ائِبِ (7) إنَّهُ عَلَی رَجْعِهِ لَقادِرٌ 	(طارق : 5 – 8)
«انسان باید به خود بنگرد و بیندیشد که از چه چیزی آفریده شده است، از آبی روان که از میان سینه و کمر می‌جهد درست شده و آفریدگار دانا می‌تواند آن را روز قیامت بازسازد».
از آبی بی‌ارزش، از نطفه‌ای، کبد، مغز، قلب، درون و کلیه‌ها آفریده شده است. 
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیرِ شَیءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ 	(طور : 35)
«آیا غیر از این است که از هیچ آفریده شده‌اند، یا آنها خود خالق‌اند».
آن که انسان را آفرید وتعدیل کرد، آیا به راستی شایسته‌ی پرستش نیست؟ شایسته‌ی دوست داشتن نیست؟ آیا نمی‌زید که به دستورهایش گوش داد و عمل کرد، و از آن چه نهی فرمود، پرهیز کرد؟ نمی‌زید عمر گران مایه را در طاعت و سرسپردگی او گذراند؟ در روایتی از ابن مسعود از پیامبر آمده که فرمود : «لاتَزولُ قدمُ ابنِ آدمَ یومَ القیامه منْ عندِ ربّهِ حتَّی یُسألَ عَن خمسٍ : عن عمرِهِ فِیمَ أفناهُ و عَن شبابهِ فیمَ أبلاهُ، و مالِهِ منْ أینَ اکتسبَهُ؟ و فیمَ أنفقهُ؟ و ماذا عملَ فیما علمَ؟»(1) انسان در روز قیامت از پیشگاه پروردگار قدم از قدم برنمی‌دارد مگر پس از آن که درباره‌ی پنج چیز بازخواست شود :  این که عمرش را چگونه به سر برده، جوانیش را به چه صرف کرده و در چه گذرانده، مالش را از چه راهی به دست آورده و در چه راهی خرج کرده، و به آن چه می‌دانسته چگونه عمل کرده است.
---------------------------------------------------------------------
1) ترمذی (2416).از انس بن مالک روایت شده که : «أَنَّ النبیَّ کانَ یتنفسُ فی الإناءِ ثلاثاً و یقولُ : «هو أَمرأُ و أَروَی»(1) یعنی پیمبر در هنگام نوشیدن یک لیوان آب سه بار نفس می‌داد و می‌گفت این چنین گواراتر و زلال‌تر و سیراب‌کننده‌تر است. به عبارت دیگر آب را در سه جرعه می‌نوشید و در میان هر دو جرعه‌ای تنفسی می‌کرد. پس در نوشیدن یک لیوان آب سه بار نفس می‌کشید و می‌گفت : «أروی» یعنی بیشتر رفع تشنگی می‌کند و به سلامت نزدیکتر، و «أمرأ» یعنی گواراتر و در نوشیدن آسان‌تر است. از ابوهریره نیز روایت شده : «أَنّ النبی کانَ یشربُ فی ثلاثه أنفاسٍ، إذا أدنی إلی فیه الإناءَ سمّی اللهَ فإِذا أَخّرَهُ حَمِدَاللهَ، یفعل ذلک ثلاث مرّات»(2) پیامبر در سه نفس آب را میل می‌کرد. وقتی لیوان را به دهانش نزدیک می‌کرد بسم الله و چون می‌نوشید الحمدلله می‌گفت، این کار را سه بار تکرار می‌کرد. 
اندام معجزه‌آسایی در بدن هست که عصب مبهم نام دارد، از یک طرف به معده و از طرف دیگر به قلب مربوط است. غافلگیری سخت به شدت آزارش می‌دهد. مثلاً آب سرد اگر یک باره و بدون این که ابتدا کمی مزه شود – آن طور که حدیث اشاره کرده – به درون سرازیر گردد، باری این عصب مبهم غافلگیری سختی است که چه بسا او نیز پیام را به قلب می‌رساند و قلب را از کار باز می‌دارد. مرگهای ناگهانی زیادی به سبب وارد آمدن این جور غافلگیریها بر سر عصب مبهم رخ داده است که دانشمندان آن را نهی دستگاه عصبی نامیده‌اند که منجر به ایست قلبی و گاهی مرگ ناگهانی می‌شود.
