صحيح آن قادر باشد، بپرسد آيا امر آخرت آنقدر سرسري و غير قابل اعتناء است كه به هرچيزي مي‌توان اعتماد كرد؟.
شما اگر يك اسكناس بيست ريالي داشته باشيد كه در آن اندك خدشه‌اي تصور كنيد بدون رسيدگي و تحقيق به درستي آن جرأت نمي‌كنيد كه آن را به بازار برده و در مقابل آن چيزي خريداري كنيد، پس چگونه يك مشت موهومات وخرافات را به عنوان توشة روز قيامت، ‌براي روز سخت  لاينفع مال ولابنون، ذخيره مي كنيد و اصلا در صدد تحقيق و تكذيب وتصديق آن نيستيد؟!!!. واقعا عجيب است!.
از خداي متعال توفيق خود و جميع مسلمين را در هدايت به راه راست و درست مسألت مي كنم.
إنه قريب مجيب وصلى الله على محمد وآله الطاهرين.
حيدر علي قلمداران
از خواننده التماس دعا دارم.
-------------------------------------------------------------------------------
1) در مذاهب منسوخه مثل مذهب بودا، بر اين عقيده اند كه تمثال و مجسمه بودا نماينده موجودي است زنده و دانا و داراى شخصيت فوق طبيعي كه مناجات ها را مي شنود و دعا ها را اجابت مي كند، و معتقدند كه تكرار دعاها بر اجر و ثواب شخص مي افزايد (تاريخ جامع اديان، جان ناس، ص146).
2) پرستش اموات درمذاهب قديمه و خاموش باطله، به شدت معمول بوده، چنانكه اقوام بدوي شيخ و رئيس قبيله را پس از دفن، ‌حاكم بر مقدرات خويش پنداشته وبراي رؤساي خود در عالم ديگر نيرويي مافوق انساني بسيار مهم و هولناك تصور ميكردند كه آنها مي توانند مانع ومزاحم يا  يار و مددكار زندگان شوند (تاريخ جامع اديان ، ص8).
تايلور گفته است: نزد اقوام بدوي، سراسر عالم، از موجودات روحي كه برعالم احاطه و تصرف دارند پر است، ‌و چون آنها را مركز نيروي غيبي مي دانند، تمام سرنوشت خود را به دست آنها ‌سپرده و اعمالي كه نسبت به آنها به جا مي آورند، ‌در اطراف جهان هم اكنون به شكلهاي مختلف ومظاهر بيشمار ملاحظه مي شود!.
3) ولي براي فايده ي بيشتر، فصل مربوط به «تعمير قبور در اسلام» را به سبب تناسب كامل آن با مطالب اين جزوه، به عنوان ضميمه، ‌در آخر اين كتاب البته با اصلاح و تهذيبي مختصر، ‌آورده ايم.
4) مناسب است در اينجا مطلبي از «مهاتماگاندي» نقل كنم. اميدوارم كه كلام او حق جويان منصف را به انديشه وادار وموجب شود كه به خود آيند وي مي نويسد:« در بريده ي روزنامه اي كه يكي از روزنامه نويسان برايم فرستاده بود خبري خواندم كه در دهكده اي معبدي ساخته اند و در آن مجسمه اي از مرا گذارده اند و ستايش مي كنند, من اين عمل را يكي از ناپسندترين صور بت پرستي مي شمارم, كسي كه اين معبد را بنا كرده ثروت خود را به هدر داده و آن را در راه نامناسبي به كار برده است و روستايياني كه به آن معبد كشيده شده اند, گمراه گشته اند و خود من هم مورد توهين قرار گرفته ام زيرا سراسر زندگي من در آن معبد به صورت كاريكاتور و مسخره منعكس شده است. معني و مفهومي كه من براي ستايش بيان كرده ام به كلي دگرگون شده استة نقل طوطي وار جمله هاي «گيتا» (از كتب مقدسه دين هندو) ستايش اين كتاب قدس نخواهد بود، بلكه ستايش واقعي آن است كه تعليمات آن دنبال گردد. يك فرد هم وقتي واقعا مورد سرمشق واقع شده و دنبال گردد. مذهب «هندو» از زماني كه به سطح ستايش تصويرها فرو افتاد و شكل بت پرستي پيدا كرد، صورتي منحط به خود گرفت ، درواقع تنها خداوند از قلب اشخاص خبر دارد و به اين جهت مطمئن ترين راه آن است كه هيچ شخصي چه زنده و چه مرده، ‌مورد ستايش قرارنگيرد  برايم موجب مسرت تسكين دهنده اي خواهد بود اگر صاحب آن معبد مجسمه مرا از آنجا بردارد و ساختمان معبد را كانوني براي ريسندگي اختصاص دهد تا فقيران در آنجا با ريسندگي براي خود مزدي بگيرند و ديگران به نشان فداكاري در آنجا كار كنند  چنين اقدامي عمل كردن به تعليمات «گيتا» وستايش واقعي آن و همچنين احترام گذاردن و ستايش من خواهد بود. (همه مردم برادرند) مهاتماگاندي، ‌ترجمه «محمود تفضلي» انتشارات امير كبير، ‌ص 85 و 86.
