 ودمه وحسابه على الله عز وجل»‌. (مسلم حديث 23/37، 1/53، و ديگران).
«هر كس بگويد: «لا إله إلاَّ الله»‌ (هيچ معبودي راستين و بر حق جز الله وجود ندارد) و به هر آنچه كه به غير از الله پرستش می‌شود كفر بورزد، مال و خونش (بر مسلمانان) حرام می‌گردد و حسابش تنها با خداوند بلند مرتبه و والا مقام خواهد بود»‌.
[9] علما و دانشمندان اسلامي، آن چيزهايي را كه به نفي و بطلان شهادتين (لا إله إلاَّ الله، محمد رسول الله) می‌ انجامد در ده مورد به شرح زير بر شمرده‌اند كه از آنها به «نواقض اسلام» تعبير می ‌كنند.
اول: شرك آوردن در عبادت خداوند يكتا و براي او شريك قائل شدن.
خداوند متعال در اين باره می ‌فرمايد: ﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ﴾. (النساء، آيه 116).
«قطعاً خداوند يكتا، شرك ورزيدن به خود را نمی‌بخشد و (اين را بدانيد) براي هر كسيكه بخواهد گناهاني پايين تر از شرك را می‌بخشد»‌.
همچنين در آيه 72، سوره مائده چنين آمده است: ﴿إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ﴾.
«و هر كس به خداوند يكتا شرك بورزد قطعاً خداوند يكتا بهشت را بر او حرام می‌گرداند (و اين را بدانيد) كه جايگاهش در آتش جهنم است و ستمگران و مشركان هيچ ياري دهنده ‌ای ندارند».‌
از جمله مصاديق شرك در عبادت و پرستش خداوند متعال می ‌توان از موارد زير نام برد.
در دعاها، مردگان را خواندن، و به كمك طلبيدن و ياري خواستن از آنان، همچنين نذر كردن، و ذبح و قرباني براي مردگان، مانند كساني كه در كنار گورستانها و مقابر قرباني می‌كنند.
دوم: چنانچه شخصي بين خود و خداوند يكتا واسطه ‌ای (ميانجي) قرار دهد و به آن واسطه متوسل شده و چيزي بخواهد (يعني در دعا به او توجه كرده و بخواهد كه نزد خدا سفارشش را كرده يا آنكه برايش كاري را انجام دهد) و از وي طلب شفاعت نموده و بر او توكل كند، بنابر اجماع علماء و دانشمندان اسلامي، كافر است.
سوم: چنانچه كسي مشركان را كافر ندانسته، و يا اينكه در كفر آنان شك و ترديد داشته باشد، يا اينكه مذهب و روششان را صحيح بداند، كافر است.
چهارم: چنانچه كسي معتقد باشد كه رهنمود و دستور فردي يا گروهي يا مذهبي، از رهنمود و دستور رسول الله -صلي الله عليه وسلم- كامل‌تر، يا بهتر است، يا اينكه بگويد حكم و قضاوت آنان، از حكم و قضاوت پيامبر -صلي الله عليه وسلم- بهتر و عادلانه تر است، كافر می‌ باشد، مانند كساني كه حكم و قضاوت طاغوتيان (قوانين رسمي كشور) را كه غير شرعي است، بر قوانين شرعي و ديني برتري داده و ترجيح می ‌دهند.
پنجم: چنانچه كسي نسبت به آموزشهاي رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- به امت اسلامي از قبيل، هدايت بشري، قضاوت، احكام قرآن و سنت، دشمني ورزيده و از آنها نفرت داشته باشد، هر چند كه به آنها عمل كند، از زُمره و گروه كافران می‌باشد.
خداوند متعال در اين باره می‌فرمايد: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ﴾. (محمد، آيه 9).
«اين به آن سبب است كه آنان به آنچه كه خداوند يكتا نازل كرده است (احكام قرآن و سنت) كراهت داشته‌اند، بنابراين (خداوند يكتا) اعمالشان را محو و نابود كرد»‌.
