نده، به شكل حواريون عيسىu تشكيل ميدهد و آن شاهد خاص عيسى u در تمام جهان ميباشد.
-گروپ ها و دسته هاي ديگري هم وجود دارد:
-گروپ هاي كهنوت ملكيصادق كه عبارت اند از:
1-گروپ هاي شيوخ: كه هر گروپ آن مشتمل بر نود و شش شيخ ميباشد، نه زياده از آن .
2-گروپ هاي سبعين: كه هر گروپ آن مشتمل بر هفاد تن بوده نه زياده برآن، و هفت رئيس ميداشته باشد.
3-گروپ هاي كاهنان عالي: اين گروپ مشتمل ميباشد به بطاركه و اسقف ها، تمام كاهنان عالي كه در يك منطقه زندگي مينمايند بنام (وتد) [يعني ميخ] ياد ميشوند.
-گروپ هاي كهنوت هارون قرار ذيل است :
1-گروپ شماس ها: اعضايش دوازده شماس ميباشد.
2-گروپ معلمين : كه داراي بيست و چهار عضو ميباشد.
3-گروپ كاهنان: اعضايش زياده بر چهل وهشت كاهن نمي باشد. 
چهارم : خلاصهء افكار و عقايد شان :
-معتقد اند كه الله به شكل انسان است، گوشت و استخوان دارد، و داخل جسد ملموسش روحي ازلي وجود دارد.
همچنان تأكيد مينمايند كه پروردگار مترقي تر از انسان است، و براي انسانان ممكن است كه ترقي نموده به مرتبهء پروردگاري برسند: تعالي الله عما يقولون علوا كبيرا « خيلي برتر و عالي است خداوند از آنچه آنان ميگويند».
-مردان وزنان و همه بشر - بدون تغيير - پسران ودختران الله اند .
-انسان - مثل روح - از والدين آسماني تولد شده، وآن انسان، قبل از آمدنش به زمين درجسد مادي، در منازل ابدي پدر باقي مانده بود، و مسيح روح اول ميباشد، بنابر اين وي پسر بزرگ است .
-عيسى u زمين را وآنچه در آن است خلق نموده، همچان عالم هاي ديگر را نيز به رهنمائي پدر آسماني خود خلق نموده است،  بعد از آن حيوانات را پيدا كرده است.
-مسيح u : مادرش مريم عذراء است كه وي به شخصي بنام يوسف نامزد بود، روح القدس بر وي آمده وقوت عالي بر وي سايه افگند، و پسر وي پسر خدا است، پسر سلطهء الوهيت را از پدر خود به ميراث برده و فنا شدن را هم از مادر خود.
-در حاليكه وي درعمر سي سالگي قرار داشت، يوحنا معمدان تعميد وي را انجام داد، چهل روز روزه گرفت تابا شيطان مقابله و محاربه نمايد، همچنان از دست وي معجزاتي صادر شد.
-عيسى u بخاطر آنكه بر خطيئه و گناه غالب شود، زده شد، عذاب كرده شد، و دار كشيده شد، وي روح خود را نزد پدر خود امانت گذاشته بود، و جسدش سه روز در قبر ماند، بعد از آن روحش به سويش بازگشت نمود، در حاليكه بالاي مرگ غلبه حاصل نموده بود، از قبر برخاست.
-اندكي بعد از برخاستنش در امريكا ظاهر گرديده كليساي خود را تأسيس نمود، بعد از آن به سوي آسمان بالا شد، و بعد از آن در عقيدهء مسيحيت شركيات داخل گرديد و رجال دين در مقابل هم به جنگ و مقابله پرداختند ، و اين امر سبب شد كه بارديگر عيسى همراه با الله به زمين پايين شوند، كه نزول شان بالاي يوسف سميث بود، تابار ديگر عقيدهء مسيحيت را همانطور كه در اصل بود به زمين باز گردانند.
-حواء دختر برگزيده اي بود كه به آدم داده شد، و براي آندو اجازه خوردن از تمام درختان داده شد، بجز درختي كه معرفي كنندهء خير و شر بود، شيطان آندو را فريب داد و از آن درخت خوردند، بنابر آن فنا پذيرگشتند، و مشغول توالد وتناسل شدند.
-روح القدس : عضو هيئة الهيه ميباشد ، وي جسدي دارد از روح به شكل انسان ، وي دريك وقت واحد، تنها در يك جاي موجود ميشود، لكن نفوذش برهمه جا ميرسد.
-پيامبر مردي است كه خداوند وي را خواسته تا نمايندگي وي را در زمين نمايد، و به نيابت وي سخن بگويد، پيامبري نزد آنان دوامدار بوده قطع نمي شود.
