‌های آن
در مقطع زمانی فوق سه آیین در چین وجود داشت: 1- آیین لائتسه( ).() 2- آیین کنفوسیوس( ). 3- آیین بودایی.
 (دین تائو (تائوئیسم) که عموماً با نام بنیانگذار آن لائوتسه (از 512 – 504 پیش از میلاد) باز شناخته می‌شود، دین‌بودن آن از جانب محققان مورد تردید قرار گرفته است، در باره‌ی شرح زندگی لائوتسه مطالب ناچیزی در دست است. وی در ایالت هونان (Honan) در بخش مرکزی چین و در حدود 50 سال پیش از کنفوسیوس متولد شد. ذخیره‌ی ادبی دین تائو سندی است که معمولاً آن را به خود لائوتسه بنیانگذار این مکتب نسبت می‌دهند. عنوان کتاب تائو – ته – کینگ است. اکنون مدتی طولانی است که دین تائو رو به افوال گذارده است. برآوردها حاکی از آن است که پیروان آن را در چین رقمی بالای پنجاه میلیون نفر تشکیل می‌دهند. (د.ن.)) ()
آیین نخست، گذشته از این زود به بت‌پرستی انجامید، بیشتر تئوریک بود تا عملی. پیروانش زندگی سخت و طاقت‌فرسایی داشتند، به هیچ وجه به زن نگاه نمی‌کردند و رابطه‌ای با وی نداشتند و هیچگاه ازدواج نمی‌کردند، قبل از این که این آیین مبنای حکومت و یا زندگی سالمی قرار گیرد، نسل‌های بعدی به مخالفت با مؤسس نخستین آن برخاستند و از احکام وی سرپیچی نمودند، اما کنفوسیوس برعکس آیین قبل به امور عملی بیشتر اهتمام داشت تا امور نظری. تمام دستوراتش بیشتر در امور دنیا و تدبیر امور مادی، سیاسی و اداری خلاصه می‌شد و در مراحلی از تاریخ پیروانش به وجود الهی معین اصلاً اعتقاد نداشتند و طبق تمایل خویش به پرستش درختان و رودخانه‌ها می‌پرداختند، در این آیین نه نوری از یقین و نه شریعتی از آسمان وجود داشت. فقط تجربیات یک کارشناس و دستورالعمل‌های یک دانشمند بود که هروقت می‌خواستند به آن عمل می‌کردند و هر وقت می‌خواستند از آن سرباز می‌زدند.
آیین بودا و تحولات آن
آیین بودا، قبل از هرچیز سادگی و حماسی‌بودن را به سرعت از دست داد و بی‌درنگ در کام آیین برهمایی که در این زمان سخت برآشفته و تحریک شده بود، فرو رفت و نهایتاً به بت‌پرستی محض تبدیل شد. هرجا قدم می‌گذاشت بت‌ها را با خود به همراه داشت و هرجا رحل اقامت می‌افکند، انواع و اقسام مجسمه‌ها و هیکل‌های بودا( ) را نصب می‌کرد. این تمثال‌ها و بت‌ها زندگی دینی و مدنی دوران شکوفایی آیین بودایی را کاملاً تحت پوشش قرار داده بود.
ایشوارا توبا، استاد تاریخ تمدن هند در یکی از دانشگاه‌های هند می‌گوید:
«در سایه‌ی آیین بودا حکومتی به وجود آمد که به مظاهر خدایان و پرستش مجسمه‌ها اهمیت می‌داد و در نتیجه‌ی آن روابط اخوت بودایی دستخوش تغییر گردید و انواع و اقسام بدعت‌ها در آن رواج یافت»( ).
یکی از نویسندگان معاصر و سیاستمداران بزرگ هند «نهرو» نیز به این نکته پی برده است، او چنین می‌گوید:
«آیین برهمایی بودا را مظهر خدایان قرار داد و خود بوداییان نیز از این شیوه تقلید کردند، رابطه‌ی اخوت بودایی مالک سرمایه‌ی هنگفتی شد و مرکز مصالح جماعت‌های خاصی گردید. نظم و انسجام خویش را از دست داد و در روش‌های عبادت آن سحر و امور واهی بسیارری رسوخ نمود و سرانجام آیین که هزارن سال در هند حاکمیت داشت و درخشیده بود، رو به زوال و انحطاط گذارد.
