 به‌ چهار طرف‌ تيراندازي‌ كند تا هر جا كه‌ تير رفت‌ حدود شهر تا همان‌ جا باشد. به‌ اين‌ ترتيب‌ اولين‌ منزل‌هاي‌ سرزمين‌ سرخ‌ (كوفه‌) ساخته‌ شد و بناي‌ شهر كوفه‌ به‌ نام‌ حضرت‌ سعد ثبت‌ گرديد. حضرت‌ سعد مدت‌ سه‌ سال‌ و چند ماه‌ به‌ عنوان‌ استاندار در كوفه‌ ماند، بعد از آن‌ به‌ خاطر امر خليفه‌ به‌ مدينه‌ بازگشت‌ (1).
----------------------------------------------------------------------------------
1) البداية و النهاية: ج‌7، ص‌ 92-91. يكي‌ از فتنه‌هاي‌ بزرگي‌ كه‌ بر اصحاب‌ و ياران‌ پيامبر ـ (ص) ـ روي‌ آورد، مسئله‌ي‌ اختلاف‌ بين‌ حضرت‌ علي‌ ـ (رض) ـ با حضرت‌ عايشه‌ -رضی الله عنها- و بعداً با حضرت‌ معاويه‌ ـ (رض) ـ بود. فتنه‌اي‌ كه‌ پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ عثمان‌ ـ (رض) ـ و با دسيسه‌ي‌ منافقان‌ سبايي‌ شكل‌ گرفت‌ و باعث‌ شد هزاران‌ نفر از اصحاب‌ پيامبر ـ (ص) ـ در دو سپاه‌ در مقابل‌ همديگر صف‌آرايي‌ كنند (1).
در چنين‌ وضعيّت‌ خطرناكي‌ كه‌ اكثر صحابه‌ نيز به‌ نوعي‌ گرفتار آن‌ شدند، حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ از جمله‌ي‌ افراد دورانديشي‌ بود كه‌ در آن‌ پيكارها شركت‌ نكرده‌ و كاملاً بي‌طرف‌ ماند و سعي‌ مي‌كرد از حرف‌ و حديث‌هاي‌ آن‌ نيز كناره‌ بگيرد؛ چراكه‌ او اختلاف‌ و نزاع‌ را دوست‌ نداشت‌ مخصوصاً بين‌ برادران‌ مسلمان‌ و مؤمن‌.
وقتي‌ از او سؤال‌ كردند كه‌ چرا به‌ يكي‌ از دو سپاه‌ ملحق‌ نمي‌شوي‌؟ فرمود: من‌ روزهاي‌ زيادي‌ را در جهاد به‌ سر برده‌ام‌، اما در اينجا با كسي‌ كه‌ مي‌جنگم‌ نمي‌دانم‌ از او بهترم‌ يا نه‌؟ مگر اينكه‌ شمشيري‌ برايم‌ بياوريد كه‌ داراي‌ دو چشم‌ باشد و كافر و مؤمن‌ را از همديگر برايم‌ جدا كند، آن‌ وقت‌ در اين‌ جنگ‌ شركت‌ خواهم‌ كرد! (2)
يك‌ بار ديگر در جواب‌ فرزندش‌ «عامر» كه‌ از او خواسته‌ بودند در اين‌ مسئله‌ دخالت‌ كند، گفت‌: به‌ خدا قسم‌ من‌ در اين‌ مسئله‌ دخالت‌ نمي‌كنم‌ تا وقتي‌ كه‌ شمشيري‌ به‌ من‌ بدهند كه‌ اگر خواستم‌ مسلماني‌ را بزنم‌، به‌ سخن‌ بيايد كه‌ او مسلمان‌ است‌ و وقتي‌ كافري‌ را با او بزنم‌، فوراً او را بكشد، چراكه‌ از رسول‌الله ـ (ص) ـ شنيده‌ام‌ كه‌ فرمود: «خداوند مؤمن‌ ثروتمند متقي‌ و كناره‌گير (از فتنه‌ها) را دوست‌ دارد»(3).
-------------------------------------------------------------------------------------
1) جريان‌ مفصّل‌ اين‌ دو واقعه‌ را در اثر ديگر نگارنده‌ به‌ نام‌ «حقايقي‌ از جمل‌ و صفين‌» مطالعه‌ كنيد.
2) أصحاب‌ الرسول‌: ص‌ 260 به‌ نقل‌ از مجمع‌الزوائد: ج‌7، ص‌ 299. 
3) مسند احمد: ج‌1، ص‌ 177. حلية الأولياء: ج‌1، ص‌ 94.در مورد فضايل‌ و مناقب‌ حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ به‌ عنوان‌ يكي‌ از اصحاب‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ از ديدگاه‌ قرآن‌ و حديث‌، تمامي‌ آيات‌ و احاديثي‌ كه‌ در مورد ياران‌ پيامبر ـ (ص) ـ در قرآن‌ و كتاب‌هاي‌ حديث‌ وارد شده‌، شامل‌ حضرت‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ ـ (رض) ـ نيز مي‌باشد كه‌ در اينجا نمي‌توان‌ تمامي‌ آنها را دوباره‌ تكرار نمود. نگارنده‌ اين‌ دسته‌ از آيات‌ و احاديث‌ را كه‌ در مورد جمع‌ صحابه‌ در قرآن‌ و سنّت‌ يافت‌ مي‌شود در كتابي‌ به‌ نام‌ «صحابه‌ در آينه‌ي‌ قرآن‌ و حديث‌» گردآوري‌ نموده‌ است‌. اما در اين‌ رساله‌ها كه‌ به‌ بعضي‌ از ياران‌ پيامبر ـ (ص) ـ اختصاص‌ دارد، باز هم‌ به‌ سراغ‌ قرآن‌ و حديث‌ رفته‌ايم‌ و اگر آيه‌اي‌ ويژه‌ و يا حديثي‌ در مورد صحابي‌ مورد نظرمان‌ وجود داشته‌ باشد آن‌ را نقل‌ مي‌كنيم‌. و اما در مورد حضرت‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ ـ (رض) ـ:
 
* آيات‌ قرآن‌ در شأن‌ حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ
1) ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْکُرْ لِي وَلِوَالِدَيْکَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ(14) وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِي مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(15)﴾ [لقمان‌: آيه‌ 15-14].
«ما به‌ انسان‌ درباره‌ي‌ پدر و مادرش‌ سفارش‌ كرده‌ايم‌ (كه‌ در حق‌ ايشان‌ نيك‌ باشد و نيكي‌ كند، به‌ ويژه‌ مادر؛ چرا كه‌) مادرش‌ بدو حامله‌ شده‌ است‌ و هر دم‌ به‌ ضعف‌ و سستي‌ تازه‌اي‌ دچار آمده‌ است‌. پايان‌ دوره‌ شيرخوارگي‌ او دو سال‌ است‌ (و در اين‌ دو سال‌، كودك‌ شير، يعني‌ شيره‌ي‌ جان‌ مادرش‌ را مي‌نوشد. مادر در اين‌ مدّت‌ 33 ماهه‌ي‌ حمل‌ و شيرخوارگي‌، مهمترين‌ خدمات‌ و بزرگ‌ترين‌ فداكاري‌ را مبذول‌ مي‌دارد. لذا به‌ انسان‌ توصيه‌ي‌ ما اين‌ است‌) كه‌ هم‌ سپاسگزار من‌ و هم‌ سپاسگزار پدر و مادرت‌ باش‌ و (بدان‌ كه‌ سرانجام‌) بازگشت‌ به‌ سوي‌ من‌ است‌ (و نيكان‌ را جزا و بدان‌ را سزا مي‌دهم‌). هرگاه‌ آن‌ دو، تلاش‌ و كوشش‌ كنند كه‌ چيزي‌ را شريك‌ من‌ قرار دهي‌ كه‌ كمترين‌ آگاهي‌ از بودن‌ آن‌ و (كوچك‌ترين‌ دليل‌ بر اثبات‌ آن‌) سراغ‌ نداري‌، از ايشان‌ فرمانبرداري‌ مكن‌ (چراكه‌ در مسئله‌ عقائد و كفر و ايمان‌ همگامي‌ و همراهي‌ جايز نيست‌، و رابطه‌ي‌ با خدا مقدّم‌ بر رابطه‌ي‌ انسان‌ با پدر و مادر است‌، و اعتقاد مكتبي‌ برتر از عواطف‌ خويشاوندي‌ است‌، ولي‌ در عين‌ حال‌) با ايشان‌ در دنيا به‌ طرز شايسته‌ و به‌ گونه‌ي‌ بايسته‌اي‌ رفتار كن‌، و راه‌ كساني‌ را در پيش‌ گير كه‌ به‌ جانب‌ من‌ (با يكتاپرستي‌ و طاعت‌ و عبادت‌) رو كرده‌اند. بعد هم‌ همه‌ به‌ سوي‌ من‌ برمي‌گرديد و من‌ شما را از آنچه‌ (در دنيا) مي‌كرده‌ايد آگاه‌ مي‌سازم‌ (و بر طبق‌ اعمالتان‌ پاداش‌ و كيفرتان‌ مي‌دهم‌).
امام‌ طبري‌ در تفسيرش‌: 20 / 85. امام‌ قرطبي‌: 13 / 328. ابن‌كثير: 3 / 405. الخازن‌: 156/5. الدر المنثور: 141/5 و امام‌ ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ احمد الواحدي‌ در كتاب‌ «اسباب‌ نزول‌ قرآن‌» صفحه‌ي‌ 356 و ديگر تفاسير معتبر شأن‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ را در مورد حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ ذكر كرده‌اند(1) كه‌ تحت‌ عنوان‌ «اسلام‌ آوردن‌ سعد(رض)» داستان‌ آن‌ را نقل‌ كرديم‌).
2) ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِي مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾ [عنكبوت‌: آيه‌ 8].
«ما به‌ انسان‌ توصيه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ به‌ پدر و مادرش‌ كاملاً نيكي‌ كند و (اما اي‌ انسان‌!) اگر آن‌ دو تلاش‌ كردند كه‌ براي‌ من‌ انباز قرار دهي‌ ـ كه‌ كمترين‌ اطلاعي‌ از آن‌ نداري‌ (و اصلاً شرك‌ با علم‌ و عقل‌ سازگار نيست‌) ـ از ايشان‌ اطاعت‌ مكن‌، بازگشت‌ همه‌ي‌ شما به‌ سو