د، اينها علاوه بر درگيري هاي مسلحانه اي است كه ميان آنها و مسلمانان واقع ميشد و به سبب آن  تعداد زيادي از مسلمانان بيگناه گشته ميشد.
سوم : كتابهاي شان:
-كتاب (آدي گرانت) اين كتاب مجموعه اي از اشعار ديني است كه آنرا پنج معلم اول تأليف نموده و تقريبا به 6000 شعر ديني بالغ ميگردد، معلم آخر غوبند سنغ 115 شعر ديگر را كه پدرش ( تيغ بهادور) نظم كرده بود، به آن كتاب علاوه كرده است، علاوه برآن اين كتاب مشتمل بر اشعاري است كه آنرا شيوخ خواص (باختا) و بعضي اشخاص صوفيه مسلمان خصوصا ابن الفارض و بعضي شعراء دربار (غورو) به رشتهء نظم درآورده اند، اين كتاب همانا كتاب مقدسي است كه اساس سلطهء روحي به نزد شان شمرده ميشود.
-سابقه ترين مرجع كه در بارهء زندگي نانك وجود دارد پنجاه الى هشتاد سال بعد از وفاتش نوشته شده است، و اكثر دانشمندان سيك تعدادي از قصه هاي آنرا انكار مينمايند.
-كتاب هاي تاريخي سيكي ديگري هم وجود دارد كه به قرن هاي هجدهم و نوزدهم باز ميگردد.
-كتاب (راحت ناما) كه مشتمل بر تقاليد و تعاليم خواص (باختا)ميباشد.
-كتاب مقدس ديگري هم دارند كه به زبان كورمكيه نوشته شده و آنرا بنام (كرانته صاحب) ياد ميكنند.
ريشه هاي فكري واعتقادي:
-حركت آنان در اصل باز ميگردد به ظهور حركت (فيسنافا باختي)، كه اين حركت در ميان هندوها ودر منطقهء تامل توسط رامانوجا (1050-1137م ) قدم به ظهور نهاده و  به طرف شمال رسيد.
-در قرن چهاردهم و پانزدهم، بعد از درگيريها با مسلمانان، اين حركت در صحراء الغانج انتشار يافت.
-از همين جهت ميگويند كه نانك شخص اول در مذهب سيكي خود نبوده بلكه پيش از وي شخص صوفي ديگري بنام كبير ( 1440-1518م) وجود داشته است، اين شخص دين اسلام را هم فرا گرفته و خوانده بود و دين هندورا نيز، و حركت وي حركت يكجا سازي هر دو دين بود، زيرا وي ميخواست از طريق تأمل و توجيهات صوفيان ميان هر دو دين موافقت ويگانگي ايجاد نمايد.
-همين شخص كبير نام در پذيرفتن بسياري از عقائد هندوي تساهل نموده آنرا به دين اسلام يكجا ميكرد، ولي توحيد را به حيث اساس خويش نگه ميداشت، لكن در اين كار خود كامياب نشد و به مجرد مردنش مذهبش نيز ختم گرديد،  و از خود مجموعه اشعاري به زبان پنجابي به جا گذاشت و آن اشعار خلط ساختن هر دو عقيده يعني عقيدهء اسلام و عقيده هندو را نشان ميدهد، كه هر دو عقيده را به طريق صوفيان ربط داده و يكجا ساخته است.
-اساس نظريهء شان در بارهء كائنات از نصوص هندوها مأخوذ است.
-مردگانشان را مثل هندوان  ميسوزانند .
 انتشار و جاهاي نفوذ:
-شهر ( امرتيسار) كه متعلق به پنجاب ميباشد و در وقت تقسيم در قلمرو هند داخل گرديده، شهر مقدس آنها بود و در آنجا اجتماعات بزرگ و مهم خويش را برگذار مينمايند.
-چهار تخت نزد آنان وجود دارد كه از قداست و عظمت برخوردار ميباشند و آنها عبارت اند از: عقل تخت - كه در امرتيسارموقعيت دارد-، اناندبور، بانتا، و باندد.
-بزرگترين معبدشان در امرتيسار وجود دارد كه  آنجا به حج ميروند، آن معبد بنام (دربارصاحب) ياد ميشود، يعني دربار پادشاه و سردار، ديگر معابد شان بنام (كرو داوره) يعني مركز استاد ياد ميشود.
-اكثريت سيكها در پنجاب زندگي مينمايند، زيرا در آنجا 85% آنان جاگزين هستند، وباقي آنان در ولايت هاريانا، دهلي و گوشه و كنار هند متفرق اند، بعضي از آنان در ماليزيا، سنگا پور، شرق افريقا، انجلترا، ايالات متحدهء امريكا، و كندا مستقر شده اند و بعضي ديگر ايشان به خاطر كار به دول عربي خليج رفته اند.
- از 1908م به اين طرف آنان جلسهء سالانه اي دارند كه هر سال برگذار ميگردد وبخاطر ايجاد مدارس وبازكردن بخشهاي تعليمي در دانشگاه ها براي تدريس دين سيك ونشر تاريخ آن،  كار و فعاليت مينمايند0
-يك بخش از سيكها ازمكفورهء عام سيكها جدا شدند وپيروي پسر بزرگ نانك را كردند كه به نام ( ادواسي ) ياد ميشوند، زيرا آنان به سوي تصوف روي آوردند، اما خواص ( باختا ) به ختم نسل غوروي دهم ( غوبند سنغ) باور نداشته معتقد اند كه درميان مردم معلمي زنده وجود دارد وهميشه وجود ميداشته باشد 0