(Mrs. Rhys Davids) رخوت و سستی و بیماری آیین بودا را در آن مقطع یادآور شده و طوری که راها کریشنان در کتاب فلسفه‌ی هند از وی نقل کرده، می‌گوید: افکار نادرست و پوچ تعلیمات اخلاقی بودا را چنان تحت تأثیر قرار داده است که کاملاً در لابلای تخیلات و خرافات ناپدید گردید، و جای آن را آیین دیگر گرفت و مدتی بر دل‌های مردم چیره شد، اما دیری نگذشت که آیین جدید رو به اضمحلال گذارد و جایش را آیینی دیگر گرفت و همچنان با رفتن شکلی و پدید‌امدن شکلی دیگر اوهام و خرافات زیاد روی هم انباشته گردید، به گونه‌ای که فضای تاریک و سیاهی بر همه جا گسترده شده و دستورات و فرامین ارزشمند و ساده‌ی مؤسس نخست این آیین به علت موشکافی‌ها و قیل و قال‌های کلامی از بین رفت»( ).
«آیین‌های برهمایی و بودایی رو به انحطاط نهادند و رسوم نادرست در آنها سرایت نمود. بازشناختن آیین بودایی از آیین برهمایی بس دشوار بود، چرا که آیین بودایی در آیین برهمایی کاملاً ذوب شده بود»( ).
در بودیسم وجود «اله» و ایمان به آن همواره مورد اختلاف مؤرخان و نویسندگان شرح حال مؤسس این آیین بوده است. تا آنجا که بعضی با سردرگمی از خود می‌پرسند: چگونه امکان دارد این آیین بزرگ بر پایه‌ای سست از آدابی پدید آمده که ایمان به خدا در آنها وجود ندارد؟( ).
بنابراین، بودیسم جز راه‌هایی جهت ریاضت نفس، سرکوب شهوات، آراسته‌شدن به فضایل، نجات از درد و رنج و حصول علم نیست.
بنابراین، چینی‌ها برای جهان حامل رسالتی و دینی که مشکلات آن را حل نماید نبودند، آنها در دورترین نقطه از شرق جهان متمدن بر میراث دینی و علمی خویش چنگ می‌زدند، نه به ثروت خویش می‌افزودند و نه به ثروت دیگران.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">پیشگفتار مترجم</a><a class="folder" href="w:html:6.xml">سخنی در معرفی کتاب به قلم سید عبدالماجد غوری</a><a class="text" href="w:text:13.txt">سرگذشت کتاب به قلم نویسنده</a><a class="text" href="w:text:14.txt">پیشگفتار چاپ چهارم</a><a class="text" href="w:text:15.txt">پیشگفتار چاپ هشتم</a><a class="text" href="w:text:16.txt">پیشگفتار به قلم پژوهشگر اسلامی، استاد سید قطب (رح) </a><a class="text" href="w:text:17.txt">پیش درآمد به قلم استاد دکتر محمد یوسف موسی</a><a class="text" href="w:text:18.txt">تصویری توصیفی برادرم ابوالحسن</a><a class="text" href="w:text:19.txt">با انحطاط مسلمانان، جهان متحمل چه زیان‌هایی شد؟</a><a class="text" href="w:text:20.txt">با انحطاط مسلمانان، جهان متحمل چه زیان‌هایی شد؟</a></body></html>ملت‌های آسیای میانه
ملت‌های دیگر شرق و آسیای میانه مانند مغولان، ترکان و ژاپنی‌ها، دارای آیین مخلوط از بودیسم و تب‌پرستی بودند، نه ثروتی علمی داشتند و نه هم دارای نظام پیشرفته‌ی سیاسی بودند، بلکه در مرحله‌ی گذار از دوران وحشی‌گری به وران تمدن به سر می‌بردند، برخی از این ملت‌ها هنوز مرحله‌ی ابتدایی و طفولیت عقلی را می‌گذراندند.
وضعیت هند از نظر دینی، اجتماعی و اخلاقی
در مورد تاریخ هند تمام تاریخ‌نگاران، اتفاق نظر دارند که نابسامان‌ترین دورانش از نظر دینی، اخلاقی و اجتماعی دورانی است که از آغاز قرن ششم میلادی شروع می‌شود، هند نیز به نوبه‌ی خویش در فروپاشی اخلاقی و اجتماعی حاکم بر جهان در آن برهه از تاریخ با کشورهای همجوار خویش شریک بود و از این تاریکی فراگیر بهره‌ای نه چندان اندک به خود اختصاص داده بود و افزون برآن، هند در برخی از مظاهر و رسوم تفاوت‌های خاصی داشت که در سه مورد می‌شود آنها را تلخیص نمود:
1- کثرت فاحش خدایان.
2- شهوت بی‌مهار جنسی.
3- تفاوت‌های طبقاتی و تبعیضات ظالمانه‌ی اجتماعی.
افراط در بت‌پرستی
در قرن ششم بت‌پرستی در هند به اوج خود رسیده بود، شمار خدایان در «ودا»( ) 33 تا بود که در همین قرن این رقم