نبياء است و ما كه افضل اوصياء هستيم نيز. پس صفوان گفت: فدايت شوم، پس در هر جمعه او را زيارت كنم تا درك زيارت پروردگار كرده باشم؟ فرمود: آري، اي صفوان ملازم اين معني باش با زيارت قبر حسين (ع) براي تو نوشته شود» !!!
هر چند روات اين حديث مجاهيل و غلات اند كه يكي از آنها يونس است كه شرح حال او قبلا گذشت، اما به هر صورت، ‌اين كفريات از قلم عالمي باقي مانده است كه در محيط شيعه محترم است!، و ناچار در عامه مورد قبول است!. در اين حديث كم مانده است كه نعوذ بالله، بگويد خدا با عباء و ردا به زيارت مشرف مي‌شود!!.
اينها مطالبي است كه هر كس ادني(كمترين) شعوري داشته باشد مى‌داند علاوه بر كفر بودن موجب غرور اكثر مردم است و همينهاست كه گستاخي و جر‎أت مي‌دهد كه كساني با يك زيارت مثلا شب جمعه كه در آن با خدا ملاقات مى‌كنند و شايد مصافحه‌اي هم به عمل بيايد!!، و با انبياء نيز، آنگاه چنين كسي ديگر عزيز خداست و هر چه كرد اميد عفو دارد، چنانكه معلوم و مشهود است كه غالب فساق و فجار به طمع شفاعت و ثواب زيارت و به غرور شيطان مرتكب اعمالي مي‌شوند كه حتي ماديون(ماده پرستان) و ملحدان هم مرتكب اين اعمال نمي‌شوند يا كمتر مي‌شوند.
2- باز هم در صفحه 67 به بعد باب 21 و 22 از صادق (ع) چنين روايتي آورده است: «هنگامي كه رسول خدا (ص) در منزل فاطمه ‘بود وحسين در دامن آن حضرت بود، ناگهان به گريه در آمد و به سجده افتاد، ‌آنگاه فرمود: اي فاطمه اي دختر محمد، همانا كه خداي علي أعلي(بلندمرتبه) در اين خانه و در همين ساعت بر من نمايان شد در نيكوترين صورت و بهترين هيئت!!! ، پس گفت: اي محمد آيا او را دوست مي‌داري؟ گفتم: اي پروردگار من، او روشني چشم من و ريحانه‌ام و ميوه دلم و پرده مابين چشم من است، پس در حالي كه خدا دست خود را بر سر حسين (ع) گذاشه بود، ‌فرمود: اي محمد مبارك باد اين مولود و بركات من بر او باد».
از اين قبيل احاديث دركتب شعيه بسيار است، با اينكه مخالف با مذهب بلكه مخالف با ضروريات اسلام است، با اينكه عمل زيارت چنانكه گفتيم دركتاب خدا عملي مأمور به نبوده و در سنت صحيح رسول الله (ص) از آن اثري نيست، ‌و مسلمين صدر اول هيچگونه عنايتي به اين قبيل امور نداشته مثلا هيچ شنيده نشده است كه در زمان رسول خدا (ص) هيچ مسلماني براي زيارت اموات أعم از شهداء وصلحاء به مشهدي مسافرت كند يا بعد از رسول خدا (ص) مسلماني به زيارت قبر او به قصد زيارت بيايد يا قبري از شهيدي و يا صالحي تعمير شود، بلكه ضد آن توصيه شده است. حتي قبر بزرگاني مانند حمزه سيدالشهداء متروك(8)  و قبر ابراهيم (ع) فرزند رسول خدا (ص) كه در زمان حيات آن حضرت فوت نمود طبق روايات وارده در تهذيب پس از يكي دوسال، قبرش نامعلوم گشت و قبر فاطمه ‘دختر رسول خدا (ص) مجهول و قبر امير المؤمنين (ع) ناپيدا بود و مدتها مورد توجه و محل اجتماع نبوده است. چرا؟ گرچه فلسفه بافان براي هر كدام از اينها علتهايي بدون دليل و سند، به خيال و سليقه خود بافته‌اند!! اما حقيقت آن است كه آن بزرگواران نيز دعاي رسول خدا (ص) را در هنگام وفات شنيده بودند كه: (اللهم لاتجعل قبري وثناً يُعبد) «خدايا قبر مرا بتي قرار مده كه پرستيده شود». و علاقه داشتند كه آن دعا مشمول قبور ايشان نيز شود.
به راستي چرا بيش از صد و بيست و چهار هزار پيامبر كه خداوند فرستاده است فقط قبر سه نفر از آنان معلوم است؟ اگر زيارت قبر آن قدر ثواب دارد چرا از قبور انبياء اثري نيست؟ آيا حضرت داوود (ع) كمتر از امامزاده داوود است؟ و يا حضرت الياس كمتر از امامزاده علي عباس؟!!.
