 ميان آنها رواج داد. اسلام آوردن غوريان،‌ پيروزي بزرگي براي اسلام محسوب مي شد زيرا ايشان جنگ جوياني قدرتمند بودند و بارها اسلام را ياري كردند و بعداز انحطاط و زوال غزنويان، پرچم جهاد را به دست گرفتند.
از ديگر اقدامات سلطان محمود مبارزه با عقايد باطل و فرقه هاي گمراه بويژه اسماعيليان فاطمي و قرمطيان و جهميان بود. محمود، داعي بزرگ فاطميان، قاهرتي، را كشت و قاطر او را به قاضي القضاه شافعيان، ابوعبدالله هروي هديه داد. او گروههاي قرمطي كه در شمال هند پراكنده بودند را تعقيب و از بين برد .و رئيس قرمطيان بنام «ابوالفتوح داود» را دستگير و اعدام كرد. و چنان شد كه در مملكت محمود مجالي براي فرقه هاي منحرف و مبتدع- كه از عقيده اهل سنت و جماعت خارج بودند- باقي نماند. وي با خليفه عباسي مكاتبه داشت و به وي ارادت داشت و فرمانش مي برد.
اما بزرگترين برگ كارنامه سلطان محمود،‌فتوحات گسترده وي در سرزمين هند و خاصه در شمال هند بود. با پيروزي درخشان محمود بر پادشاه هند «گوپال» در جنگ برشور به سال 392 ه ق فتوحات هند آغاز شدو پيوسته تا سال 415 ه ادامه داشت. سلطان محمود هر سال دو سفر جنگي به هند داشت :غزاي تابستانه و غزاي زمستانه، در اين مدت وي توانست كه تمام شمال هند را فتح كند و مولتان و كشمير را زير پرچم اسلام آورد. سلطان محمود، معبد سومنات كه بزرگترين معابد هندوها بود را ويران كرد و غنايم فراواني بدست آورد. آثار و ميراثي كه از محمود در هند باقي مانده، اصالت و ماهيت جهادي حملات سلطان محمود را نشان مي دهد. محمود در اين سالها توانست سند و پنجاب و حوزه رود گنگ تا حدود بنگال را تصرف نمايد. مسلمانان از زمان صحابه تا آن وقت، شاهد چنين فتوحات درخشاني براي اسلام نبوده بودند. آنچه درباره اخلاق و ويژگي هاي سلطان محمود بايد گفت اين است كه وي بسيار متدين و پاكدامن بود. از گناهان و گنهكاران دوري مي جست. هيچ كس را ياراي آن نبود كه علانيه به فسق و فجور بپردازد. صالحان و علماء و اهل حديث را دوست مي داشت و از متكلمين بويژه معتزله و اشاعره دوري مي كرد. عدالت و نيكوكاري را دوست داشت. و سرانجام پس از عمري تلاش براي اسلام در سپيده دم 23 ربيع الآخر سال 421 ه ق در گذشت خدايش بيامرزاد.

برگرفته از: سير اعلام النبلا، وفيات الاعيان، الكامل في التاريخ، البدايه و النهايه، المنتظم، اطلس تاريخ اسلام،‌ابطال سقطوا من الذاكره
مترجم:ابويحيي
مصدر :سايت نوار اسلام
الأشرطة الجديدة / نوارهاى جديد/New Tapes 
 
