ا تأسيس كرد، در سال (1756م) دو مقاله را از دو دهقان و از جنوب به نشر رسانيد، بعد از آن در سال ( 1758م) جدول اقتصادي را صادر نمود كه در آن جدول دوران مال را در ميان مردم به دوران دموي تشبيه داده است، در آن وقت ميرابو در پاره آن جدول چنين گفته بود : «در دنيا سه اختراع بزرگ وجود دارد كه آنها عبارت اند از نوشتن، نقود، «پول»  و جدول اقتصادي».
2-جون لوك John Locke ( 1632-1704م) وي نظريهء طبيعي آزاد را رنگ آميزي نموده در بارهء مالكيت فردي ميگويد: «اين ملكيت حقي از حقوق طبيعي بوده غريزه ايست كه با نشأت و نموى انسان نشأت و نمو مينمايد، بنابرآن براي هيچ كسي اجازه نيست كه با اين غريزه معارضه و مقابله نمايد.
3-ونيز از افراد برازندهء اين نظريه اند هر يكي : تورجو Turgot، ميرابو Mirabou، جان باتست ساي  J. B. Say و باستيا.
-بعد از آن مذهب كلاسيكي قدم به ظهور نهاد، كه افكارش به دست تعدادي از مفكرين آشكار گرديد، كه از بارز ترين آنان اشخاص ذيل اند:
1-آدم سميث  A. Smith  (1723-1790م) وي مشهور ترين كلاسيكي ها علي الاطلاق به شمار ميرود، در شهركيركالدي در اسكاتلند تولد شده، فلسفه را فرا گرفت، در دانشگاه جلاسجو به حيث استاد علم منطق ايفاء وظيفه كرد، سال (1766م) به فرانسه سفر نموده در آنجا به افراد مذهب آزاد ملاقات نمود،  در سال ( 1776م) كتابش را ( بحث في طبيعة و اسباب ثروة الأمم) به نشر رسانيد، در بارهء اين كتاب ادمون برك، كه يكي از نقاد است، ميگويد : « اين كتاب بزرگتر از تمام تأليف هايى ميباشد كه آنها را قلم بشر نوشته است.
2-دافيد ريكاردو  David Ricardo ( 1772-1823م) قوانين توزيع درآمد در اقتصاد راسمالي را شرح نمود، وي يك نظريهء معروفي دارد بنام «قانون تناقص الغلة»  و نيز گفته ميشود كه وي يك مفكورهء فلسفي مختلط با انگيزه هاي اخلاقي داشت، البته اين مفكوره را از اين قولش استنباط نموده اند كه ميگويد: «هركاري كه از احساس محبت و دوستي باديگران، صادر نشود آن كار منافي اخلاق شمرده خواهد شد».
3-روبرت مالتوس Robert Maltus ( 1766-1836م) كلاسيكي اقتصاد دان انگليسي چپگرا است. نظريهء مشهوري در بارهء ساكنين زمين ارائه نموده ميگويد: تعداد ساكنين مطابق دوره هندسي زياد ميشود، در حاليكه حاصلات زراعتي مطابق دورهء حسابي زياد ميگردد.
4-جون استيوارت مل J. Stuart Mill ( 1806-1873م)  وي حلقهء اتصال ميان مذهب فردي و مذهب  اشتراكي به شمار ميرود، سال ( 1836م)  كتاب خود را (مبادي الاقتصاد السياسي) به نشر رسانيد.
5-لورد كينز Keyns (1883-1946م)  وي صاحـب نـظريـه اي است كه به
 نام خودش تسميه شده است، و آن نظريه پيرامون توانمندي و مشغول ساختن ميچرخد، اين نظريه از ديگر نظريه ها برتري و تفوق كسب نموده است، زيرا فضليت تحقيق پيرامون مشغول ساختن كامل قواي كارگر در جامعهء راسمالي، به سوي وي باز ميگردد، اين نظريهء خود را ضمن كتابش ( النظرية العامة في التشغيل و الفائدة و النقود ) ذكر كرده، و كتاب مذكور را سال 1936م به نشر رسانيد.
6-دافيد هيوم (1711-1776م) صاحب نظريهء نفعيه ‏Pragmatism وي اين نظريه را به شكل متكامل وضع نموده است، نظريه چنين ميگويد : ( ملكيت خاصه تقليدي است كه مردم از آن پيروي نموده اند، و بايد هم آنرا پيروي كنند، زيرا درآن فائدهء ايشان است)0
7-ادمون برك : وي ازجملهء مدافعين از ملكيت شخصي، بر اساس نظريهء تاريخي ويا تقادم ملكيت، به شمار ميرود0
 افكار و معتقدات :
1-پايه هاي راسمالي :
-جسجوي فايده به طرق واسلوب هاي گوناگون، مگر طريقي كه آنرا دولت به خاطر ضرر عام منع كرده باشد مثل مواد مخدر.
