ي از اسهاب وپرگويي ، بدور ازسطحي گرايي وعدم تحقيق ، ملتزم به صدق وامانت، مجتنب از تاخت و تاز، ومعتمد بر مصادر ومراجع بنا برين ما آرزو منديم كه براي خوانندهء محترم يك حقيقت علمي را تقديم نموده باشيم 0
دراينجا مناسب است گفته شود كه بحث ما متوجه حركات ومذاهبي است كه فعلاًُزنده اند و وجود واقعي خويش را درعالم امروزي حفظ نموده اند ، اما حركات ومذاهبي كه فرسوده شده اند و زمان اثر آنها را از خود زدوده است و ازحافظهء تاريخ بدور افتيده اند ، از بحث ماخارج اند وبه آنها توجهي نكرده ايم.     
  ماكه به حركات ومذاهب ازبين رفته توجهي نكرديم ، وبحث خود را  متوجه مذاهب معاصرنموده ايم البته بدين معني نيست كه آنها ارزشي ندارند واينها باارزش اند، بلكه خواستيم با اين عمل خويش توشهء فكري وعلمي معتمدي براي جوانان عصرتقديم بداريم، تا بدين وسيله عقايد وافكار زمانهء خويش را بدانند ، و راه براي شان روشن گرديده، وبتوانند موقف مناسبي ، در پذيرش  و يا ترديد آن اتخاذ نمايند0       موضوعات كتاب را به ترتيب حروف ابجد تهيه نموده ايم كه آن دوفايدهء  مهم را در بر دارد : اول آساني يافتن موضوع، دوم: اضافه كردن هر موضوع جديدي كه در آينده دريافت شود، درجاي مناسبش، درچاپ هاي آينده به سهولت انجام خواهد شد0
طرزي كه در بحث از گروه ها، احزاب  واديان از آن پيروي شده قرار آتي مي باشد:
1-تعريف: وآن عبارت از شناخت مختصري است كه تقريباً همهء موضوع را به طور اختصار در بر مي گيرد 0
2-تأسيس وافراد برازنده : اينجا سخن از اوائل پيدايش حزب، اهداف رهبران، وعلل ايجاد آن ميباشد ، همچنان تعريف اشخاص برازندهء  آن كه از خود اثري در حزب گذاشته باشند ودرپيشبرد حزب سهم فعالي داشته باشند، تحت اين عنوان ذكر ميشود0
3-افكار ومعتقدات : درين بحث سخن از عقايد ، افكار، خصوصيات مهم حزب ، سلوك افراد حزب، طرز تفكر آنان، ذكر مبادي واساسات حزب، وهرآنچه كه به آنها تعلق ميگيرد، ميباشد، اين بحث مهمترين و دراز ترين بحث در هر حركت ومذهب خواهد بود 0
4-ريشه هاي فكري و اعتقادي : دراين بحث ذكر منابعي مي شود كه حزب ويا افكار ومعتقداتش از آنها اخذ شده باشد 0
5-انتشار وجاهاي نفوذ : زيز اين عنوان ذكر جاهائي ميشود كه عقايد وافكار حزب آنجا وجود داشته باشد ، وهمچنان اندازهء نفوذ واسباب تأييد وقوت آن ، ياد آوري مي گردد0
 6-مراجع: اينجا ذكر مراجعي ميشود كه در بحث از آن استفاده شده، تا اگركسي بخواهد كه معلومات بيشتري حاصل كند به آن مراجع روي بياورد0
قبل از شروع دركتاب مناسب است كه براي خوانندگان محترم معذرت خويش را، از كمبوديها وناهنجاري هائي كه دركتاب ميابند تقديم بداريم ، زيرا مشكل بودن موضوع ، وتنوع مباحثش، علاوه بر پيچيدگي آن وكمي مراجع براي بعضي مذاهب همهء اينها موانع قويي در راه رسيدن به مطلوب ايجاد ميكنند، ليكن كوشش ما درين كار آنست كه هدف ما، كه عبارت از تقديم نمودن مجموعه اي از معلومات معتمد به شكل مسلسل است، برآورده شود0   
  و اميدواريم كه دركار خود موفق شده باشيم ، وتاحدي كاميابي را به دست آورده باشيم ، همچنان آرزومنديم كه درآينده ،با اضافه نمودن موضوعات جديد ومراجعهء موضوعات سابقه نيز خدمتي به كتاب نماييم، به همين مناسبت ما به آراء، نظريات وملاحظات برادران خواننده ضرورت داريم، خصوصاًَبه نظريات آنانيكه مشغول به مباحث علمي اند ، يعني مباحثي كه كتاب  بر آنها مشتمل است،نظريات
وملاحظاتي كه براي ما بيايد إن شاء مورد توجه جدي قرار خواهد گرفت 0
ومن الله التوفيق
مدير عمومي مركز عالمي جوانان مسلمان
د. مانع ابن حماد الجهنيكونفوشيوسيه
تعريف:
كونفوشيوسيه ديانت اهل چين است، و آن به حكيم فيلسوف كونفوشيوس باز ميگردد، وي در قرن ششم قبل از ميلاد ظاهر شد و به سوي احياء شعائر، عادات  و تقاليد ديني دعوت نمود، عادات و شعائري كه چينيان آن را از اجداد خويش به ميراث گرفته بودند، البته به اضافهء اشيائي از فلسفه ونظريات خويش در بارهء اخلاق، معاملات، و روش درست. و ديانتي است كه بر اساس عبادت پروردگار آسمان و يا پروردگار بزرگتر، تقديس ملائكه و عبادت ارواح آباء و اجداد استوار ميباشد.
