ندان ومتوجه ساختن شان به سوي جستجوي دليل ، وتشويق آنها به جستجو در مراجع وكتب بزرگ قبل ازقبول كردن هر مفكوره أي كه باشد وقبل از تطبيق آن0
-شيخ مصنفات زيادي دارد كه بهترين آنها كتب ذيل ميباشد:(كتاب التوحيد فيما يجب من حق الله علي العبيد ) و (كتاب الإيمان ) و( كشف الشبهات) و ( آداب المشي الي الصلاة ) و( مسائل الجاهليه ) و تعداد ديگري از مختصرات ورساله هائي كه پيرامون امور فقهيه واصوليه ميچرخد واكثر آنها نيز دربارهء توحيد است. 
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-شيخ دردعوت خويش سه شخص را قدوهء خويش قرار داده به طريقهء آنان به پيش رفته است :
1-امام احمد بن حنبل ( 164-241هـ )0 
2- ابن تيميه(661-728هـ)0
3-محمد بن القيم الجوزيه ( 691-751هـ). 
-درحقيقت دعوت شيخ نشر افكار اشخاص مذكور و بيان اهداف شان ، درصحنه عمل بوده است0
انتشار و جاهاي نفوذ :
- عقيدهء سلفي همراه حكومت سعودي دربلاد نجد به نشر رسيد، و سال 1187هـ به رياض رسيد همانطور كه درتمام اطراف جزيره عرب انتشار يافت وسال 1219هـ همراه با حكومت سعودي به مكهء مكرمه ومدينهء منوره داخل شد و اهل مدينه سال 1220هـ بيعت نمودند0
-همراه با وفدهاي حجاج اين دعوت به خارج جزيرهء عرب منتقل گرديد. 
-اين دعوت روشي و آثاري برحركات اصلاحي كه درجهان اسلام بعد از وي ظهور نمود، نيز بجا گذاشت، مثل: مهديه، سنوسيه، مدرسهء افغاني و محمد عبده در مصر، و
حركات ديگر درقارهء هند
مراجــع :
1- عنوان المجد في تاريخ نجد            تأليف الشيخ عثمان بن عبدالله بن بشر
                                          الحنبلي- طبعة وزارة المعارف بالمملكة العربية
                                          السعودية.
2- روضة الأفكار                       الشيخ حسين بن غنام- تحقيق الدكتور  ناصر 
                                          الدين الأسد- مطبعة المدني- مصر.
3-آثار الشيخ محمد بن                  تأليف د. أحمد محمد الضبيب- المطابع الأهلية 
   عبدالوهاب.                           للاوفست- الرياض – 1397هـ.
4-الإمام محمد بن عبدالوهاب            عبد الحليم الجندي- دار المعارف- مصر.
   انتصار المذهب السلفي
5-محمد بن عبد الوهاب                  أحمد عبدالغفور عطار- طبعة-1397هـ.
6-الوهابية ( حركة الفكر و            عبدالرحمن سليمان الرويشد-ط1- دار العلوم 
   الدولة الإسلامية)                       للطباعة - القاهرة- 1397هـ 1977م.
7- بحوث أسبوع الشيخ                  مركز البحوث بجامعة الامام محمد بن سعود 
محمد بن عبدالوهاب.                       الإسلامية- الرياض-1403هـ 1983م.                                  
8-مؤلفات الشيخ الإمام                   مطبوعات جامعة الامام محمد بن سعود 
    محمد بن عبدالوهاب.                   الاسلاميةبالرياض.
 9-مجموعة الرسائل                        طبعة مطبة المنار. 
     و المسائل النجدية.
10-كتاب لمع الشهاب                     تحقيق و تعليق  الشيخ عبدالرحمن بن
     في سيرة محمد بن عبدالوهاب.         عبداللطيف آل الشيخ- مطبوعات دارة
                                             الملك عبدالعزيز.
11-انتشار دعوة الشيخ                    محمد كمال جمعة – ط2-مطبوعات دارة
     محمد بن عبدالعزيز خارج              الملك عبد العزيز- الرياض-1401هـ/
     الجزيرة العربية                         1981م.
12-كيف كان ظهور شيخ الإسلام       لمؤلف مجهول- دراسة و تحقيق و تـعليق 
محمد بن عبد الوهاب.                     دكتورعبدالله الصالح العثيمين- مطبوعات
                                            دارة الـملك عبد العزيـز- الريـاض- 
                                            1403هـ/1983م. 