مورد دیگر این که انسان در حالت گرما و خستگی بسیار زیاد نباید زیاد آب بنوشد؛ زیرا آب را حتی اگر بر ماشین آلات فلزی بریزید، زنگ می‌زند و باعث پوسیدگیش می‌شود. چه برسد به انسان. خداوند فرمود :
فَلَمَّا فَصَلَ طالوتُ بِالجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللهَ مُبْتَلِیکُمْ بَنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی و مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلّا مَنِ آغْتَرَفَ غُرْفَهً بِیَدِهِج فَشَرِبوا مِنْهُ إِلَّا قَلیلاً مِنْهُمْج فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ مَعَهُ قاُلوا لَاطاقَهَ لَنَا الیَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالَ الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مَلاقُواْ اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبتْ فَئِهً کَثیرَهً بِإِذنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّبِرینَ 
	(بقره : 249)
«آن گاه وقتی طالوت لشکریان خود را جدا کرد به آنها گفت خداوند شما را با رودخانه‌ای می‌آزماید، بدین ترتیب که هر کسی از آن بنوشد از گروه من نیست و هر کس از آن ننوشد مگر به اندازه‌ی کف دست، از گروه من است. جز شمار اندکی بقیه نوشیدند. و هنگامی که طالوت و کسانی که ایمان آورده بودند از آن گذشتند گفتند امروز توان جنگ و نبرد با جالوت و سربازان آو را نداریم. اما آنهایی که به دیدار خدا ایمان داشتند گفتند چه بسیار گروه اندکی بر لشکر بزرگی به یاری خدا پیروز می‌شود. و قطعاً خدا همراه و یاور شکیبایان است».
در حالتهای گرمای شدید و خستگی زیاد دقت شود که باید مقدار اندکی آب آن هم با تناوب نوشید نه لاجرعه.
آن چه ذکر افتاد بعضی از راهنماییهای پیامبر برای حفظ سلامتی بود. امیدوارم از آن بهره‌مند شویم.
*          *          *
----------------------------------------------------------------------------
1) ترمذی (1884) روایت کرده و ابوعیسی می‌گوید : حدیث حسن و غریبی است، نسایی هم آن را آورده است.
2) طبرانی در الأوسط (844)، الکبیر (10475) و سیوطی در الجامع الصغیر (586) روایت کرده‌اند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:109.txt">کارهای ارادی و غیرارادی تنفس</a><a class="text" href="w:text:110.txt">شش‌ها</a><a class="text" href="w:text:111.txt">حنجره و محدوده‌ی حواس</a></body></html>برخی از دانشمندان می‌گویند وضوح و نزدیکیِ بسیار به حجاب می‌ماند، نشانه‌ی واضح و آشکاری بر عظمت خدا وجود دارد که ما به خاطر نزدیکی و الفت بسیار با آن متوجهش نیستیم؛ این خانه بی‌شک تنفس است. انسان به خوابی عمیق فرو می‌رود در حالی که ریه‌هایش با نظم و ترتیب خاصی کار می‌کند و قلبش نیز با آرامی و نظم می‌تپد، دستگاه گوارش هم به درستی و به دقت کار خود را می‌کند.
پس اگر انجام وظایف دستگاه گوارش، دستگاه گردش خون، قلب و ریه‌ها به ما مربوط می‌شد، آیا کسی بود که بتواند لحظه‌ای بخوابد؟ یا اندکی کار کند؟ یا برای دقیقه‌ای با دوستش بنشیند؟ این‌ها همه از جمله‌ی کارهای غیرارادی است که به شکلی سرسام‌آور، با دقت و حکمت و تدبیر بی‌نظیری انجام می‌شود.
دانشمندان گفته‌اند : مرکزهایی برای کنترل کارهای غیرارادی وجود دارد که از جمله بر تپش قلب، حرکت ریه‌ها، روند گوارش، ترشح وکارهای زیادی که تنها خدا می‌داند، نظارت می‌کند. همان طور که کار غده‌های درون‌ریز پانکراس، کبد، فوق کلیوی، تیروئید، هیپوفیز، تعادل حرارتی، یکسانی بین مایعات و هماهنگی ضربان قلب و کارهای بسیار دیگری به صورت غیرارادی و زیرنظر این مرکز انجام می‌پذیرد.
همچنین گفته‌اند در پیازچه‌ی واقع در قسمت پایینی مغز چیزی به نام گره زندگی قرار دارد، مرکز تنظیم تنفس و مرکز تنظیم ضربان قلب و نیز مرکزهای رگها که از این مکان تنگ وگشاد می‌شود، در این بخش قرار دارد؛ و همین طور مرکز بلعیدن، جویدن، تعادل قند، مرکز عرق، بزاق، خواب و بیداری، راه رفتن، خاصیت دوران قاعدگی، حرارت بدن، غده‌های جنسی، تمام اینها در بخش زیرین ساقه‌ی مغز قرار