ورديم مربوط به خانه پيامبر و همسران او است. 2- از ابتداي آيه تا انتها 9 مرتبه از كلمه بيت و بيوت استفاده شده ولي در موردي كه كلمه كليد آمده (مفاتحه) به جاي بيوت كلمه ملكتم آمده و ملكتم را مي توان به چيزي كه مالك آن هستي معني كرد همچون صندوقچه. 3- شما براي جايي درب به همراه كليد مي گذاريد (آن هم در 1400 پيش) كه شيء يا چيزي قيمتي در آن باشد نه اتاقك حضرت فاطمه و همسران پيامبر ص كه به طور حتم از جواهرات و چيزهاي قيمتي خالي بوده و زندگي زاهدانه اي داشته اند. حضرت علی در خطبه160 نهج البلاغه در مورد راه و رسم زندگی پیامبرص فرموده: بر روی زمين می نشست و و غذا می خورد و چون برده ساده می نشست و با دست خود کفش خود را وصله می زد و جامه خود را می دوخت و بر الاغ برهنه می نشست و ديگری را بر پشت سر خويش سوار می کرد پرده ای بر در خانه او آويخته بود که نقش و تصويرها در آن بود به يکی از همسرانش فرمود: اين پرده را از جلوی چشمانم دور کن که هرگاه نگاهم بدان می افتد به ياد دنيا و زينتهای آن مي افتم.
ما مي پرسيم: مگر چه چيز درون اتاق حضرت فاطمه بوده كه بخواهد براي آن درب بگذارد، چون گذاشتن درب چوبي در آن زمان هزينه ساز و مشكل بوده و هزينه آن درب چوبي از مجموع اشياء اتاق حضرت فاطمه بيشتر مي شده است، و مثل اين مي ماند كه هم اكنون شما براي خريد خانه پولي نداشته باشيد ولي بخواهيد برويد و يك بنز آخرين مدل را خريداري كنيد، آيا اين امر معقول و منطقي است؟ 

و براي حسن ختام به اين حديث از حضرت علي رض دقت كنيد: 
«خوشا به حال كسي كه از پندگويي كه هدايتش مي كند اطاعت كند و از فريبكاري كه او را به گودال گمراهي مي افكند بپرهيزد». (غرر الحكم جلد 2 ص 465)
اميدوارم طرح اين سوالات باعث ايجاد تعقل و تفكر در شما گردد تا شايد به فكر تحقيق بيشتر در مذهب وراثتي و تقليدي خود باشيد(5).
.....................................
(1) اي كاش مي فهميدم غلو در نظر شيعيان به چه معناست؟ شيعيان تنها چيزي را كه غلو مي دانند اين است كه شما بگوئيد حضرت علي خود خداست، ولي دادن صفات خالق به مخلوق را غلو نمي دانند ، صفاتي چون حاضر و ناظر بودن در هرجا و صدا كردن ائمه در دعاها و جاهاي ديگر و دادن صفاتي چون علم غيب و عصمت به ائمه و غيره...
(2) توجه شيعيان به قبرستان باعث كمرنگ شدن مساجد شده و عظمت مساجد از بين رفته است و جمعيت مسلمين بجاي مساجد در قبرستان است.
(3) اين  روايت ، در تاريخ يعقوبي شيعه نيز وجود دارد.
(4) چوب درخت نخل براي نجاري مناسب نيست.
(5) لازم به تذکر است که برخی از اهل سنت به هنگام مواجه شدن با تبلیغات شیعیان فوری به مذهب شیعه روی می آورند و علت این است که تصور می کنند این مذهب شیعیان فعلی همان مذهب اهل بیت و شیعیان حضرت علی است و فکر می کنند شیعه تنها سخنش پیروی از اهل بیت و دوستی ایشان است و هیچ نوع گمراهی ندارد، در صورتیکه امثال اینجانب که از بدو تولد در میان شیعیان بوده اند با عقاید شرک آمیز و خرافی ایشان به خوبی آشنا هستند و این دسته از اهل سنت می بایست مدتی در ایران و میان عوام شیعه باشند تا پی به حقیقت ببرند و یا حتی از اهل سنت داخل ایران همچون مردم زاهدان سوال و تحقیق کنند نه اینکه چشم بسته شیعه شوند و البته آخوندهای مبلغ تشیع در کار خود استاد هستند و مطمئن باشید در مرحله اول تبلیغات خود زیارت عاشورا و لعن ابوبکر و عمر را تدریس نمی کنند، بلکه تنها از دوستی اهل بیت صحبت می کنند و قدم به قدم جلو می روند و به آرامی ذهن اهل سنت را آماده می کنند برای لعن صحابه، قبرپرستی، غلو، خواندن غیرخدا و شرک و خرافات دیگر، امیدوارم این كتاب برای روشن شدن ذهن اهل سنت ناآگاه و همینطور شیعیان مفید واقع شود.از آنجا که به احتمال فراوان مانند همیشه به این پرسشها پاسخهای جدلی و کلامی داده خواهد شد توجه خواننده عزیز را به نکات زیر جلب می کنم: 
تمامی مباحث و اختلافاتی که بین شیعه و سنی در گرفته در این نکته ساده نهفته است که شیعه اعتبار عجیبی برای علوم نقلی قائل است. (علوم نقلی یعنی حدیث و تاریخ و کلاً آنچه دیگران گفته اند و عده ای نوشته اند) و این آخر ماجرا نیست زیرا همین عقاید بر اساس گزینش و طبقه بندی یک سری خاص از بین احادیث و وقایع و روایات تاریخی صورت گرفته است. درست است که قرآن نیز به نوعی در حوزه علوم نقلی واقع می شود ولی نظر به اعجاز آن و اجماع تمامی فرق مسلمین بر حجیت و قطعی الصدور بودن آن، انسان می تواند به راحتی و آرامش خیال، عقایدش را بر مبنای قرآن پایه ریزی کند ولی اگر روز قیامت خداوند از تو سئوال کرد که چرا بر مبنای فلان عقیده،  فلان سخن را گفتی یا فلان کار را کردی آیا می گویی به خاطر وجود احادیث و روایات؟!!! هر چند مثل روز روشن است که روایت و حدیث، جایگاه مطمئنی برای پایه ریزی عقیده و جهنمی یا بهشتی شدن نیست. (به خصوص اگر با مباحث جدلی و کلامی و تحلیلهای امروز پسند مخلوط شود) ولی ما با همین چند سئوال ساده؛ دروغ بودن اندیشه های باطل را ثابت می کنیم. 
دامنه کلام در اینجا بسیار گسترده است ولی نظر به اهمیت موضوع به طور بسیار خلاصه توجه شما را به چند نکته جلب می کنم: 
1-	علمای شیعه و سنی متفق القولند که قرآن قطعی الثبوت و احادیث ظنی الثبوت اند. یعنی می توان بر روی تمامی آیات قرآن، قسم خورد و مطمئن بود که از جانب خداست ولی روی هیچ حدیثی حتی متواتر با سلسله راویان درست، نمی توان قسم صد در صد خورد و اطمینان و علم کامل داشت.
2-	آیات متعددی در قرآن وجود دارد که در آنها خداوند می فرماید: ظن و گمان در پیشگاه خدا جایگاهی ندارد و برخی گمانها گناه است و آنچه را بر آن علم نداری پیروی نکن. (اسراء/36، نجم/28)
3-	بیشترین عقاید شیعه بر مبنای حدیث و شان نزول گزینشی برخی آیات و برخی قصه های انتخاب شده تاریخی است. البته شیعه حتی تعداد زیادی از احادیثی که در کتب قدیمی علمای طراز اول خودش هم وجود دارد را قبول نمی کند (مانند احادیث متعددی که ساخت و ساز روی قبرها را مساوی شرک دانسته و...) یا آنها را حمل بر تقیه می کند و... 
4-	یک نمونه ساده که خواننده عزیز متوجه شود چقدر می توان به حدیث دل بست: محدث نوری عالم شیعه کتابی می نویسد با نام: فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الأرباب. او قصد داشته در این کتاب ثابت کند که قرآن تحریف و کم و زیاد و دستکاری و... شده است. او در این کتاب در اثبات این عقیده خود  دو هزار حدیث از بین منابع شیعه جمع آوری می کند!! سئوال اینجاست: وقتی می توان برای اثبات هر اعتقاد فاسدی دوهزار حدیث از بین متون مختلف جمع آوری کرد ما از کجا می توانیم به سایر عقاید خرافی شیعه که تمامی آنها بر مبنای حدیث و قصه است اعتماد کنیم و قرآن را رها کنیم؟ (ضمنا این نکته را نیز متذکر شوم که سلسله روات بسیاری از این دو هزار حدیث، درست و معتبر است. مانند آن حدیث دروغ که در اصول کافی قدیمی ترین و معتبرترین منبع روایی شیعه آمده که می گوید: قرآن دارای هفده هزار آیه بوده که فقط شش هزار آیه آن باقی مانده و تمامی روا