-احترام به ملكيت فردي از طريق اينكه راه براي هر انسان باز گردد تا تمام قدرت خود را در راه كثرت دارائي بكار اندازد، سرمايه اش حمايت شود، به آن تجاوز صورت نگيرد، قوانيني كه سبب نموي آن ميگردد كاملا مراعات شود، و دولت در زنـدگي اقتصـادي جز بـه اندازه ايكه آنرا نظام و استحكام امنيت تقاضا دارد، 
ديگر دخالت نداشته باشد.
-همچشمي و سبقت جستن در بازارها (Perfest Competition).
-نظام آزادي نرخ ( Price System)، جاري ساختن اين آزادي مطابق تقاضاهاي عرضه كردن و خواستن، و به كار انداختن قانون نرخ نازل در راه رائج ساختن مال و فروش آن.
2-اشكال و انواع راسمالي:
-راسمالي تجارتي كه در قرن سانزدهم، در عقب از بين رفتن اقطاع ظاهر شد، كه تاجر شروع به انتقال توليدات از مكان به مكان ديگر، مطابق تقاضاي بازار نمود و بدين طريق رابطه اي ميان توليد كننده و استفاده  كننده ايجاد كرد.
-راسمالي  صنعتي كه، پيشرفت صناعت، و به ميان آمدن آلات بخاريه، كه آنرا جيمس وات سال  1770م اختراع نمود، و همچنان به ميان آمدن ماشين با فندگي  1785م، در ظهور آن كمك نموده باعث شد كه در اوائل قرن نوزدهم انقلاب صنعتي اول در انجلترا و بعد از آن در اروپا به صورت عموم برپاگردد، راسمالي صنعتي بر اساس جدائي رأس المال از كارگراستوار ميباشد، يعني بين انسان و اسباب كار.
-نظام كارتل  (Kartel System ): يعني توافق شركت هاي بزرگ در تقسيم  بازارهاي جهاني ميان خودشان، كه اين كار براي شان موقع را مساعد ميسازد تا به آزادي كامل در اين بازارها احتكار نمايند و دارائي مردم را از آنها سلب نمايند، اين مذهب در آلمان و جاپان منتشرگرديده است .
-نظام ترست ( Trust System) مقصود از آن اينست كه يكي از شركت هاي مسابقه كننده را بايد تقويه نمود تا كه توليد بهتر داشته، به نفوذ و سيطره بر بازار توانمندتر باشد.
3-افكار و معتقدات ديگر:
-مذهب طبيعي كه اساس و تهداب راسمالي به شمار ميرود، به امور و اشيائي فرا ميخواند كه بعضي از آن  قرار آتي ميباشد:
* زندگي اقتصادي زير فرمان نظام طبيعي بوده ساختهء دست كسي نيست، چون به همين صفت ترقي و پيشرفت خود بخودي براي زندگي بار مياورد.
* دولت بايد در زندگي اقتصادي دخالت نداشته باشد، بلكه وظيفه اش فقط حمايت از افراد و اموال، حفظ امنيت، و دفاع از وطن مي باشد.
* آزادي اقتصادي براي هر فرد، به طوريكه هر فرد اختيار دارد كه چه كار كند و هر كاري مناسب برايش باشد آنرا اختيار كند، از اين قاعده به اين عبارت مشهور تعبير كرده اند : « بگذار كار كند، بگذار برود»(Laisser fair Laisser Passer).
-ايمان و باور راسمالي به آزادي خيلي زياد مفضي به نابساماني هاي اعتقادي و اخلاقي گرديده است و لغزش ها و نكبات غربي ها كه ناشي از ضياع فكري وخلاء روحي بوده و سبب تباهي جهان گرديده است متولد از همين عقيده ميباشد.
-پايين بودن مزد و درخواست كار زياد در كارگر باعث شده كه تمام افراد يك خانواده مصروف كارشوند، و اين امر مفضي بر آن شده كه رشته هاي خانوادگي از هم بكسلد و روابط اجتماعي در ميان شان از بين برود.
-از مهمترين نظريات آدم سميث اين بود كه: نمو، پيشرفت و اوج زندگي اقتصادي موقوف به آزادي اقتصادي ميباشد.
-اين آزادي به نظر وي به طرق ذيل  حاصل ميشود:
* آزادي فردي كه براي انسان اختيار آن عملي را ميدهد كه موافق استعدادش باشد و درآمد مطلوبش در آن حاصل شود.
* آزادي تجارتي كه در آن توليد، داد و گرفت و صادر نمودن، در يك فضاء مسابقهء آزاد تكميل ميگردد.
-راسمال