باشد و به هررنگي كه بترسند، بنابرآن بايد گفت كه: كمال در سلامت از خوف است» رسالة الصلاة صـ 62.
-دين به فكر وي از خوف پيدا شده، چنانچه ميگويد: « انسان اول چون در آن جوء طبيعي كه خداوند وي رادر آن پيدا كرده بود، خودرا  از هر جانب محاط به دشمن ها يافت بخاطر حفظ زندگي خود شروع به فكر و عمل نمود و خداوند وي را توسط عقل و فكري كه به وي داده بود به اين رهنماني كرد كه توانست قوتهايى را كه محاط به وي بودند به دو بخش تقسيم نمايد، يعني دوستان و دشمنان، بعدا دشمنان را نيز به دو بخش تقسيم كرد: دشمنانيكه توان آنهارا دارد و به قوت خود آنهارا دفع كرده ميتواند، و دشمنانيكه قدرت آنها فوق قدرت وي است و از دفع شان عاجز است… بعدا بخاطر دفع دشمنانيكه توان شان را داشت، مثل حيوان درنده و دشمنان انساني، به مقابله آنها پرداخت، ولي در مقابل دوستان بزرگ و دشمنان قوي اينطور چاره جوئي نمود كه به آنها اظهار چاپلوسي، تواضع و تملق نموده قرباني ها پيشكش نمايد وبه دوستان اميد ببندد و از دشمنان خوف داشته باشد، از همين روز بود كه مراسم عبادت شروع شد و دين به وجود آمد» رسالة الصلاة صـ31.
-راه رسيدن به اين اهداف همانا فعاليت بخاطر برپا كردن يك حكومت در سودان  است كه داراي نظام جمهوري فدرالي، ديموكراتي، و اشتراكي باشد.
-آنان – در حكومت خويش- شريعت انساني را نافذ خواهند ساخت، چنانچه ميگويند- شريعتي كه كمترين آن قانون دستوري است، و جوهر آن قانون، از بين بردن قيموميت از ميان زنان و مردان است.
-رهبرشان هميشه تكرار ميكرد كه: «در قرآن قانون دستوري وجود ندارد» و به اين نقطه نيز تأكيد ميكرد كه: «مبناي شريعت اسلامي بر قيموميت است، چون امت قاصر بود پيامبر  متولى امور بود، حتى متولى امور مردان، و مردان به نوبه خود  با وجود قصوري كه در آنها وجـود داشت متولى امور زنان بودند» و حالا چون
مـردم بـه رسالت دومي كـه آنرا ( محمود طه) با خود آورده، رسيده اند، وقت 
آن رسيده كه اين قيموميت از ميان مردان و زنان برداشته  شود.
-پيامبر (ص) رسالت خود را از خداوند توسط جبرئيل اخذ نمود و اين حالت را – حالت اخذ رسالت توسط وحي –  حالت ادراك شفعي نام كرده، چون در اين حالت دميدن از خارج است خوف نيز موجود ميباشد.
-اما دعوت جمهوري كه گمان ميكند وي آنرا از خداوند مباشرة و بدون واسطه اخذ نموده، آن مرحلهء وتري [ تنهايى] است كه در اين حالت نفخ و دميدن از داخل بوده و خوف نيز در آنجا راهي ندارد.
-دين در نظر وي همانا زنگ و چرگ است و آن به سبب رسوب و ذلتي كه در نشأت اجتماع بشري جريان داشته و فعلا نيز جريان دارد، به وجود آمده است، البته دين در سايه اوهام، خرافات و اباطيل به وجود آمده كه در ساحهء شناخت ما از خداوند و حقايق اشياء تأثير افكنده و نيز در آنچه در مقابل خودمان، در مقابل خدا، و در مقابل اجتماع واجب ميباشد تأثير افكنده است.
-وي ميگويد كه سطح  شريعت اصول همانا سطح رسالت دوم اسلام  است و اين آن رسالتي است كه وي زندگي خود را در راه دعوت  و تبشير به سوي آن وقف نموده است.
-ميگويد كه تنها محمد r، در تمام امتش انسان (كامل ) بود زيرا وي شريعت 
خاصي داشت كه مبني به اصول اسلام بود، و شريعت امتش قايم بر فروعات بود.
-اشارة ميگويد كه كمونستي با اشتراكي فقط در مقدار تفاوت دارد گويا اشتراكيت حركت مرحله اي به سوي كمونستي است ايـن مطلب را در كتـاب
الرسالة الثانية خود صـ 147 ذكر كرده.
