لكه هميشه وهرروز!!! معني كردن اينان از اين حديث چون معني كردن جعالان كذاب در باره آن حديث نبوي (ص) است كه فرمود: «من كذب عليّ متعمدا فليتبوأ مقعده من النار».
 -كسي كه حديث دروغ بر من بگويد بايد جايگاه خود را در آتش مهيا كند.
می‌گفتند پيغمبر خدا (ص) فرموده است (من كذب علي) ونفرموده است (من كذب لي) ما حديث (عليَّ) جعل نمی‌كنيم بلكه حديث (لي) جعل می‌كنيم، يعني حديث دروغ ما به ضرر پيغمبر نيست بلكه به نفع آن حضرت است!!!.
هـ: ايضا سمهودي كه خود از طرفداران زيارت است دركتاب وفاء الوفاء (ص1368) می‌نويسد: «روي عن ابراهيم بن سعد بن ابراهيم بن عبدالرحمن بن عوف الزهري أنه قال: ما رأيت أبي قط يأتي قبرالنبي (ص) وكان يكره إتيانه».
- از فرزندان عبدالرحمن بن عوف كه از صحابه پيغمبر بزرگوار است روايت می‌كنند كه پسرش گفته است: من پدرم را هرگز نديدم كه به قبر پيغمبر (ص) نزديك شود و او آمدن نزد قبر پيغمبر (ص) را ناپسند می‌داشت!!.
و: درصدر اسلام قريب يك قرن اصحاب پيغمبر (ص) و تابعين اصحاب مردم را از آمد و شد از زيارت قبر پيغمبر صراحتاً يا كنايتاً باز مي داشتند چنانكه مراتب مذكوره و اخبار مأثوره به اين حقيقت گواهي می‌دهد از جمله در كتاب المصنف عبدالرزاق صنعاني (3/576) و سنن بيهقي آمده است: «عبدالرزاق عن الثوري عن أبي المقدام أنه سمع ابن المسيب ورأى قوماً يسلمون على النبي (ص) قال: ما مكث نبي في الأرض أكثر من أربعين يوماً» 
- ابو المقدام از سعيد بن مسيب (كه از فقهاي سبعه مدينه و از تابعين متوفاي سال 95 هجري است) گروهي را ديد كه بر پيغمبر (نزد قبر) سلام می‌كنند،گفت: هيچ پيغمبري بعد از مرگ بيش از چهل روز در زمين نمی‌ماند. يعني زيارت پيغمبر به تصور اينكه آن حضرت در قبر يا در اطراف قبر است بي فائده و غلط است!
با تتبع و دقت در كتب تواريخ معلوم ومسلم می‌شود كه در صدر اسلام و زمان حيات صحابه‌ى رسول خدا (ص) و تابعين طبقه اولي هيچ خبر و اثري از مسالة زيارت در بين مسلمانان نبوده و قبر مطهر پيغمبر (ص) هرگز مزار ياران ابرار آن بزرگوار قرار نگرفته است! و در سال نود و يك هجري به بعد كه عمر بن عبدالعزيز از جانب وليد بن عبدالملك خليفه اموي مأمور تعمير خرابي ديواري كه از اتاق مقبره رسول الله (ص) ساقط شده بود گرديد، تا آن زمان هيچ كس به زيارت قبر پيغمبر (ص) نمی‌رفت چنانكه قبلا گذشت كه جناب حسن مثني و علي بن الحسين ن نوادگان بزرگوار رسول خدا (ص) كساني را كه به قصد زيارت وسلام به آن بيت شريف وارد می‌شدند مانع می‌گشتند! و چون هر دو اين بزرگواران همسايه آن قبر مبارك واز همه كس بهتر و آشناتر به مقررات شرع بودند و رعايت احكام اسلام را بهتر می‌دانستند.
از جمله دلايلي كه مسلَّم مي‌دارد كه قبر مبارك رسول خدا (ص) بر حسب مضمون حديث شريف: «لا تجعلوا قبري عيداً» تا گذشت يك قرن اصلا محل آمد و شد زائران آن حضرت قرار نگرفت، آن است كه بر طبق نقل نورالدين علي بن احمد السمهودي از صحيح بخاري در «وفاءالوفاء» (ص 547-548) درهمان زماني كه عمر بن عبدالعزيز از طرف وليد بن عبدالملك مأمور تعمير خرابي مقبره مبارك و خريد خانه هاي اطراف براي وسعت دادن به روضه مبارك بود قبل از تعمير در آنجا اثر قدمي روي خاكهاي اطراف قبر ديدند كه از ديدن آن وحشتي بر بينندگان دست داد و تصور كردند كه آن جاي پاي خود پيغمبر است! و بعداً معلوم شد كه آن جاي پاي عمر است بعني از زمان عمر بن الخطاب تا آن روز كسي نزد آن قبر منور نرفته بود!.