-آنان اعتقاد راسخ بر ضرور بودن ايجاد يك دولت مستقل براي خود شان دارند، و اين ركني از اركان ايمان شان به شمار ميرود، ازهمين جهت در آخر هر عبادت خود ترانه اي ميخوانند وميگويند:" زود است كه رجال خواص ( باختا ) حكومت را به دست گيرند" همچنان از خوابهاي ديرين شان اينست كه شانديگار پايتخت ايشان باشد0
 تعداد نفوس سيكها، در داخل وخارج هند فعلا 15مليون تخمين ميشود0
مراجــع :
1-مجلة الدعوة غ المصرية          شماره 95- ذو الحجة 1404هـ/سبمبر 1984م
2-الموسوعة البريطانية طبعة 1974م. Vol 1974  encyclopaedia Britanica 16 –J. 3-  D. Cunningham: History of the Sikhs, 2nd ed. (1953).
4- M. A. Macauliffe: The Sikh Religion, 6 Vol. (1909).
5- SHeR SINGH: Philosophy of Sikhism (1944).
6- KHuSHWANT SINGH: A History of the Sikhs, 2 Vol (1963 –1966).
7- W. H. Ncleod: Guru Nanak and the Sikh Religion (1968).
 
شهود يهوه
تعريف :
شهود يهوه يك تنظيم ديني، سياسي، و جهاني است كه بر اساس مخفي بودن تنظيم و آشكار بودن مفكوره استوار ميباشد، درنصف دوم قرن نوزدهم، درامريكا ظاهر گرديد، خودش ادعا ميكند كه مسيحي است ولي در واقع تحت سيطرهء يهود بوده وبه مصرف آنان كار مينمايد، اين تنظيم، علاوه بر نام مذكور، به نام ( جمعية العالم الجديد ) نيز شناخته ميشود، وبه نام سابق الذكر از سال 1931م معروف گرديد، درامريكا قبل از معروف شدنش به اين نام يعني سال 1844م اين تنظيم به رسميت شناخته شده بود0 
تأسيس وافراد برازنده :
1-اين تنظيم را سال 1874م تشارلز راسل راهب (1862-1916م) تأسيس نمود كه درآنوقت بنامهاي: (مذهب الراسلية) و ( الدارسون الجدد للانجيل ) ياد ميشد0
2-بعد از آن جانشين شخص مذكور در رياست تنظيم، فرانكلين ردز فورد (1869-1942م) گرديد كه وي درسال 1917م كتابي تأليف نمود بنام ( سقوط بابل ) كه مرادش از بابل تمام نظام هاي موجوده درعالم ميباشد0
3-بعد از وي نارثان هر مركنور (1905م) آمد و دردوران وي، چنانچه ميگويند، تنظيم حيثيت يك دولت را درميان دولت گرفت.

افكار ومعتقدات:
-به يهوه منحيث پروردگار وبه عيسي منحيث رئيس مملكت خداوند u ايمان دارند0
-به كتاب مقدس نصارا نيز ايمان دارند، ولي آنرا مطابق مصلحت هاي خويش تفسير مينمايند0
-طاعت و فرمانبرداري كوركورانه از رئيسان شان0
-از نام مسيح وكتاب مقدس در راه وصول به هدف شان، كه همانا برپاكردن دولت ديني ودنيوي بخاطر سيطره وحاكميت بر عالم ميباشد، استفاده جوئي ميكنند0
-به آخرت و دوزخ ايمان ندارند ومعتقد اند كه جنت در دنيا و درمملكت آنها خواهد بود0
- عقيده دارند كه عنقريب جنگ آزادي خواهي، كه آنرا عيسى uرهبري مينمايد و آنان لشكر وي خواهند بود، برپا ميگردد، و در آن جنگ تمام حكام روي زمين را از بين خواهند برد.
- از كتاب مقدس بخشهائي را كه اسرائيل و يهود دوست دارند جدا نموده آنرا به نشر ميرسانند.
-به روح و به جاويدان بودن آن ايمان ندارند، و معابد خاصي براي خود دارند كه آنرا بنام (القاعة الملكية) و يا (بيت الرب) يعني خانهء پروردگار ياد ميكنند