تاريخ اضافه موضوع نوار 
24/01/2013  422- پرسش هایی درباره بهائیّت، بخش سوم 
24/01/2013  421- پرسش هایی درباره بهائیّت، بخش دوم 
24/01/2013  420- پرسش هایی درباره بهائیّت، بخش اول 
27/12/2012  419- پاسخ به نامه 12 (4) 
27/12/2012  418- پاسخ به نامه 12 (3) 
27/12/2012  417- پاسخ به نامه 12 (2) 
27/12/2012  416- پاسخ به نامه 12 (1)  
27/12/2012  415- پاسخ به نامه ها 11 (4) 
27/12/2012  414- پاسخ به نامه ها 11 (3) 
27/12/2012  413- پاسخ به نامه ها 11 (2) 
27/12/2012  412- پاسخ به نامه ها 11 (1) 
27/12/2012  411- پاسخ به نامه ها 10 
27/12/2012  410- پاسخ به بهرام مشیری درباره اهل رده (2) 
27/12/2012  409- پاسخ به بهرام مشیری درباره اهل رده (1) 
27/12/2012  408- آیا بابیه یک نهضت اعتراضی بود ؟  
27/12/2012  407- انصاف داشته باشیم 
27/12/2012  406- امام حسین (ع) و مبارزه با ظلم (2) 
27/12/2012  405- امام حسین (ع) و مبارزه با ظلم (1)  
27/12/2012  404- اصول تفسیر قرآن (2/2)  
27/12/2012  074- مدرسه رمضان (2) 
27/12/2012  073- مدرسه رمضان (1) 
27/12/2012  045- خطبه جمعه 1391 
27/12/2012  764- تفسیر سوره مطففین (6)  
27/12/2012  763- تفسیر سوره مطففین (5) 
27/12/2012  762- تفسیر سوره مطففین (4) 
27/12/2012  761- تفسیر سوره مطففین (3) 
27/12/2012  760- تفسیر سوره مطففین (2) 
27/12/2012  759- تفسیر سوره مطففین (1) 
27/12/2012  758- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (8) 
27/12/2012  757- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (7) 
27/12/2012  756- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (6) 
27/12/2012  755- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (5) 
27/12/2012  754- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (4) 
27/12/2012  753- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (3) 
27/12/2012  752- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (2)  
27/12/2012  751- تفسیر روایت «انما دمائکم و اموالکم و اعراضکم ...» (1) 
27/12/2012  750- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (8) 
27/12/2012  749- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (7) 
27/12/2012  748- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (6) 
27/12/2012  747- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (5) 
27/12/2012  746- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (4) 
27/12/2012  745- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (3) 
27/12/2012  744- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (2)  
27/12/2012  743- اوصاف صحابه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) (1) 
27/12/2012  742- عمل خالص در دهه آخر رمضان 
27/12/2012  741- عمل خالص در دهه آخر رمضان  
27/12/2012  740- فواید رمضان و عبادت برای مومن (2)  
27/12/2012  739- فواید رمضان و عبادت برای مومن (1)  
27/12/2012  738- عمل مومن (2)  
27/12/2012  737- عمل مومن (1) 
تولد شیخ المحدثین محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز ذهبی
در 3 ربیع الثانی 673 ق.

محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز ذهبي، شمس الدين، ابو عبد الله: حافظ، مورخ، علامة محقق. تركماني الاصل، از اهل ميافارقين. مولد ووفات وی در دمشق. در قاهره رحل اقامت گزید و بسیاری از سرزمینها را گشت، و در سال 741 هـ. نابینا شد. تصانيفش بسیار زیاد است و به هزار تألیف می رسد. از آن جمله: " دول الاسلام ـ چاپ" در دو جزء، و " المشتبه في الاسماء والانساب، والكنىَ والالقاب ـ چاپ" و " والعباب ـ خطی" در تاريخ، و " تاريخ الاسلام الكبير ـ ، و " سير اعلام النبلاء ـ چاپ" و " تذكرة الحفاظ ـ چاپ" در چهار جزء، و " الكاشف ـ " در تراجم رجال حديث، و " العبر في خبر من غبر ـ چاپ" در پنج جزء، و " طبقات القراء ـ چاپ" و " الامامة الكبرىَ ـ خطی" و " الكبائر ـ چاپ" ، و " ميزان الاعتدال في نقد الرجال ـ چاپ" ، و " المختصر المحتاج اليه من تاريخ الدبيثي ـ چاپ"، و " معجم شيوخ خود وی ـ خطی" و " المقتنىَ في الكنىَ ـ خطی" و " الاعلام بوفيات الاعلام ـ خطی" و " تجريد اسماء الصحابة ـ چاپ" در دو مجلد، و " المغني ـ چاپ" در دو جز، در رجال حديث. و " الرواة الثقات ـ چاپ" رساله، و " الطب النبوي ـ چاپ" و " المرتجل في الكنىَ ـ خطی" و " زغل العلم ـ چاپ" رساله، و " المستدرك علىَ مستدرك الحاكم ـ چاپ" در حديث، و " اهل المائة فصاعدا ـ چاپ" و " ذكر من اشتهر بكنيته من الاعيان ـ خطی" رساله وبسیاری از کتابها را به صورت اختصار درآورده است.
وفات وليد بن عبدالملك اموي
در پانزدهم جمادي الآخر سال 96 هجری قمري