ز: دركتاب كافي كتاب الجنائز (ص 201 ، چاپ اسلاميه) از حضرت صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «قبر رسول الله (ص) محصب حصباء حمراء»
ومانند اين حديث در طبقات ابن سعد (2/307) از عمرو بن عثمان از قاسم بن محمد بن ابوبكر الصديق جد مادري حضرت صادق (ع) آمده است كه گفته است: «اطلعت وأنا صغير على القبور فرأيت عليها خصباء حمراء»
مضمون هر دو حديث كافي و طبقات اين است كه تا زمان حضرت صادق (ع) كه بيش از صد و بيست سال از هجرت گذشته بود قبر رسول خدا (ص) و روپوش آن كه ريگهاي سرخ بود بر مردم مجهول بود كه بايد حضرت صادق و جد مادري اش قاسم بن محمد ابن ابي بكر از ‌آن خبر دهند و چنانكه حديث قاسم می‌گويد او در زماني كه كودك بوده با سركشيدن از دريچه اي يا پشت پرده اي آن قبر شريف را ديده است.
ح : درهنگام تعمير ديوار خانه كه قبر مبارك در آن بود يك كاسه چوبي يا گلي دركنار قبر يا طاقچه بود كه با فروريختن ديوار آن كاسه شكست! (طبقات ابن سعد 2/307 و وفاء الوفاء ص 549) 
ط: همينكه ديوار خانه افتاد سه قبر در آن مشاهده شد كه وليد بن عبدالملك خليفه اموي آنها را نشناخت تا اينكه عمر بن عبدالعزيز صاحبان آن قبور (رسول خدا و شيخين) را معرفي كرد، اگر تا آن روز زيارتي معمول بود، ‌اين قبور اينچنين مجهول نبودند كه محتاج سؤال باشد.
ي: در المصنف(3/503)عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن ابي بكر گفته است: هنگامي كه ديوار خانه قبر رسول خدا (ص) فرو ريخت من به پرده دار آن گفتم: پرده را بلند كرد اطراف قبر را زمين خراشيده اي ديدم كه روي آن رمل است مانند رملهاي عرصه. بايد دانست كه عبدالرحمن با اينكه از وارثان عايشه بود هنوز تا آن زمان قبر را نديده بود!.
اين علامات دهگانه دليل است كه حديث شريف: «لاتجعلوا قبري عيدا»، ‌بيش از يك قرن عملا دركمال قوت بود! تلك عشرة كاملة.
14- مهمترين دليل بر اينكه زيارت معمول در زمان ما از قبور اولياء، هرگز در بين مسلمين صدر اول ائمه هدي عليهم السلام كه اين همه روايات و احاديث در ثوابهاي زيارت را به ايشان نسبت داده اند،‌ معمول نبود وبي اعتبار است، آن است كه در هيچ تاريخ معتبري ديده نمي‌شود كه يكي از اين بزرگواران براي زيارت قبر پيغمبر يا انبياي ديگر يا زيارت قبر يكي از امامان شدّ رحال و سفر كرده باشد. و باور كردني نيست كه امامي كه خود از أعبد عبادالله است، بلكه حتي يك مسلمان معتقد مردم را به عبادتي امر كند و خود از آن خودداري نمايد!! آيا چنين كسي مشمول آيه قرآن نيست كه مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ(2) کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ(3)﴾ (الصف:3-2).
-اي كساني كه ايمان آورده‌ايد چرا كاري كه خود نمي‌كنيد بدان قائل مي‌شويد، در نزد خدا بزرگترين بغض شديد و دشمني است كه كاري را كه خود نمي‌كنيد بدان قائل مي‌شويد.
مثلا در احاديث زيارت آورده‌اند كه حضرت رضا (ع) فرموده است: «أبلغ شيعتي إن زيارتي تعدل عند الله عز وجل ألف حجة قال فقلت لأبي جعفر (ع) ألف حجة: قال أي والله ألف ألف حجة لمن زاره عارفا بحقه!».
- به شيعيان ما برسان كه ثواب زيارت من در نزد خداي عزوجل برابر با ثواب هزار حج است!
راوي ميگويد: به امام محمد تقي پسر رضا (ع) عرض كردم: برابر با ثواب هزار حج است؟! فرمود: آري به خدا سوگند برابر با هزار هزار (يك ميليون) حج است براي كسي كه زيارت كند درحالي كه عارف به حق آن جناب باشد!!!.(2) 
كه اينجا اين سوال پيش مى‌آيد كه هر گاه اين سخن در