تأسيس و افراد برازنده :
 اول: كونفوشيوس :
-كونفوشيوس مؤسس حقيقي اين دين شمرده ميشود0
-سال 551 قبل از ميلاد درشهر تسو Tsou كه يكي از شهر هاي مقاطعهء لو Lu به شمار ميرود چشم به جهان گشود.
-نامش كونج Kung ( نام قبيله ايكه وي به آن تعلق دارد) فوتس Futze (كه معنايش رئيس و يا فيلسوف ميباشد) است يعني رئيس و يا فيلسوف قبيلهء كونج.
-وي به خاندان بزرگي منسوب بود، پدركلانش  والي همين ولايت بود، پدرش ضابط حربي ممتازي بود، ولي خود وي در نتيجهء ازدواج غير شرعي بدنيا آمده بود، وي در سن سه سا لگي بود كه پدرش وفات نمود.
-يتيم زندگي نمود، چوپاني كرد، در اوائل جواني خود قبل از سن بيست سالگي عروسي نمود و صاحب پسر و دختري گرديد ولي بعد از دوسال از ازدواج در ميان زن و شوهر جدائي آمد البته سببش دقت شديد وي در خورد و نوش و لباس بود كه آنرا زنش تحمل كرده نتوانست.
-علوم فلسفي خود را از استاد فيلسوف لوتس Laotse صاحب مذهب طاويه ، فرا گرفت ، لوتس به سوي قناعت و گذشت مطلق دعوت مينمود، ولي كنفوشيوس بعدا با وي در اين مورد مخالفت نموده به سوي جزاء بالمثل دعوت نمود تا عدالت بر قرار شود.
-وقتي به سن بيست و دو سالگي رسيد مدرسه اي براي تدريس اصول فلسفه انشاء نمود، شاگردانش رو به افزايش نهادند و به سه هزار شاگرد رسيد و در ميان آنان تقريبا هشتاد تن از افرادي وجود داشت كه امارات زكاوت و نجابت در آنان ديده ميشد.
-در چندين مقام ايفاء وظيفه نموده به حيث مشاور اميران و ولات و به حيث قاضي، حاكم، وزير كار، و وزير عدليه، ايفاء وظيفه نموده در سال  496 ق. م. به حيث رئيس الوزاء تعيين گرديد، و در آن وقت به اعدام بعضي از وزير هاي سابق و تعدادي از رجال سياست و اغتشاشگران اقدام نمود وبدين گونه مقاطعهء «لو»  را نمونه اي براي تطبيق آراء و اصول فلسفي مثالي كه به سوي آن فرا ميخواند ساخت.
-بعدا سفر نمود و به شهرهاي زيادي رفت كه حاكمان را نصيحت و رهنمائي مينمود، با مردم ميديد و افكار و تعاليم خويش را در ميان شان نشر مينمود و آنان را به اخلاق نيك تشويق ميكرد.
-اخيرا دوباره به مقاطعهء «لو» بازگشت نمود، وخود را به تدريس ياران و دوستداران خود فارغ نموده به كتب متقدمين مشغول شد، آنها را تلخيص مينمود، ترتيب ميداد و بعضي از افكار خود را در آنها ميگنجانيد، ناگهان يگانه پسرش كه به سن پنچاه رسيده بود وفات كرد، و شاگرد محبوبش ( هووي) را نيز از دست داد، بناء خيلي گريهء اسفناك نمود.
-سال  479 ق. م. وفات نمود و از خود مذهب رسمي و عمومي بجاگذاشت كه تا نصف قرن بيستم فعلي وجود داشت.
دوم : صفات  شخصي وي :
-نرمخوي، كشاده جبين، اديب و باريك بين بود، از گريهء ديگران متأثر مي شد، گاهي خيلي سخت دل و ترشروي ميگرديد، بلند قامت بود، در خوردن، نوشيدن و لباس خويش دقت وتوجه م