-تعميد: تعميد  اشاره ايست به سوي مرگ و قيامت ، و به اين طريق انجام ميشود:  شخصيت ديني با شخصي كه ميخواهد وي  را تعميد دهد در آب پايين ميشود، بعدا آنرا در آب غوطه داده دوباره بيرونش مينمايد، به اين كار زندگي گنهگاري به پايان ميرسد و زندگي جديد شروع ميشود، و آن ميلاد دوم گفته ميشود.
-قرباني : قرباني ها قبل از مسيح به طريق ذبح حيوانات تقديم ميشد، ولي كفارهء مسيح توسط كشته شدنش ، اين نوع قرباني هارا ختم نمود، و قرباني عبارت از نان ونبيذ همراه با نمازها گرديد، و در خلال ديدار جديد قديس هاي ايام اخيره، آنرا به نان و آب تبديل كردند.
-روز شنبه را تقديس و تعظيم مينمايند، زيرا خداوند، بعد از فارغ شدنش از ايجاد كائنات ، درهمين روز استراحت و دمراستي نموده است، برخاستن مسيح بعد از دار كشيده شدنش در روز يك شنبه بود، بنابر اين عوض روز شنبه روز يك شنبه محل تقديس قرار گرفته است.
-روزه : عبارت است از امتناع ورزيدن از خوردن و نوشيدن به مدت دو وقت طعام پي درپي، بنابر اين يك شخص بايد بيست وچهار ساعت روزه بگيرد، پس وقتي كسي از آنان نان شب خورد برايش تاشب ديگر جائز نيست كه چيزي بخورد همچنان روزه دار براي رهبر كهنوتي، مال وياطعامي كه مساوي خوراك دو وقت باشد، تقديم مينمايد و آنرا عطاء روزه ميگويند. 
-نوشيدن نبيذ، مسكرات الكولي، تنباكو، ودخانيات را با تمام انواع آن حرام ميدانند، و از نوشيدن قهوه وچاي امتناع ميورزند، زيرا در آنها مواد مضره وجود دارد، همچنان از نوشيدن مرطبات، و آنچه كه در آن از مشروبات صودا و مشروبات فواره و آبهاي گازدار وجود داشته باشد، و از الكولا كه خطرناكترين آنها است منع مينمايند و به عدم اسراف در خوردن گوشت نيز توصيه مينمايند، ولي تحريمش نمي كنند، و خوردن ميوه ها، سبزيجات، تركاري ها، و غله ها را مباح دانسته به خوردن گندم به طور خاص تأكيد مينمايند، زيرا عقيده دارند كه آن به جسم انسان فايده مند بوده سبب حفظ صحت و دوام آن ميشود، قابل ذكر است كه يوسف سميث رقص مينمود، شراب مينوشيد، در پهلواني شركت ميكرد، وي چنين نوشته ميگويد: «انسان بخاطري پيدا شده كه از زندگي خود فائده بگيرد».
-تعدد همسران را جائز دانسته براي مرد اجازه ميدهند كه هر قدر ميخواهد ازدواج كند، زيرا در اين كار زنده ساختن شريعتي است كه خداوند در زمانه هاي گذشته آنرا مشروع ساخته بود، و اين را تنها به دارندگان اخلاق نيكو و عالي اجازه ميدهند ، آنهم به شرطي كه قدرت سرپرستي زياده از يك فاميل را در خود به اثبات برسانند، خود يوسف سميث از جواز تعدد همسران  عملا استفاده كرده بود، وتا سال. 189م اين عادت ادامه داشت.
-در دوران پيامبرشان ولفورد، در نتيجه فشارهاي شديد كه از جانب گروه هاي ديگر  متوجه شان گرديد، و همچنان بخاطر دست يافتن به يكجا شدن با سلطه هاي اتحادي، از تعدد همسران - ظاهرا - دست كشيدند. ولي على الرغم تحرير رسمي و علني، آنان به طريق مخفي از تعدد استفاده مينمايند.
-زنا را مطلقا تحريم مينمايند، و كسي خطاء ميكند برايش توبه نمودن و رجوع كردن از تمام گناهان ممكن است.
-بالاي هر فرد واجب است كه ده يك [عشر] كسب نقد خودرا، با خوشي و سرور بپردازد.
-عطاء روزه خود را ميدهند، اشتراكات مختلفي و بخششهاي بدون سي براي كليساي خود ميدهند، بنابر آن كليساي آنان از كليساهاي غني و ثروتمند به شمار ميرود.
بعضي علامه هاي قيامت :
* شرارت ها، جنگها و نا آرامي ها.
* باز گردانيدن انجيل [يعني انجيل از نزد