د.
11-حركت صهيونيزم جديد كه اين حركت منسوب به ( تيودور هرتزل) روزنامه نويس يهودي نمساوي ( 1860-1904م) ميباشد، و هدف واضح واساسي آن رهبري يهود به سوي حاكميت بالاي تمام جهان و در قدم اول برپا كردن دولت آنان در فلسطين است، براي اين هدف دوبار با سلطان عبدالحميد مقابله نموده ولي شكست خورده بود، كه بعد ازآن يهود جهاني در راه دور ساختن سلطان و از بين بردن خلافت كار و فعاليت را آغاز نمود.
  هرتزل اولين مجلس جهاني يهود را سال 1897م برگذار نمود و در جمع كردن يهوديان جهان به اطراف خويش كامياب گرديد، همچنان وي يهوديان زيرك و هشيار را جمع نموده بود كه خطرناكترين تصويبات تاريخ جهان از آنان صادر گرديد، آن تصويبات بنام ( پروتوكولات حكماء صهيون) ياد ميشود، و مأخوذ از كتب مقدس تحريف شدهء يهود ميباشد، از آنوقت به بعد يهود سازمان هاي خويش را منظم و مستحكم نموده در راه تحقق اهداف خرابكارانهء خويش به دقت، خفاء و هشياري حركت را آغاز نمودند كه در زمان ما نتائج آن به همه عيان و روشن گرديد.
افكار و معتقدات :
-صهيونيزم افكار و معتقدات خويش را از كتب مقدسي كه آنرا يهود تحريف نموده اند اخذ كرده  وهمچنان افكار و دستور العمل خويش را ضمن پروتوكولات حكماء صهيون  درست نموده است.
-صهيونيزم يهوديان تمام جهان را اعضاي يك مليت ميداند كه مليت اسرائيل است.
-هدف صهيونيزم تسلط يهود بر تمام جهان ميباشد همانطور كه پروردگار شان «يهوه» براي شان وعده داده است، و طريق رسيدن به آن را همانا برپا كردن حكومت خويش بر سر زمين محشر، كه از درياي نيل تا درياي فرات امتداد دارد، ميدانند.
-معتقد اند كه يهود جنس ممتازي است كه بايد سردار و بادار باشد و ديگر تمام اقوام و ملتها خدمتگار آنان باشند.
-معتقد اند كه درست ترين راه براي فرمانروائي بر تمام جهان همانا برپا كردن حكومت به اساس تخويف، ارهاب و شدت است.
-بخاطر سيطره بر عامه به سوي تسخير آزادي سياسي دعوت نموده ميگويند: لازم است بدانيم كه طعمه را [طعمه چيزي است كه براي بدام انداختن شكار  آنرا در اطراف دام ميگذارند] چگونه براي شان پيش كنيم تا آنان را در دام خويش اندازيم.
-ميگويند: زماني كه دين سلطه داشت حالا گذشته است، امروز قوت و نيرو تنها براي طلا است، بنابرآن لازم است كه آنرا به هر وسيله جمع آوري نموده در قبضهء خود داشته باشيم تا تسلط ما را بر جهان آسان سازد.
-ميپندارند كه سياست ضد اخلاق بوده در آن فريب كاري و رياء ضروري  ميباشد، فضائل اخلاق و راستي در عرف سياست زشتي و بدي بشمار ميرود.
-ميگويند: غرق ساختن امميين [ملت هاي غير از يهود]در رذائل اخلاق، به تدبير ما و از طريق كساني كه ما آنان را آماده ميسازيم از قبيل استاذان، خدمتگاران، زنان تربيه كننده  اطفال و زنان رقاصه، ضروري ميباشد.
-ميگويند: تا وقتيكه آرمان ما برآورده نشده  لازم و ضروري است كه رشوت، فريب و خيانت را، بدون كدام تردد، به ميان بياوريم و از آن كار بگيريم.
-ميگويند:  لازم است كه در راه ايجاد و انتشار خوف، كه آن متضمن  فرمانبرداري كوركورانه از ما ميباشد ، كار كنيم، وهمين اندازه كفايت ميكند كه مشهور شود كه مايان خيلي جنگي و اهل پيكار هستيم تا بدين وسيله تمام سركشي ها و نافرماني ها از بين برود.
-ميگويند: شعارهائي به عنوان ( آزادي، مساوات، برادري) سر ميدهيم تا مردم به آن فريب خورده آنان نيز همان شعارها را تكرار نموده عقب چيزي بروند كه ما براي شان ميخواهيم.
