حيى u را برايش داد.
-يحيى ( يوحنا): يكي از پيامبران بني اسرائيل بود، وي مردم را در نهر اردن تعميد ميداد تا از خطايا و گناهان پاك شوند، تعميد عيسى u را نيز خود وي انجام داده بود، به امر پادشاه يهودي فلسطين ( هيردوس) كشته شد، كه سبب آن منع كردن وي پادشاه را از ازدواج با برادرزاده اش بود.
-مريم دختر عمران : عمران يكي از رهبرهاي بني اسرائيل بود، خانمش عقيم بود ولي خداوند برايش مريم را اعطاء كرد، بنابر آن وي نذر نمود كه آن را به خدمت بيت المقدس و عبادت در آن رها كند، خود مريم نيكوكار و پاكي بود كه خداوند وي را بر تمام زنان عالم شرف داد و برگزيد.
-عيسى (ع): در بيت لحم  ازمادر خود مريم تولد شد، يعني بدون پدر، زيرا خداوند از روح خود در وي دميده بود،  بنابرآن تولد وي به وجه مذكور حادثهء عجيبـي بود كه توسط آن، براي بني اسرائيل كه غرق در ماديات و تعلق اسباب به مسببات شده بودند، درسي داده شد، عيسى (ع) از جانب خداوند به حيث پيامبر براي بني اسرائيل مبعوث گرديد، و خداوند وي را با چندين معجزه كه دلالت به پيامبري وي مينمود، تأييد كرد كه  از آنجمله است:
* از گل براي شان صورت پرنده را مي ساخت بعدا در آن ميدميد و به اجازهء خداوند آن گل پرنده مي شد.
* كور مادرزاد و پيس را به اجازهء خداوند شفاء ميداد.
* مردگان را به اجازهء خداوند زنده ميكرد.
* مردم را از آنچه مي خوردند و از آنچه در خانه هاي خويش ذخيره مينمودند، به اجازهء خداوند با خبر ميساخت .
* همچنان توسط نازل ساختن دسترخواني از آسمان بالاي آنان تأييدش نمود، تاعيدي باشد براي اول و آخر شان.
-يهوديان بالايش غضب شدند، و حاكم روماني كه اولا با ايشان رفتاردرشت داشت بعدا برايش دروغ گفتند و افتراء نمودند، و وي را در مقابل عيسى (ع) برانگيختند كه بالآخره فرمان صادر نمود تا وي گرفتار شود، و حكم اعدامش را نيز صادر كرد.
-خداوند شكل و صورت عيسى u را بالاي يكي از يارانش انداخت كه ميگويند وي ( يهوذاي اسخريوطي) بوده [يعني وي را به صورت عيسى (ع) گردانيد] و حكم اعدام بالاي وي جاري شد، و خود عيسى u را خداوند به سوي خود بالا برد.
-حواريون دوازده گانه همانطور كه در انجيل متى ذكر شده اند:
1-سمعان، معروف به نام بطرس0       7- توما0
2-اندرواس، برادر سمعان                8-متي عشار0
3-يعقوب بن زبدي0                   9-يعقول بن حافي0
4-يوحنا، برادريعقوب0                10-لباروس ملقب به تداوس0
5-فيليبس0                             11-سمعان قانوني (غيور )
6-برنو لماوس0                         12-يهوذاي اسخر يوطي0
-هفاد فرستاده گان ديگر هم وجود دارد كه ميگويند عيسي u آنان را اختيار نموده براي تعليم دادن مسيحيت فرستاده بود0
-ميگويند: يكصدو بيست نفر ديگر بود كه بطرس درميان آنان موعظه وتبليغ نمود، روح آنان مالامال ايمان گرديد، بعدا به دعوت سوي نصرانيت پرداختند، و از ميان آنان توسط قرعه يك نفر در عوض يهوذا تعيين گرديد، و قرعه به نام متياس بيرون شده باوي دوازده حواري تكميل گرديد0
-بولس (شاول ): اين يهودي خبيث وقتي  درنصرانيت داخل شد، در ويران ساختن مفكوره هاي درست مسيحيت نقش مهمي داشت، مثل داخل نمودن عقيده تثليث، قول به الوهيت عيسي u واينكه وي ازميان مردگان برخاست وبالا رفت تا درپهلوي راست پدر خود بنشيند، همچنان بدعت عشاء رباني، وغفران گناهان را اختراع نمود، وي دراينكار هاي خود از فلسفه هاي شركي اغريقي استفاده نموده بود، همچنان الوهيت وخدائي روح القدس را اعلان نمود، به سوي عدم ضرورت به ختنه دعوت كرد، قصهء فداء را اختراع نمود[ يعني اين عقيده كه عيسي u درفداء  وعوض گناهان انسانهاي ديگر اعدام شد ]، همين شخص بود كه دين مسيحيت را كه خاص به بني اسرائيل بود، دين جهاني ساخت، وي از روي همان بيست ويك رساله، كه مجموع  الرسائل را تشكيل ميدهد ومصدر تشريعي براي نصرانيت به شمار ميرود، چهارده سفر تعليمي نوشت0