وليد بن عبدالملک (دوران خلافت از 86 -96 هجری)
1)- اسم، كنيه و خلاصه‌ای از زندگی او
او وليد پسر عبدالملک پسر مروان بن حکم بود، کنیه اش ابو العباس بود، هنگامی که پدرش در قید حیات بود، با او بیعت کرده شد.
قدی بلند، و رنگ صورتش گندمگون بود، و هیکلش زشت به نظر می رسید، پیری و فرسودگی بر او نمایان بود.
مال دوست و دنیا دوست بود، و علمش اندک و قلیل بود. اهتمامش بیشتر به ساخت و ساز و بناء کردن بود، مسجد جامع بنی امیه بدست او ساخته شد، و مسجد رسول الله صلی الله علیه و سلم را توسعه داد.
دوران خلافت عبدالملک، را عصر طلایی دولت اموی می نامند، رزق و روزی در بلاد افزایش یافت، بلاد اندلس و سند و ماوراء النهر به دست مسلمین فتح شد. خود او نیز در عهد پدرش، بارها در غزوات علیه روم شرکت داشت، اما این غزوات نفعی چندانی عاید آنها نکرد، بلکه مقدماتی برای فتوحات این عصر بود.
ولید بن عبدالملک فریضه حج را انجام داد، و هر سه روز، یکبار قرآن را ختم می کرد؛ گفته و در رمضان 17 بار قرآن را ختم می کرد.
در او ابهت و جبروت ملوکیت دیده می شد، به فقراء و ایتام و درماندگان رسیدگی داشت، و اوضاع آنها را مورد بررسی قرار می داد.
وقتي عبدالملك بن مروان ، در سال 86 هجری دار فانی را وداع گفت، فرزندش ولید، امور خلافت را برعهده گرفت.

2)- مهمترین کارها در عهد ولید بن عبدالملک:
أ)- توسعه مسجد نبوی:
همان طور که گفتیم، ولید بن عبدالملک از مشهور ترین خلفاء بنی امیه، در ساخت و ساز، و عمران بوده است. مورخان او را مهندس بنی امیه می دانند.
ولید بن عبدالملک بعد از به خلافت رسیدنش، اراده کرد تا مسجد رسول الله صلی الله علیه و سلم، در حدی وسیع و بزرگ توسعه دهد، او در توسعه مسجد، اتاق امهات المؤمنین و اتاق فاطمه و اتاق عائشه -رضی الله عنهن- را جزء مسجد قرار داد. در آن زمان دیوار بعضی از این حجره ها به خاطر قدیمی بودن، در حال ریزش و فروپاشی بودند. وقتی این خبر به گوش والی مدینه عمر بن عبدالعزیز رسید، او فقهاء مدینه را جمع کرده، و آنها را از عمل ولید در توسعه مسجد نبوی با خبر ساخت. فقهاء مدینه مخالف هر نوع تخریب در حجره های امهات المرمنین بودند، آنها بر این بودند، که این اتاق ها باید باقی بماند، تا حجاج و زائران، از آن درس عبرت گرفته، وزهد و ورع رسول الله صلی الله علیه و سلم را با چشمان خود ببینند.
و اجازه دادند، بگونه ی تعمیر شود، که فقط از تخریب باز ماند. در همین حال عمر بن عبدالعزیز که والی مدینه بود، به ولید بن عبدالملک نامه نوشت، و او را از فتوای فقهاء با خبر ساخت. و نقل شده است که سعید بن مسیب مخالف داخل کردن حجره عائشه به درون مسجد بود، ترس از اینکه، مبادا قبر را به عنوان مسجد بگیرند.
همچنین ولید به عمر بن عبدالعزیز دستور داد، تا طرق و راههای مدینه را برای رفت و آمد هموار سازد؛ و در مدینه چاه ها و منبع هایی برای تأمین آب آن حفر کند.

ب) - بنای مسجد اموی در دمشق:
ابن کثیر می گوید: در سال 96 هجری، بنای مسجد جامع اموی به دست بانی آن ولید بن عبدالملک پایان یافت. در اصل این مکان در قدیم معبد یونانیان بود، سپس نصاری بعد از غلبه کردن بر بلاد شام، آن معبد را به کلیسا تبدیل کردند، تا اینکه مسلمین وارد این منطقه شدند، و مردم دمشق به دین اسلام گرویدند. و در عهد ولید بن عبدالملک این کلیسا بازسازی شده و به مسجد تبدیل شد. ولید دستور داد: تا هر نوع آثار مسیحیت که در کلیسا باقی مانده بود، از آنجا خارج سازند، او در مقابل این کار، عطایای با ارزشی به نصاری داد، و آنها را راضی ساخت. ولید برای ساخت این مسجد، مهندسین و کارگران زیادی به کار گرفت.

ج)- ساخت بیمارستان و درمانگاه در عهد ولید بن عبدالملک
خلیفه، ولید بن عبدالملک، اولین کسی بود، که مکانی خاص مجروحین و زخمی شدگان بنا کرد، این مکان، که شبیه بیمارستان امروزی بود، زخمی شدگان تحت مداوا و معالجه قرار می گرف