-ميگويند: ضروري است كه يك نظام ارستقراطيه «حكومت طبقهء اشراف» را استحكام بخشيم و آن استوار بر مالي باشد كه در دست ما قرار دارد و بر علمي باشد كه آنرا خاص علماء ما ميدانند.
-ميگويند: در راه آوردن رهبران در قبضه و چنگ خود كار مينماييم، و زود است كه تعيين آنان در دست ما قرار گيرد، و تعيين نمودن شان، به اعتبار  پيشقدم بودن شان در بد اخلاقي، چوكي دستي و كم علمي خواهد بود.
-ميگويند: بر نشرات سيطره خواهيم نمود، قوت فعالي كه تمام جهان را به سوي آنچه اراده داريم سوق خواهد داد.
-ميگويند: ضرورست كه ميان حكام  و رعيت شان دشمني و مخالفت را توسعه بخشيم تا حاكم و پادشاه به مثل كورو نابينائي گردد كه عصاء خويش را گم كرده است، تا بخاطر نگه داشتن چوكي خود به سوي ما پناه بياورد.
-ميگويند: لازم است كه ميان تمام قوتها آتش دشمني و جنگ افروخته شود تا ميان خود جنگ كنند، و سلطنت را يگانه هدف مقدس خويش قرار داده هر يكي از قوتها در راه رسيدن به آن سعي نمايند، همچنان در دادن آتش جنگ ميان دولت ها، بلكه در داخل هر دولت ضروري ميباشد، كه در آنوقت قوتها نابود گرديده حكومت ها سقوط مينمايند، و حكومت جهاني ما بر شكسته هاي آنها برپا ميگردد.
-ميگويند: براي اقوام فقير و مظلوم در لباس آزاد كنندگان  آنان و نجات دهندگان شان از ظلم، خود را پيش ميكنيم و آنان را به پيوستن به صفوف لشكر خودمان دعوت مينماييم، يعني به صفوف اشتراكيها مختلطها، كمونست ها و ماسونيزم ها و توسط گرسنگي بالاي مردم عام حكومت خواهيم كرد و در راه نابود ساختن مخالفين از بازوي آنان استفاده خواهيم نمود.
-ميگويند: ضروري است كه زمام هاي اقتصادي را به دست آوريم، تا همه مردم توسط طلائي كه جمع نموده ايم فرمانبردار ما شوند.
-ميگويند: الآن ما توسط وسائل مخفي خويش در وضع خوبي قرار داريم طوري كه اگر دولتي بالاي ما حمله كند دولت ديگري در دفاع از ما برپا ميخيزد.
-ميگويند: كلمهء آزادي مردم عام را به سوي مقابله با خدا و قوانين وي ميكشاند، بنابرآن شعار آزادي و امثال آن را بايد شائع سازيم تا آنكه سلطنت به دست ما قرار گيرد.
-ميگويند: ما قوت مخفي و پنهاني داريم كه آنرا هيچكس از بين برده نمي تواند ، با خاموشي و پنهاني و با شوكت خاصي كار ميكند، اعضاي آن، علي الدوام تغيير وتبديل ميشود، و همين قوت ضامن سوق دادن حاكمان اممي [ملتهاي غير يهود] به آنسو كه ما ميخواهيم است.
-ميگويند: لازم است كه دولت ايمان را در قلوب مردم از بين ببريم و عقيدهء وجود خدا را از عقول شان بكشيم، و جاي آن را به قوانين مادي رياضي دهيم، زيرا مردم زير رعايت دولت ايمان خوشبخت و آسوده زندگي ميكنند، و بخاطر  آنكه براي مردم فرصت بازگشت نگذاريم  لازم است كه آنان را به وسائل مختلف مشغول سازيم تا به سبب آن از دشمن  مشترك شان در مقابلهء جهاني آگاه نشوند.
-ميگويند: لازم است كه تمام وسائلي را كه ضامن انتقال دارائي هاي امميين از خزانه هاي شان به صندوق هاي ما باشد به دست آوريم.
-ميگويند: زود است كه گروه ها و جماعت هائي تشكيل دهيم كه از انسانيت و اخلاق دور و خالي بوده، بي احساس  باشند، دين و سياست را خيلي بد ببينند، و يگانه آرزويشان به دست آوردن ماديات باشد، آنوقت است كه از هرگونه مقاومت عاجز بوده خوار و ذيل زير دست ما قرار ميگيرند.
-ميگويند: كليد تمام قوتها را به دست خود خواهيم گرفت، و بر تمام وظايف سيطره خواهيم نمود، و سياست به دست پيروان ما خواهد بود، و بدين وسيله ميتوانيم هر مقاومتي را در مقا