 اعتماد کرده است «قاعدة 32» و از قول خداوند کمک گرفته است که می‌فرماید(إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ) [البقره: 266].
« (در اين هنگام،) گردبادى (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزانى) است، به آن برخورد كند و شعله‏ور گردد و بسوزد».
گردبارد مقدّمه اول، آتش مقدمه دوم، و آتش سوزی نتیجة هشدار دهنده است که خداوند زن را به خاطر شایستگی‌اش نجات داد.
مثال چهارم: 
مردی در خواب دید که ماری بر دَر منزل او به خود پیچیده، با ظرفی که همراه خود داشت به مار زد. ترسان از خواب پرید. پیش معبّر اول رفت و خواب را بازگو کرد. معبّر گفت: بر شما قرضهای است و یکی از طلبکاران از شما می‌خواهد طلبش را پرداخت کنی. و در آینده پرداخت خواهی کرد، بینندة خواب گفت هیچ دَینی بر من نیست که آن را بپردازم. پیش معبر دیگری رفت و گفت: آیا شما راننده داری؟ گفت: بلی و گفت بدون دلیل از او نگرانی؟ مرد گفت بلی. معبّر گفت: آیا ناگهان احساس خستگی و سستی غیر طبیعی در خود می‌کنی؟ گفت بلی، معبّر گفت: راننده‌ات شور چشم است. رفع اثر چشم او کن و ظنّت را نسبت به او نیکو دار. پس از مدّتی خستگی و نگرانی او بر طرف شد.
تحلیل: 
رموز این خواب عبارتند از: مار، درب منزل و ضربه با ظرف.
معبّر اوّل فقط به رمز دوّم که وجود مداوم طلبکاران بر دَر منزل است، نظر کرده و دو رمز دیگر را از نظر دور داشته است، حال آنکه رؤیا واقعة به هم پیوسته است و تجزیه به آن ضرر می‌رساند «قاعدة 20» و به همین خاطر معبّر به خطا رفت و بیننده خواب دَین را انکار کرد. اما معبّر دوم رأیش به هدف خورد چون از حال و اوضاع صاحب خواب سؤال کرد. طبق «قاعدة 16» و راننده را مخصوصاً ذکر کرد چون زیاد از منزل بیرون می‌آید و بنابراین زیاد بر در می‌ماند و مار قرینه است بر اینکه راننده شور چشم است ولی نفع او زیاد است. به همین دلیل گفت، گمانت را نسبت به او نیکو دار. چنانكه در حديث جن مدينه آمده است. و قرینه در خواب تکیه‌گاه است. طبق «قاعدة 33» و از این معنی عدول نمی‌شود.
مثال پنجم :
مردی در خواب دید که یک خارپشت و یک گربه به او حمله کردند.
مرد خارپشت را کشت. ولی گربه وارد منزلش شد و مرد ترسان از خواب پرید. مرد نزد معبّر رفت و خوابش را بازگو کرد معبّر از وضعیّت صاحب خواب پرسید. مرد گفت: پسر کوچکی با چشمان بسیار زیبا دارم که ناگاه به بیماری چشم مبتلا شد. در بیمارستان متخصص چشم معاینه گردید و به من گفتند که پسرت به دو نوع سرطان عصب چشمی مبتلا شده که به سوی مغز در حال پیشروی هستند و باید برای جلوگیری از رسیدن سرطان به مغز پسر، هر دو چشمش تخلیه شود.
زمان عمل، حداکثر یک هفته تعیین گردید و سپس از من درخواست امضاء کردند. و بعد از این، خواب را دیدم.
معبّر گفت: عمل جراحی را به تأخیر بینداز و سپس گفت: آیا آنگاه که پسرت از درد چشم اظهار ناراحتی کرد، دو تا از دوستانش با او بودند که یکی ریش را اصلاح کرده و دیگری ریش و سبلیش را از ته زده بود؟ صاحب خواب گفت: بلی. و از یکی از آنان که چشمان زیبای پسر را توصیف می‌کرد شنیدم که گفت: اگر این چشمان مال یک زن بود، به ملکه‌ی زیبایی تبدیل می‌شد. و دیگری خندید. معبّر گفت: برای رفع آسیب چشم آنان اقدام کن. ان شاء الله خدا شفایش خواهد داد. آسیب چشم، رفع گردید و پسر در کمال حیرت پزشکان کاملاً شفا یافت. این واقعه در سال 1417 ه‍ روی داد.
تحلیل: 
رموز این خواب عبارتند از: مجلس، گربه و خارپشت و حملة آنها و کشتن یکی از آنها.
سؤال معبّر از صاحب خواب ضروری است، چون تعبیر بر حسب اختلاف هیأت و منزلت افراد تغییر می‌کند. طبق «قاعدة 16» و وجود این دو شور چشم در مجلس صاحب خواب، دلیل بر اینست که آنها از نزدیکان او نیستند بنابراین معبّرگفت: آنها از دوستان هستند. گربه اشاره دارد به قول پیامبر ص: «إنهنّ من الطوافات عليكم».«گربه‌ها، اطراف شما می‌چرخند». «مقصود از حديث ران بودن گربه‌ها است».
و جز در مناسبات نمی‌‌آیند و نرمی گربه دلالت دارد بر آن شخصی که ریش را از ته زده بود، و زبری خارپشت دلالت دارد بر آن شخص که سر و رویش را اصلاح کرده بود.
و دلالت قرآن و سنت اصلی از اصول تعبیر است. «قاعدة 32» و به اصول رؤیا از نظر جنس، صنف و طبع استدلال کرده و آنها را إعمال نموده است. طبق «قاعدة 4»