افكار ومعتقدات :
اول : كتابها وانجيل هايش :
-تورات: آن عهد قديم است كه اصل واساس دين نصراني به شمار ميرود0
-عهد جديد: يعني انجيل ، انجيل هاي معتبري كه كليساها درقرن سوم ميلادي به آن اعتراف نمودند چهار اند:
1-انجيل متي: متي يكي از شاگردان دوازده گانه بود كه انجيل را به زبان عبراني ويا سرياني نوشته بود، قديمي ترين نسخه ايكه از آن بدست آمده به زبان يوناني است، و دراين نيز اختلاف وجود دارد كه اين انجيل را كه نوشته وكه ترجمه نموده است0
2-انجيل مرقص: نويسندهء آن يوحنا است، كسيكه از ميان همان هفاد نفر برگزيده شده بود، وي در نشر وپخش نصرانيت در انطاكيه، شمال افريقا، مصر، و روما شخص فعالي بود، و درحوالي سال 62م به قتل رسيد0
3-انجيل لوقا: وي طبيب ويا تصويرگري بود از اصل يهودي، كه بابولس درسفر واقامت خود همراه ورفيق بود، واز شاگردان عيسي u نمي باشد0
4-انجيل يوحنا: يوحنا ابن صياد وازجملهء حواريين بود، عيسي(ع) او را دوست داشت، بعضي ميگويند كه وي يك شخص مجهول الهويه بوده كه درهمان اوائل تاريخ نصرانيت تنها فردي بود كه قائل به تثليث وبه الوهيت عيسي (ع)گرديده بود0
-بالاي انجيل هاي چهارگانه چنين ملاحظه ميشود كه آنان مستقيما از املاء عيسي (ع) نوشته نشده، ونويسندگانش به آن اندازه داراي اهليت نبوده اند كه از علماء دين باشند، علاوه برآنكه اصل آنان ضائع شده، وكمترين شروط روايت كه يك كتاب ديني آسماني آنرا تقضا ميكند درآنها وجود ندارد0
-اما رسائل عبارت از همان كتب تعليمي است كه نصرانيت معاصر را زيادتر از انجيل ها روشن ميسازد، وآنان را اشخاص مشهور تدوين نموده اند، توجه اين رساله ها به جانب تفسير مظاهر سلوك وانواع شعائر ومراسم درزندگي نصرانيت ميباشد0
-انجيل برنابا: كه معروف به ابن واعظ است، وي لاوي، قبرصي، ويك شخص پاك وپرهيزگار، و ماماي مرقص بود، اولين نسخه ايكه از آن كشف شد دركتابخانهء پنجم بابا سكتس، در روما بود، ولي دراشياء ذيل باديگر انجيل ها مخالفت دارد:
* نزد وي (الله) پروردگار عالم وخالق آسمانها ميباشد0
* ازجملهء اولاد ابراهيم(ع)، ذبيح همانا اسماعيل است، نه اسحاق0
* به پيامبري ونبوت محمد (ص) بشارت ميدهد0
* به دار كشيده شدن عيسي (ع) را انكار نموده به آن قائل نيست، بلكه ميگويد: خداوند شبه و صورت وي را به يهوذاي اسخر يوطي انداخت0
* به ختنه تشويق مينمايد0
* عيسي (ع) را به حيث يك پيامبر مي شناسد، نه زياده ازآن0
اين انجيل به عربي نقل داده شده و به عربي چاپ شده است0
دوم : اجتماعات نصرانيت : 
اجتماعات نصرانيت شورائي است كه گاه گاهي اين شوراها بخاطر گذاشتن قوانين، وصدور فتواها برگذار ميگردد،  در حقيقت اين شوراها هيئة تشريعي است، چيزي را بخواهد حلال ميسازد و چيزي را كه بخواهد حرام مينمايد، از مهمترين آن اجتماعات ذيل ميباشد:
1-اجتماع نيقيه 325م، در اين اجتماع چنين فيصله به عمل آمد كه تنها مسيح پروردگار است.
2-اجتماع اول قسطنطينيه 381م: در اين اجتماع فيصله نمودند كه روح القدس اله و پروردگار است.
3-اجتماع اول افسس 431م: در اين اجتماع گفتند كه مسيح دو طبيعت دارد: لاهو