ششم: هر كسي حكمي يا مسئله ‌ای از دين مبين اسلام را به باد تمسخر و ريشخند بگيرد، همان ديني كه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- از جانب خداوند متعال براي بشريت آورد، و يا آنكه حسن پاداش و ثواب آن، و سوء كيفر و عقاب آن را به ريشخند و تمسخر بگيرد، كافر می گردد. زيرا پروردگار متعال در اين باره می ‌فرمايد: ﴿ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ * لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ﴾. (التوبه آيات 65، 66).
«بگو، آيا خداوند يكتا، آياتش (قرآن) و پيامبرش را به باد ريشخند و تمسخر می‌گرفتيد ـ از رفتار ناپسند و اعمال زشتتان پوزش نطلبيد ـ بهانه نياوريد زيرا بعد از آنكه ايمانتان را آشكار كرده‌ايد، كافر گرديده‌ايد».
هفتم: سحر و جادوگري و كارهايي كه با آنها مرتبط بوده و در زير مجموعه آن می‌باشد، از قبيل تردستي در ميان مردم براي جلب آنان به سوي خود، به آن معني كه من داراي نيروي فوق بشري و ماورايي می‌باشم (نه براي سرگرمي و شاد كردن آنان) از اعمال خلاف شرع بوده و انجام دهنده‌ی آن كافر می‌گردد. بدين سبب است كه خداوند در آيه 102، سوره بقره، سحر و جادو را مرادف با كفر دانسته است تا جايي كه اين اعمال با روند طبيعي خودش به كفر منجر می‌گردد.
﴿وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ﴾.
يعني: «آن دو شخص صالح به كسي آموزش (سحر و جادو) نمی‌دادند، مگر آنكه ابتدا به او می‌گفتند: جز اين نيست كه ما (ابزاري) براي آزمايش و امتحان (شما) هستيم (تا مشخص گردد كه از ميان شما، چه كسي كفر را بر ايمان ترجيح داده و خواهان يادگيري سحر می‌باشد) بنابراين (مبادا فريب خورده و كافر شوي) كافر مشو. (حقيقت را كتمان نكن).
اين آيه بدان معنا است كه به دنبال يادگيري و آموزش سحر و جادوگري نباش، زيرا با انجام سحر و جادوگري كفر تو آشكار خواهد شد.
هشتم: پشتيباني و حمايت از مشركان و كافران و ياري كردن آنان عليه مسلمانان از مصاديق خروج از اسلام است كه منجر به كفر می‌گردد. خداوند متعال در اين باره می‌فرمايد: ﴿وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾. (المائده، آيه 51).
«(بنابراين) هر كس از شما، آنان (يهوديان و مسيحيان) را به دوستي و موالات برگزيند، يقيناً از زمره آنان به شمار می‌رود (و اين را بدانيد كه) خداوند يكتا گروه ستمكاران را هدايت نمی‌گرداند.
يعني كساني كه به خود ظلم و ستم می‌كنند و با كافران دوستي برقرار می‌كنند.
نهم: چنانچه كسي اعتقاد داشته باشد كه برخي از مردم (انسانها) می‌توانند از شريعت و دين محمد -صلي الله عليه وسلم- بيرون رفته و به ظاهر آن عمل نكنند كافر می‌گردد.
خداوند متعال در اين باره می‌فرمايد: ﴿وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾. (آل عمران، آيه 85).
«هر كس غير از اسلام ديني ديگر را برگزيند و تابع قوانين و برنامه‌های آن شود، هرگز از وي پذيرفته نخواهد شد، و قطعاً در آخرت از زيانكاران خواهد بود».
دهم: روي گرداني و پشت نمودن به دين خدا و نياموختن قوانين اسلام و عمل نكردن به آنها نيز از مصاديق كفر می‌باشد. زيرا خداوند متعال در اين ارتباط می‌فرمايد: ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ﴾. (السجده، آيه 22).
