي خداوند سبحان مي باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم فرموده است: (ما نقصت صدقة من مال، وما زاد الله عبدًا بعفو إلا عزًّا، وما تواضع أحد لله إلا رفعه الله) [مسلم] يعني: " هيچ صدقه مال را کم نساخت، و خدا هيچ بنده اي را به عفو جز عزت نيفزود، و هيچکس براي خدا فروتني نکرد، مگر اينکه خداوند او را بلند مرتبه نمود."
همچنين آن حضرت صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (مَنْ تواضع لله رفعه الله) [ابونعيم] يعني: "هرکه بخاطر خداوند فروتني کند، خداوند او را بلند مرتبه گرداند." و نيز فرموده است: (إن الله تعالى أوحى إلى أن تواضعوا حتى لا يفخر أحد على أحد ولا يبغي أحد على أحد) [مسلم] يعني: " هر آئينه خداوند بمن وحي نمود که فروتني کنيد تا کسي بر کسي ستم نکند و کسي بر کسي ننازد."

وقال الشاعر:
إذا شــِئْتَ أن تَـزْدَادَ قَـدْرًا ورِفْـــعَــةً
فَلِنْ وتواضعْ واتْرُكِ الْكِبْـرَ والْعُجْـــبَا
معني شعر: "اگر خواهي که قدر و جاه تو افزون بگردد
فروتن باش و نرمي ورز و بکاه از فخر و نازت "

تكبر:
هرگز سزاوار نيست که انسان تکبر بورزد؛ چرا که کبريا و عظمت تنها شايسته خداوند است و بس. پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم در يک حديث قدسي بيان مي دارد: (قال الله -عز وجل-: الكبرياء ردائي، والعظمة إزاري، فمن نازعني واحدًا منهما قذفته في النار) [مسلم و ابوداود و ترمذي] يعني: "خداوند عزوجل مي فرمايد: عزت ازار من است و کبريا رداي من، کسي که با من در يکي از اين دو دعوي و کشمکش کند، او را در آتش افکنم."
انسان متكبر فکر مي کند که مقام و جايگاه او از منزلت ديگران بالاتر است؛ که البته اين حالت باعث مي شود ديگران از وي متنفر شده و از دور و برش کنار روند و به همان اندازه در درون خود فرد نيز فساد و تباهي فراواني را به جاي مي گذارد؛ ديگر نه نصيحتي را مي شنود و نه نظري براي او قابل قبول است و در نهايت جزو انسان هاي مطرود مي گردد.

خداوند متعال مي فرمايد: {ولا تصعر خدك للناس ولا تمش في الأرض مرحًا إن الله لا يحب كل مختال فخور} [لقمان: 18] يعني: " و از مردم [به نخوت] رخ برمتاب و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست نمي دارد."
متکبران در قرآن کريم به عذابي شديد بيم داده شده اند آنجا که خداوند باري تعالي مي فرمايد: {سأصرف عن آياتي الذين يتكبرون في الأرض بغير حق} [اعراف: 146] يعني: " به زودى كسانى را كه در زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از آياتم رويگردان سازم ..."، و مي فرمايد: {كذلك يطبع الله على كل قلب متكبر جبار} [غافر: 35] يعني: "... اين گونه خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مي نهد."
خداوند –باري تعالى- متكبران را دوست نمي دارد و پاداش و جايگاه شان را آتش دوزخ قرار داده و مي فرمايد: {إنه لا يحب المستكبرين} [نحل: 23] يعني: " ... او گردنكشان را دوست نمى‏دارد "، ويقول تعالى: {أليس في جهنم مثوى للمتكبرين} [زمر: 60] يعني: "... آيا جاى سركشان در ج