وقتي كساني چون «گاندي» كه معتقد به ديني غير توحيدي بوده است، اين چنين درهدف خويش مستغرق باشد، ‌پس مدعيان حب آل رسول خدا (ص) در باره ي پيامبر و ائمه عليهم السلام و فرزندانشان كه داعي إلي الله و معلم احكام الهي و در هدف خويش كه همان هدايت مردم و كسب رضاي پروردگار است، ‌فاني بوده اند. چه مي گويند؟! آيا آنها را به اندازه امثال «گاندي» مستغرق درهدف خويش نمي دانند اگر گاندي از اينگونه كارها خشنود نمي شود، ‌چگونه ممكن است معلمين بزرگ «توحيد» از چنين اعمالي خشنود شوند؟ أفلاتعقلون؟(آيا عقلتان را به كار نمي گيريد؟)  قطعا آنان بيش از ديگران آرزو دارند كه پيروانشان به جاي حضور بر مرقدشان و مداحي از آنان، ‌عقايد خويش را با قرآن، مطابقت داده و به احكام الهي واقعاً عمل كنند.
5) رجال كشي /ص 309.
6) رجال كشي /ص 428و457 – رجال ابن داوود / ص507.
7) رجال كشي /ص196.
8) قابل بسي دقت و تأمل است كه در زمان رسول خدا (ص) و صحابه بزرگوار نه تنها قبر هيچ يك از اولياء و بزرگان و شهداء اسلام تعمير نشد بلكه همچنان متروك و مهجور ماند، ‌علاوه بر آن چنانكه از كتب سير و اخبار معتبر به دست مي آيد چون «مغازي و اقدي» (ص 289) و تفسير علي بن ابراهيم قمي (ص112چاپ قديم ) و بحار الانوار (6/ 642 ،‌ چاپ سربي) رسول خدا (ص) در مورد دفن حمزه سيدالشهداء عموي بزرگوار خود كه سيد و سالار شهيدان راه خدا در غزوه=  =احد بود، فرمود: (لولا أن يحزن ذلك نسائنا لتركناه للعافة يعني السباع و الطيور حتى يحشر يوم القيامة من بطون السباع و الطير) «اگر نه اين بود كه زنان ما ناراحت و محزون مي شوند، ‌جنازه حمزه را مي گذاشتيم تا درندگان و مرغان بخورند تا در روز قيامت حمزه از شكم درندگان و مرغان محشور شود!». آري رسول خدا (ص) مي خواهد جنازه حمزه از شكم درندگان محشور شود اما مرده پرستان براي امثال آن بزرگوار گنبدزرين و ضريح سيمين مي سازند!!.در ضمن مقالة «علل انحطاط مسلمين» در روزنامه «وظيفه» اشاره‌اي به وضع اسف انگيز موقوفات نموده بوديم كه در نتيجة جهل و ناداني واقفين، اغلب موقوفات ايران صرف بقعه و بارگاه و خادم و قاري امامزادگان خيالي مي‌شود كه البته مطلوب شرع نيست و در نتيجه موجب ويراني آب و ملك و خرابي مملكت و بيكاري و گرسنگي مردم است.
كساني از آن مقاله انتقاد كردند كه شايد به سبب عدم اطلاع از تاريخ صدر اسلام ومبادي دين و اصول شريعت، چندان مستحق ملامت نباشند. ولي نظر به اينكه يكي از معممين «قم» كه به فضل و دانش مشهور است. در مقالة مندرجة خود در شماره 137 روزنامة «وظيفه» بعد از تهمت ها و دشنام ها به حديثي استناد كرده است كه در آن به تعمير قبور تشويق و ترغيب شده و چون وي ادعا كرده است كه احاديث و روايات بسياري از زبان پاك ائمه معصومين دربارة آنها رسيده!! لذا با تذكر به اين نكته كه در باب تعمير قبور بدبختانه يا خوشبختانه در تمام كتب شيعه بيش از يك حديث نيست و اثبات وجود زيادتر بر آن بر عهدة مدعي است، حديث مذكور را از نظر خوانندگان مي گذرانيم و آن را به لحاظ سن