ه بزند. که هرگز نمی‌تواند:
خداوند همچنانکه عکاسی ونقاشی را در دنیای واقع حرام کرده، تصویر دروغین را نیز در عالم رؤیا حرام نموده است، چون نوعی جدال با خدا در آفرینش است. ابن حجر : فرموده: «رؤیا یک صورت لطیف و معنوی است که خداوند می‌آفریند و دروغگو صورتی را بر تصاویر خوابش می‌افزاید که حقیقت ندارد و خدا آنرا نیافریده است، پس این نوعی دروغ بر جنس نبوّت است، و در روز قیامت بر او تکلیف می‌شود که دو حبّه جو را با هم گره بزند، و به کسی که در دنیای واقعی صورتی را کشیده تکلیف می‌شود که آنرا زنده کند؛ چون با قدرت خدا در آفرینش ستیز کرده است». [فتح الباری، (12/447)].
مثال:
روایت شده است که مردی نزد ابن سیرین آمد و گفت: 
در خواب دیدم که یک لیوان شیشه‌ای پر از آب، در دست دارم، لیوان شکست و آب باقی ماند. ابن سیرین گفت: از خدا بترس مرد! چیزی ندیده‌ای مرد عصبانی شد و گفت: سبحان الله! ابن سیرین گفت: اگر دروغ هم بگویی چیزی بر من نیست و خواب را تعبیر کرد و گفت: زنت بچه‌ای به دنیا می‌آورد و خودش می‌میرد و بچه‌اش زنده می‌ماند. هنگامیکه مرد از نزد ابن سیرین بیرون آمد گفت: به خدا هیچی ندیده‌ام. طولی نکشید که این زن بچه‌ای به دنیا آورد و مُرد.
قاعده بیست و دوم:
چیزی که عقلا محال است، ممکن است در خواب روی دهد. از دو طریق: 
1- وسوسة شیطان: در حدیث صحیح آمده است که مردی به پیامبر ص عرض کرد که در خواب دیدم سرم از تنم جدا شده است و من به دنبال سرم راه می‌روم. پیامبر ص فرمود: «لا تخبر بتلعّب الشيطان بك في المنام». [سیر اعلام النبلاء ذهبی، (617/4) واسناد آن صحیح است. و نگاه به التقریب شماره (7289)، ص 572].
«فریب و وسوسه شیطان را بازگو مکن».
2- دروغ صاحب خواب: همچون داستان آن مردی که پیش عمر (رض) آمد و گفت: در خواب دیدم که زمین سرسبز و خرّم شد و بعداً خشک و بی‌گیاه، دوباره سبز شد و سپس خشک و بی‌حاصل. عمر (رض)  گفت: تو ایمان می‌آوری و بعداً کافر می‌شوی، دوباره ایمان می‌آوری و سپس کافر می‌شوی، و با کفر از دنیا می‌روی. مرد گفت چیزی ندیده‌ام عمر (رض)  گفت: (قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ)[يوسف:41]. «و مطلبى كه درباره آن (از من) نظر خواستيد، قطعى و حتمى است».
همچنانکه برای دوست حضرت یوسف مقدر گردید، و یا همچون داستانی که چند پیش از ابن سیرین نقل کردیم. با وجود اینکه خواب دروغ است، اما تأویل آن به خاطر سزای خدا نسبت به دروغگو حقیقتاً روی می‌دهد. و اما واقع شدن محالاتی که به گمان مردم ممکن است، در خواب زیاد است. مانند؛ اینکه هفت گاو لاغر، هفت گاو چاق را می‌خورند و مانند؛ پرواز در آسمان.
قاعده بیست و سوم:
صادق‌ترین مردم در رؤیا صادق‌ترین آنهاست در گفتگو:
هر اندازه انسان صادق باشد، رؤیایش نیز صادق خواهد بود. و هر اندازه دروغگو باشد رؤیایش نیز همچنین. و اگر صاحب خواب در صدق و کذب متوسط باشد؛ باید خوابش بررسی شود تا صحت آن معلوم گردد. مانند؛ خبری که از فاسقی می‌رسد، باید بررسی شود تا از صحت و سقم آن اطمینان حاصل آید و مانعی نیست که خواب او صحیح باشد. امام بخاری : بابی را به این مسأله اختصاص داده تحت عنوان: «باب خواب اهل شرک و فساد و هرزگی».
مثال: 
مثال آن، خواب حضرت یوسف (ع) است که به خاطر صادق بودنش به صدّیق نامیده شده است. پس صداقت، دلیل صحت خواب است.