پيشگفتار

اهمیّت بحث رؤیا:
گفتگو از رؤیا، قواعد و أحکام آن دارای اهمیت زیادی است مخصوصاً در این دور و زمان که حق با باطل در آمیخته است، و کسانی از رؤیا و تأویل آن، صحبت می‌کنند که اهل این کار نیستند. 
عواملی که من را تشویق کرد تا به این امر مهم بپردازم مختصراً به ترتیب زیر می‌باشند: 
1 ـ غلوّ بعضی در تقدیر و احترام رؤیا و بالا بردن منزلت آن به جای که شایستة آن نیست، تا جای که آن را تشریع می‌پنداشتند و بوسیلة آن شرع خدا را نقض می‌کردند و بر اساس خوابی که می‌دیدند حلالی را حرام، و حرامی را حلال می‌کردند، و مدعی می‌شدند که بر بعضی از غیب، علم پیدا کرده‌اند.
2 ـ تحقیر و کوتاهی بعضی نسبت به شأن و منزلت رؤیا که هیچ ارزش و قیمتی برای آن قائل نبودند، و آن را سخن پیرزنان، خرافات و افسانه به حساب می‌آوردند.
3 ـ جهت توضیح و بیان حدّ وسط در مورد رؤیا به نحوی که نه تندروی باشد، و نه کندروی. چون رؤیا همچنانکه وحی و تشریع نیست، بیهوده و دیوانگی نیز نیست، بلکه بعضی از آنها حق، و بعضی باطل می‌باشد.
4 ـ به خاطر ارتباط رؤیا با واقع و زندگی مردم. خیلی‌ها مخصوصاً خانمها از آن بسیار صحبت می‌کنند. عوامل فوق من را واداشت تا به توضیح و بیان رؤیا بپردازم.
قبل از اینکه این بحث را خاتمه دهم شایسته است که به فرمودة امام مالک اشاره‌ای داشته باشم که از او سؤال شد: هر کس می‌تواند خواب را تعبیر کند؟ در جواب فرمود: آیا می‌شود نبوّت را به بازی گرفت؟ سپس گفت: نمی‌تواند خواب را تعبیر کند مگر کسی که در آن مهارت داشته باشد. اگر نیکی دید آن را باز گوید و اگر بدی دید، سکوت کند یا خیر گوید .
شیخ سعدی (رح) می‌فرماید: علم تعبیر از علوم شرعیه است که یاد دادن و یادگرفتن آن ثواب دارد .
براین اساس بر بیان قواعد گذشتة این علم شرعی که مورد بی‌مهری واقع گردیده حریض شدم. تا همچنانکه امام مالک فرمود، در فهم آن مهارت کسب کنیم. اگر توفیق حاصل شده و بر مراد دست یافته‌ام. خدایا سپاس تو گویم همچنانکه شایسته عظمت ذات تو و بزرگی سلطان توست. و اگر غیر اینست از خداوند بزرگوار آمرزش می‌طلبم که آنچه در توان داشتم بذل نموده‌ام.
والله أعلم وصلى الله وسلم على نبينا محمدٍ وعلى آله وصحبه أجمعين.
ما دعوة أنفع يا صاحبي
	من دعوة الغائب للغائب
ناشدتُ الرحمنَ يا قارئاً
	أن تسئلَ الغفران للكاتب
ای دوستم هیچ دعائی سودمندتر از دعائی نیست که غائبی برای غائبی می‌کند تو را به خدا قسم می‌دهم ای خواننده‌ی کتاب! که برای نویسندة آن، طلب آمرزش کنید. 
مؤلف / أبو محمد عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن السدحان
شهر طائف – رجب 1424هـ
ص. ب / 154033   الرياض / 11736

براى ارتباط با مترجم می‌‌توانيد به آدرس ز