                                        
 
سيكيزم
SIKHISM
تعريف :
سيك يك مجموعهء ديني از هندوان است كه در اواخر قرن پانزدهم و اوائل قرن شانزدهم قدم به ظهور نهاده و به سوي دين جديدي دعوت مينمايد ، دينيكه مركب از هر دو دين ، يعني دين اسلام ودين هندو ، بوده وبه اين عنوان شعار ميدهد : ( نه هندو ونه مسلمان ) 0 در دور تاريخ خويش با مسلمانان دشمني شديدي نموده اند همانطور كه با هندوان ، بخاطر بدست آوردن وطن مستقل براي خود شان ، دشمني كرده اند ، ولي با انگليس ها ، در دوران استعمار بريطانيا برهند ، دوستي گرمي داشتند0
تأسيس وافراد برازنده : 
-مؤسس اول ( نانك ) نام دارد وبه نام ( غورو ) يعني معلم نيز ياد ميشود ، سال  1469م در قريهء ( ري بوي دي تلفندي ) كه چهل ميل از لاهور فاصله دارد ، تولد گرديده است، ابتدا زندگي اش مطابق دين تقليدي هندوان بود0
-وقتي جوان شد به حيث حسابدار براي يك زعيم افغاني درسلطانپور ايفاء وظيفه نمود، در آنجا همراه يك خانوادهء مسلمان (ماردانا) كه به همين زعيم خدمت ميكرد معرفي گرديد، و در آن وقت شروع به نظم اشعار ديني نموده و طعامخانه اي درست نمود كه در آن مسلمانان و هندوان طعام بخورند0
- علوم را فراگرفت، و در بلاد به سير وسياحت پرداخت، و از مكه و مدينه نيز ديدن نموده و از تمام اطراف عالم كه نزد وي مشهور بود باز ديد كرد0
- ادعا نمود كه وي پروردگاررا ديده و پروردگار وي را به دعوت بشر امر كرده است، بعد از آن، وقتيكه در يكي از جوي هاي آب غسل ميگرد، به مدت سه روز غائب گرديده بعد از آن ظاهر شد و اين شعار را سرداد ( نه هندو ونه مسلمان)0 
-از يك طرف اسلام را دوست داشت و از طرف ديگر بر عقايد وافكار هندوي خود كه بر آن از ابتداء تربيه شده بود، خيلي محكم واستوار بود، كه همين امر سبب شد تا در راه نزديك ساختن هر دو دين باهم كارو فعاليت كند، همان بود كه دين جديدي را درقارهء هند ايجاد نمود، بعضي از پژوهشگران به اين باور اند كه وي دراصل مسلمان بود وبعدا اين مذهب جديد خود را اختراع كرد0 
- اولين معبد را از براي سيكها دركارتار بور ( درپاكستان فعلي ) تأسيس نمود ، پيش از وفات خود سال 1539م يكي از پيروان خود را بحيث جانشين خود تعيين كرد، وي در قريهء ( ديرهء بابا نانك ) كه از قريه هاي پنجاب هندي مي باشد دفن گرديد، وهميشه بالاي قبرش لباسي كه در آن سورهء فاتحه و بعضي سوره هاي كوتاه قران كريم نوشته شده است، انداخته شده مي باشد0
- بعد از وي ده خليفه ( معلم ) يكي بعد ديگري جانشين وي گرديدند وآخرشان غوبند سنغ (1675-1708 م ) بود، وي ختم سلسله خلفاء (معلمين) را اعلان نمود0
-بعد از وي رهبران شان به نام ( مهراجا ) ياد ميشدند كه از آنجمله است مهراجا رانجيت سنغ، متوفي سال 1839م.     
 افكار ومعتقدات :
 اول : زير بناي فكري :
-دعوت به سوي توحيد نموده، درحرمت عبادت بتها با مسلمانان موافقت دارند0
-بر وحدانيت خالق زنده اي كه نمي ميرد، شكل وصورتي ندارد واز فهم بالاتر است، تأكيد مينمايند، و همچنان تعدادي از نام هاي هندوي ومسلماني را بالاي پروردگار استعمال ميكنند كه از آنجمله است : 
( واه غورو) و ( الجاب ) وبهترين آنها نزد نانك ( الخالق الحق ) ميباشد، وماعداي آن وهم وخيال ( مايا ) است0
-تمثيل پروردگار را در صور واشكال منع مينمايند، وهمچنان از عبادت آفتاب، نهرها ودرختانيكه هندوان آنرا عبادت ميكنند، انكار مينمايند، همانطور كه به طهارت وحج به نهر غانج توجه ندارند، بنابرآن به تدريج از دين هندوي خارج شده داراي شخصيت و ديانت مستقل گرديده اند0
- نانك شراب وخوردن گوشت خنزير را مباح گردانيد، و بخ