قاعده بیست و چهارم:
رؤیا صفتی است غیبی که در آینده آشکار می‌شود نه صفتی که در حال، تأثیرگذار باشد: 
پس باید در آن تحقیق و بررسی کرد و تا جای که راه داشته باشد آن را بر احسن احوال حمل نمود چون رؤیا بر اساس خوشبینی است.
مثال: 
از شریک بن أبی نمر نقل شده است: گفت در خواب دیدم که تمام دندانهایم افتاده است. در مورد آن از سعید بن مسیب پرسیدم گفت: اگر خوابت صادق باشد تمام هم‌سن و سالهايت فوت كرده‌اند. [سیر اعلام النبلاء، (4/236)].
قاعده بیست و پنجم:
واقع شدن تعبیر خواب ضرورتاً بر ثبوت وصف تعبیر یا صحت و توانائی معبّر دلالت نمی‌کند:
چون رؤیا براساس عاقبت به خیری و خوش‌بینی است. بنابراین واقع شدن تعبیر معبّر احمق و حسود، دلیل بر قوّت تعبیر و صحّت آن نیست، و همین مسأله زیادی معبّرین را در زمان حاضر توجیه می‌کند.
مثال: 
داستان برادان حضرت یوسف(ع) که به او حسودی ‌بردند. یا ابن سیرین باری که از حلقه درس تأخیر کرده بود یکی از شاگردان احمقش خواب زنی را تعبیر کرد و تعبیرش واقع شد. 
مقدمه دانشمند بزرگوار دکتر عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین

الحمد لله وحده وصلى الله وسلّم على محمدٍ وآله وصحبه، وبعد: 
کتابی را که برادر عبدالله بن محمد السدحان نوشته است، خواندم.
خداوند متعال او را توفیق دهد و به راه راست هدایتش کند که براستی کار نیکی انجام داده و فائده رسانده و بر مراد دست یازیده است. و چیزهای زیادی را که به خواب و رؤیا تعلّق دارد توضیح داده و کیفیّت تعبیر و آنچه که معبّرین در تعبير آن موفق شده‌اند، و راههای شناخت آنان به تعبیر خواب و آنچه را که معبّر حق دخالت در آن ندارد، بیان کرده است. و واقعاً نویسنده از سر دانش و لیاقت از عهده مطلبی که انتخاب کرده برآمده است، و به بسیاری از اهل خواب و رؤیا، و به بسیاری از معبّرینی که در این عصر و زمان زیاد شده‌اند، برخی اصابت می‌کنند و بیشتر به خطا می‌روند فائده رسانیده است. چون تعبیر همچنانکه نویسنده ذکر است بر اجتهاد و نظر و دقّت فکر اعتماد دارد.
والله أعلم.وصلى الله على محمدٍ وآله وصحبه وسلم
نویسنده: عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین
 
قاعده بیست و ششم:
اگر خوابی که تعبیر آن واقع شده است تکرار گردید از چهار حالت زیر خالی نیست:
1 ـ یادآوری نعمتی است که به سبب این خواب فراهم شده ولی هنوز شکر آن بجای نیامده است.
2 ـ برحذر داشتن از گناهی است که هنوز از آن توبه نشده است.
3 ـ یادآوری وصیّت، ردّ مظلمه یا دَینی است که بر میّت است و هنوز ادا نشده.
4 ـ دلالت بر آسیب چشم دارد که هنوز برای رفع اثر آن اقدام نشده است. و مثال در این باب از حدّ شمار بیشتر است.
قاعده بیست و هفتم:
غالباً رؤیای بد زود واقع می‌شود و رؤیای نیک دیر:
بر این مسأله واقعیت و تجربه شهادت می‌دهد. خواب بد به سرعت واقع می‌شود تا صاحب خواب به توبه و پرهیز از گناه اقدام کند و خود را برای مصیبت آماده نماید. باید از صاحب خواب سؤال شود آیا قبل از خواب بلای بر او وارد آمده یا خیر. اگر قبلاً به مصیبتی دچار شده پس این خواب، تفسیر آن است واگرنه پس به مصیبتی گرفتار آید که باید خود را برای آن آماده سازد، و این از لطف و رحمت خدا به بنده است.
و اما نشان خواب نیک تأخیر است که در آن نوید به خیر و خوشی است تا خوف انسان به أمن تبدیل شود و نفس آمادگی لازم را بدست آورد.
ولی احیانا در برخی از حالات استثنائی تعجیل می‌شود. مانند؛ اینکه به صاحب خواب دستور داده شود که برای شفا از بیماری‌اش صدقه بدهد. 
مثال خواب نیک: داستان حضرت یوسف ؛ است که در کودکی خواب دید: (إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْ