ند.
 32- محمد بن صدقه: أ / مجمع الرجال 5/236 :« محمدبن صدقه بصري غال».
ب / رجال طوسي ص 391: «محمد بن صدقه بصري غال». او از غاليان اهل بصره است.
اما عجيب است كه همين طوسي كه «محمد بن صدقه» را در رجال خود غلو كننده ميخواند حديث ذيل را در تهذيب 6/44 از او مي‌آورد!.
« ... عن محمد بن سنان عن محمد بن صدقة عن صالح النيلي قال قال أبو عبدالله: من أتى قبر الحسين عارفا بحقه كتب الله أجر من اعتق ألف نسمة و كمن حمل على ألف فرس في سبيل الله مسرجة ملجمة».
- يعني محمد بن سنان كه خود از غاليان و كذابان است از محمد بن صدقه كه به فرمودة طوسي نيز غلو كننده است از صالح نيلي كه به فرمودة نجاشي ضعيف است، روايت ميكند كه صادق (ع) فرمود: «كسي كه به زيارت قبر حسين بيايد درحالي كه عارف به حق او باشد يعني او را امام بداند خدا براي او اجر هزار بنده‌اي كه آزاد كرده باشد، مي نويسد و چون كسي است كه هزار اسب براي جهاد در راه خدا زين و لگام كرده و فرستاده باشد. !!
آيا دستگاه ثواب بخشي خدا كه در كتاب مبين خود، ‌آن گونه دقيق است كه مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ﴾  (التوبه: 111) 
 - خدا از مؤمنين جانها و مالهايشان را مي خرد تا بهشت براي آنان باشد.
و درجاي ديگر مي‌فرمايد: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ﴾ (البقره: 214).
- آيا پنداشتيد كه به بهشت داخل مي‌شويد و حال اينكه هنوز آنچه كه براي مؤمنين قبل از شما رخ داد براي شما پيش نيامده است، بر‌آنان سختي ها و زيانها مي رسيد و متزلزل مي‌شدند تا حدي كه پيامبر و كساني كه با او بودند مي‌گفتند پس چه وقت نصرت خدا مي رسد؟.
يعني دخول بهشت به اين آساني نيست! اما مي بينيم اين منظور اينگونه گشاده و بي‌حساب و كتاب شده و اختيارش در دست غاليان و كذابان است كه آن را اينگونه چوب حراج زده و مبتذل مينمايند!. 
بنابراين با يك زيارت ديگر جاي هيچ بيم و ترسي از معصيت و عذاب خدا براي كسي باقي نميماند و بدين ترتيب مردمي بي بند و بار چنين كه اينك هستند به وجود مى‌آيد!.
پس چرا در قرآن مجيد آن قدر دقت به خرج داده شده و براي هر عملي اعم از خير و شر نتيجه و اثري مقرر داشته است؟ كه: ﴿فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ(7) وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ(8)﴾ (الزلزله: 7-8).
هركه قدر مثقال ذره‌اي عمل نيك به جاي آورد پاداش آن را مي‌بيند و از هر كه به قدر مثقال ذره‌اي كار بد سرزند جزاي آن را خواهد ديد.
ونيز مي‌فرمايد:  ﴿وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِينَ﴾ (الأنبياء:47).
 -و روز ستاخيز ترازوي عدل را درميان نهيم و به هيچ كس ستم نخواهد شد و اگر عمل به قدر دانه خردل باشد آن را بياوريم و كافي است كه ماخود حسابگر باشيم.
ونيز مي‌فرمايد: ﴿يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ﴾ (لقمان:16).
- به قدر دانه خردل در سنگي سخت يا در آسمانها يا در زمين باشد خداوند آن را مي‌آورد، همانا الله باريك بين و بسيار آگاه است.
خدايا زين معما پرده بردار! البته در فضل و رحمت إلهي كه بي نهايت است شكي نيست، اما در عملي كه كمترين امري در قرآن كريم درباره آن نيست، اين فضولي غلو كننده انه است!.
33-  محمد بن عيسي بن عبيد اليقطيني: أ / در رجال طوسي ص 427 : «محمد بن عيسى بن عبيد اليقطيني ضعيف وقيل أنه كان يذهب مذهب الغلاة». اين شخص ضعيف است و گفته‌اند كه وي از غالياناست.
34-  محمد بن فضيل: مجمع الرجال 6/23 : «محمد بن فضيل الازدي ضعيف يُرمى بالغلو». او ضعيف است و او را به غلو متهم كرده‌اند. 
35- محمد بن موسي الهمداني: أ / مجمع الرجال ص 52 (غض): «محمد بن موسى بن عيسى السمان أبوجعفر الهمداني ضعيف يروي عن الضعفاء تكلم فيه القميون بالرد». او هم ضعيف است و هم از راويان ضعيف روايت مي‌كند و علماي قم او را رد كرده‌اند.
ب / رجال نجاشي ص 260: « محمد بن موسى بن عيسى أبو جعفر الهمداني السماني ضعفه القميون بالغلو وكان ابن الوليد يقول: أنه كان يضع الحديث». علاوه بر آن صفات نكوهيده كه غضائري فرموده «محمد بن الوليد» مي‌فرمود: كه او حديث جعل ميكرد!
ج / رجال علامه حلي ص 252: «محمد موسى ملعون غال» او ملعون وغلوكننده است.
همين محمد بن موسي الهمداني است كه از كذاباني چون «سيف بن عميره» و «صالح بن عقبه» زيارت عاشورا با آن چنان ثواب به طائفه شيعه ارزاني داشته است كه براي هيچ نبي و ولي و مؤمني و حتي فرشته‌اي توفيق بدان حاصل نشده است!!.
36 -  معلي بن محمد: أ / مجمع الرجال 6/113 : «معلي بن محمد البصري أبو محمد يعرف حديثه وينكر و يروون عن الضعفاء».
معلي بن محمد حديثش خوب و بد دارد و نيز از ضعفاء روايت مى‌كند.
ب / رجال نجاشي صفحه 327 «معلى بن محمد البصري ابو اسحق مضطرب الحديث والمذهب». معلي بن محمد هم حديثش پريشان گوئي (مضطرب)و هم مذهبش پريشان و بي ثبات است.
ج / رجال علامه ص 259 نيز همين صفات زشت را درباره او ذكر مى‌كند.
 37- مفضل بن صالح أبوجميله الأسدي: أ / تنقيح المقال ج 3 ص 237 :« قال الغضائري: مفضل بن صالح ابو جميله الأسدي النحاس مولاهم، ضعيف كذاب يضع الحديث». مفضل بن صالح از موالي اسديان است، هم ضعيف است و كذاب و هم حديث جعل مى‌كند.!!
ب / در قسمت دوم خلاصه حلي، مفضل بن صالح را به همين صفات نكوهيده است، همچنين ابن داوود، و ساير علماي رجال نيز او را ضعيف وكذاب و جعال (جعل كننده) حديث مي دانند. 
38- مفضل بن عمر: أ / در مجمع الرجال ص 123 تا ص 131، غضائري فرموده است: «مفضل بن عمر الجعفي أبو عبدالله ضعيف متهافت مرتفع القول خطابي وقد زيد عليه شيء كثير وحمل الغلاة  في حديثه حملا عظيماً ولايجوز أن يكتب حديثه».
ب / رجال نجاشي ص 326: «مفضل بن عمر أبوعبدالله قيل أبو محمد الجعفي كوفي فاسد المذهب مضطرب الرواية لايعبأ به و قيل إنه كان خطابياً و قد ذكرت له مصنفات لا يعول عليها».
ج / علامه حلي در رجال خود ص 258 :«مفضل بن عمر أبوعبدالله ضعيف كوفي فاسدالمذهب مضطرب الرواية لا يعبأ به متهافت مرتفع القول خطابي وقد زيد عليه شيء كثير وحمل الغلات في حديثه حملا عظيماً ولا يجوز أن يكتب حديثه».
خلاصه فرمايش علماي رجال درباره اين شخص فاسد المذهب غلو كننده آن است كه غلات درحديث، بار خود را بر دوش او نهاده‌اند، تا جايي كه علماي رجال نوشتن حديث او را جايز ندانسته‌اند، وگفته‌اند که به حديث و مصنفات او نبايد اعتماد كرد، علاوه بر اينها خطا