-خواهران جمهوري را [زناني كه شامل حزب جمهوري اند] تشويق مينمايند كه در تشيع جنايز اشتراك نمايند، و اگر مجبور به نماز خواندن شوند همانا زن جمهوري در حضور مردان اذان ميگويد.
-از  نكاح  و ازدواج جمهوري باكي ندارند، و در عيد اضحى قرباني نمي كنند، كه اين خود مخالفت با سنت است.
-شهادتين : رهبر آنان در كتاب ( الرسالة الثانية) صـ164-165 ميگويد:   «… پس وي وقتيكه از دروازه شهادة أن لا إله إلا الله  و أن محمدا رسول الله، داخل ميشود ميكوشدكه توسط محكم ساختن همين تقليد بالا برود، تا آنكه توسط شهادت توحيد به مرتبه أي برسد كه از شهادت خالي شود و اين امر را مشاهده نمايد كه شاهد عين مشهود است، درهمين وقت است كه به دروازه مي رسد و بطور مباشره بدون حجاب مكالمه و مخاطبه مينمايد، «قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون».
-نماز: معني قريب نماز همان است كه در شريعت آمده و داراي حركات معروف است، ولي معنى بعيد نماز : همانا تعلق بدون واسطه همراه خداوند (ج) ميباشد كه به تعبير ديگر نماز اصلي همين است.
-معتقدند كه در مرحله، اي از مراحل مكلفيت از انسان خلاص  ميشود ( يعني عبادات از وي ساقط ميشود) البته بخاطر كامل شدن وي، زيرا در اين وقت ديگر ضرورتي به عبادت نيست.
-مـؤسس حـزب ميگويـد:«… در آن وقت بنده مكلف نمي باشد، بلكه مختار 
ميباشد زيرا وي از خداوند  (ج)به حدي اطاعت كرده كـه در مقـابل و عـوض 
فعل وي خداوند از او اطاعت ميكند، بنابرآن وي زنده است به زندگي خداوند   (ج)قادر است به قدرت خداوند (ج) مريد است به ارادهء خداوند(ج)و خدا ميباشد [نص عبارتش چنين است : فيكون حيا حياة الله، و قادرا قدرة الله، و مريدا ارادة الله، و يكون اللهٍ].
-رئيس شان ميگويد: جبرئيل (ج) از پيامبر r عقب ماند و خود (پيامبر ) معصوم r بدون واسطه به حضور شهود ذاتي شتافت، زيرا شهود ذاتي همراه با واسطه حاصل نمي شود … پيامبر نيز كه حيثيت جبرئيل را براي مايان دارد هر يكي ما را به سدرة المنتهى خودش ميرساند و خود آنجا مي ايستد همانطور كه جبرئيل ايستاد، و لقاء بين عابد مجرد و بين خداوند بدون واسطه حاصل ميشود، و هر عابد مجرد از امت اسلام، شريعت  فردي خود را بدون واسطه اخذ مينمايد، پس وي از خود شهادت خاصه، نماز خاصه، روزه، زكاة و حج خاصه ميداشته باشد كه در همه اينها خودش اصل بوده تابع غير نمي باشد.
-بعضي امور ديني وجود دارد كه آن را ايشان اصلا از اسلام نمي شمارند، مثل زكاة، حجاب، و تعدد زوجات [يعني جائز بودن چهار زن به يك مرد].
-نزد آنان مصداق و مفهوم انسان كامل كسيست كه در روز قيامت، به نيابت خداوند (ج) وي با انسانان محاسبه خواهد كرد، زيرا كه قيامت – به نظر آنان- زمان و مكان است و خداوند سبحانه و تعالى منزه از زمان ومكان است.
-فلسفـه اش پيرامون مفهـوم سنت: «آنچـه را كـه مردم نوشته اند كه سنت 
پيامبر (ص) عبارت از گفتار، اقرار و عملش است در حقيقت اين نادرست و خطاء است، زيرا قول و اقرار پيامبر  (ص)از جملهء سنت نيست بلكه آندو شريعت اند، و عمل وي در خاصهء نفس خودش عبارت از سنت ميباشد».
-زعيم شان مي گويد : «از چيزهاي كتيف [ضخيم و كبير الحجم] چيزهاي لطيف خارج ميشود بنا برهمين قاعدهء مستمره انجيل از توراة خارج شد، و همينطور امت مسلمين از مؤمنين خارج خواهد شد، و رسالت احمدي (يعني جمهوري ) از محمدي و اخوان از اصحاب خارج خواهد شد».
-محمود طه در باره قرآن كريم مي گويد: « قرآن يك موسيقي علوي است، همه چيز را برايت مياموزاند ولي هيچ چيز مشخص را برايت نمي آموزاند،  قواي احساس رابيدا