«چه كسي ستمگرتر است از كسي كه آيات و نشانه‌های پروردگارش براي او يادآوري شود، باز او از آنها روي بگرداند ـ هيچ كس از وي ستمكارتر و ظالم تر نيست ـ (اين را بدانيد و آگاه باشيد) كه ما از مجرمان و جنايتكاران انتقام گرفته و آنان را به سزاي اعمالشان می‌رسانيم».‌
در تمامي اين موارد كه ذكر شد تفاوتي نمی‌كند كه شخص در اين نواقض و مخالفتها جدي بوده يا شوخي كند، و يا آنكه از روي ترس و هراس به قوانين كلي عمل نكند، زيرا در تمامي اين حالتها مصاديق كفر شاملش می‌شود، مگر كسي كه تحت اجبار و فشار و از روي اكراه مجبور به انجام چنين اعمالي شود كه مخالف شريعت اسلامي است، به شرط آنكه قلباً‌ از اين اعتقادات و رفتارها ناراضي باشد، و ضميرش به ايمان پيوسته بوده و مطمئن باشد.
لازم به يادآوري است كه تمامي اين موارد از امور خطرناكي هستند كه احتمال مبتلا شدن مردم به آنها بسيار زياد است.
بنابراين بر هر مسلمان واجب است از اين موارد دهگانه پرهيز كرده و بهراسد، مبادا به اين گناهان آلوده گردد، لذا مجدداً يادآور می‌شويم كه بايد شديداً از آنها اجتناب و دوري كرد.
 
دقت نماييد:
در ارتباط با خطرات و نواقض مورد چهارم، مسائل و مواردي پيش می‌آيد كه لازم است آنها را برايتان توضيح دهم.
چنانچه كسي اعتقاد داشته باشد كه قوانين رسمي و اساسي كشوري كه باني آن جمهور مردم بوده و ساخته و پرداخته دست بشريت می ‌باشد، از قوانين دين مبين اسلام بهتر است.
يا آنكه بگويد: قوانين و دستورهاي اسلامي در قرن بيستم (يا هزاره سوم) كارايي نداشته و قابل قبول نيست.
و يا آنكه بگويد: شريعت و قانون خدا (دين اسلام) عامل زيان و عقب ماندگي مسلمان در اين عصر (قرن بيستم يا هزاره سوم) شده است.
و سرانجام بگويد: دين اسلام تنها برنامه فردي بين انسان و خداست، و هيچ برنامه‌ای براي شئونات اجتماعي و سياسي بشريت ندارد، و كاري هم به اين امور ندارد، در تمامي اين حالات اگر كسي چنين اعتقادهايي داشته باشد كافر می ‌گردد.
همچنين كسي اعتقاد داشته باشد بريدن و قطع كردن دست دزد، و يا سنگسار كردن زن و مرد متأهلي كه مرتكب زنا شده است، در اين زمان و عصر قابل اجرا نبوده و صحيح نيست، كافر می ‌گردد.
و يا چنانچه كسي اعتقاد داشته باشد كه می‌توان از قانون ديگري غير از قانون الهي در معاملات، خريد و فروش، حدود و تعزيرات شرعي پيروي كرده و آن را جايز دانست، و يا آنكه بگويد اين حكمها و قوانين بهتر از حكم خداوند است، كافر می‌ گردد.
زيرا او با اين اعمال و اعتقادات، هر آنچه را كه اجماع مسلمانان حرام داشته‌اند، حلال قرار داده است. به عنوان مثال هر كس آنچه را كه خداوند بصورت آشكار و روشن از قبيل زنا، شرابخواري، ربا، قضاوت و حكمي غير از شريعت الهي را حلال بگرداند، بنابر اجماع مسلمانان كافر می ‌گردد.
معنای لا إله إلا الله محمد رسول الله 

روح و راز لا إله إلا الله این است که محبت و تعظیم و بزرگداشت و ترس و امید و توابع آن از قبیل توکل، روی آوردن، رغبت و رهبت، فقط برای او باشد. پس انسان مسلمان غیرخدا را دوست نمی‏دارد، بلکه اگر غیرخدا را دوست می‏دارد به تبع از محبت خداست و خداست که وسیله‏ی زیاد شدن محبت‏‏اش می‏شود، و از غیرخدا نمی‏ترسد و به غیرخدا امید ندارد...

معنای کلمه‏ ی لا إله إلا الله این است که معبود برحقی جز الله نیست. پس خدا یگانه و یکتاست و استحقاق این را دارد که تمامی عبادات خالصانه برای او باشد و برای غیر او نباشد. خدای متعال می‏فرماید: { وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (١٦٣)}(البقره: ١٦٣ ) «‏خداوند شما، خداوند 