احاديثي هم كه دربارة زيارت جمع شده است غالباً مخالف يكديگر است مثلا درحديثي، زيارت حضرت سيدالشهداء معادل با نود حج با رسول الله (ص) است (درحالي كه رسول خدا (ص) بعد از نزول آيه حج بيش از يك حج انجام نداده است) و در بعضي احاديث خيلي بيشتر از نود حج تا دو ميليون حج آمده است!!؟
اما در «قرب الاسناد» روايتي از «حنان بن سدير» منقول است كه گفت به صادق (ع) عرض كردم: «ما تقول في زيارة الحسين (ع) فإنه بلغنا عن بعضكم أنه قال تعدل حجة وعمرة؟ قال: فقال (ع): ما أصعب هذا الحديث ما تعدل هذا كله ولكن زوروه فإنه سيد شباب أهل الجنة وشبيه يحيى بن زكريا».
خلاصه حديث آن است كه: 
- حنان مي‌گويد به حضرت صادق (ع) عرض كردم در زيارت حسين (ع) چه مي فرمايي؟ همانا كه از بعضي از شما اهل بيت به ما رسيده است كه زيارت آن حضرت معادل يك حج وعمره است!! حضرت فرمود: اين حديث خيلي مشكل است، خير و ثواب زيارت او آنقدر نيست، ‌لكن شما او را زيارت كنيد زيرا او سيد شهيدان و سيد جوانان بهشت و شبيه يحيي بن زكريا است.
يكي از مشكلات اين احاديث آن است كه با اينكه از ائمه (ع) آنقدر فضيلت در زيارت ائمه (ع)وارد شده اما از طرف خود امامان (ع) اقدامي به اين عمل كه آنهمه فضيلت براي آن قائل شده‌اند، صورت نگرفته است! ‌مثلا در روايات وارد شده كه از جواد (ع) در مورد زيارت رضا (ع) پرسيده شد، كه آيا معادل با هزار حج است؟ حضرت فرمود: معادل با هزارهزار (يك ميليون) حج است!!!، يعني از هزار برابر هم بالاتر است, خوب عملي كه آنقدر ثواب دارد، چرا خود جواد (ع) آن را حتي براي يك بار انجام نداد تا حجتي قوي باشد بر آن حديث يا به خوبي اين عمل؟ زيرا آن جناب كه در اين باره عذري نداشت، و زمانش هم زمان تقيه نبود و قدرت مالي هم بر اين عمل داشت، زيرا داماد خليفه وقت (مأمون) و در قصر او عزيز و محترم بود، و مأمون هم كه به شيعيان متمايل بود و از اين عمل بدش نمي‌آمد، به علاوه حق پدري كه رضا بر جواد إ داشت واجب مينمود كه با اين همه فضيلت يك زيارت، اقلا از جانب آن حضرت، ‌صورت گيرد و همچنين جواد (ع) به زيارت اميرالمؤمنين (ع) نرفته است، ‌با اينكه قريب هيجده سال در قرب جوار آن حضرت يعني در بغداد بوده است. و چون مي‌دانيم كه قبر اميرالمؤمنين (ع) را هارون الرشيد پيدا كرده و تعمير نمود، قطعا هم هارون و هم مأمون بسيار خوشحال مي‌شدند كه اين قبه و بارگاهي كه به نام اميرالمؤمنين (ع) ساخته‌اند مورد توجه مردم مخصوصا اماماني كه از فرزندان آن حضرت هستند، ‌قرار گيرد. اما متأسفانه از كاظم (ع) تا آخرين امام، ‌هيچكدام اين مزار را زيارت نكرده‌اند، با آنهمه فضيلت كه براي اين عمل ازجانب ايشان نقل شده، يعني به آن بزرگواران نسبت مي‌دهند.
آيا اينها مطالبي نيست كه مورد دقت و توجه طالبان حقيقت قرار گيرد؟ 
آيا حجتي از كتاب خدا و سنت عملي رسول الله (ص) و ائمه (ع)بر اين اعمال هست؟!. آيا اموال و اوقاقي كه صرف اعمالي مي‌شود كه از طرف خدا و رسول او، دستوري در آن باب نرسيده است، مورد مؤاخذه قرار نخواهد گرفت؟  با آن همه كفرياتي كه در اين زيارتنامه هاهست؟.
آيا اعمالي كه سند صحيحي براي آن نمي‌توان يافت و اقوالي كه از يك مشت كذاب غلو كننده و شرحي كه گذشت،‌ صادر شده، آنقدر قوي است كه بايد آن را بر خلاف قرآن و بر ضد تعليمات آن، به كار برد؟!!.
اينها سؤالاتي است كه بايد هر عاقلي از خود و از هر كس كه به جواب 