 آنحضرت صلی الله عليه وسلم کسی را فرستاد تا سلام بفرستد و بگويد: برای خدا است آنچه را که گرفت، و برای خداست آنچه را که داد. و هر چيز در نزد او وقت معينی دارد بايد وی (مادرش) صبر کند و اجرش را از خدا بخواهد، باز کسی را فرستاد تا او را قسم دهد که نزدش بيايد. آنحضرت صلی الله عليه وسلم برخاستند، سعد بن عباده، معاذ بن جبل، ابی بن کعب، زيد بن ثابت و عدهء ديگری رضی الله عنهم  هم با ايشان برخاستند، پسر را به حضور آنحضرت صلی الله عليه وسلم آوردند، ايشان پسر را در بغل خويش گرفتند در حاليکه جانش مضطرب بود و بشدت می زد، ناگهان اشک از چشمان شان جاری شد. سعد گفت: يا رسول الله اين چيست؟ آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: اين رحمت است که خداوند در دل بندگان خود نهاده است.
و در روايتی، در دل کسی که خواسته از بندگانش نهاده و همانا خداوند فقط بندگان رحم دلش را مورد مرحمت خويش قرار می دهد.
ش: حديث می رساند که اشکی که از اندوه بدون اختيار از چشم سرازير می شود مورد بخشش الهی است و منهی عنه جزع فزع و بی صبری است.
چنانچه در آن ترغيب صورت گرفته به شفقت و رحمت بر خلق الله و بيم از سنگدلی و انجماد چشم.
479- وعن عَبْدِ اللَّه بنِ مسعودٍ، رضي اللَّه عنه، قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «لا تَتَّخِذُوا الضَّيْعَةَ فَتَرْغَبُوا في الدُّنْيا». رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسنٌ.

479- عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: در خريداری زمين غلو نکنيد که مبادا فريفتهء دنيا شويد.
ش: مراد آنست که زمين زياد نگيريد بنحوی که با گرفتاری زياد از انجام وظايف دينی باز مانيد، ولی هرگاه آنرا بقدر کفايت يا برای نفع مسلمين بگيريد جواز دارد. زيرا در احاديث ديگری بر زراعت زمين  و توجه به استفاده از آن دستور داده شده است.

480- وعن عبدِ اللَّه بنِ عمرو بنِ العاصِ رضي اللَّه عنهما، قال: مَرَّ عَلَيْنَا رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَنحنُ نُعالجُ خُصًّا لَنَا فقال: «ما هذا؟» فَقُلْنَا: قَدْ وَهِي، فَنَحْنُ نُصْلِحُه، فقال: « ما أَرَى الأَمْرَ إِلاَّ أَعْجَلَ مِنْ ذلكَ » .   رواه أَبو داود، والترمذيُّ بإِسناد البخاريِّ ومسلم، وقال الترمذي: حديثٌ حسنٌ صحيح.

480- عبد الله بن عمرو بن العاص رضی الله عنه روايت نموده گفت:
پيامبر صلی الله عليه وسلم بر ما گذشت در حاليکه خانهء (چوبی يا نايی) خود را درست می کرديم، فرمود: اين چه کاری است که می کنيد؟
گفتيم: خانه های ما سست شده آنرا ترميم می کنيم.
فرمود: من کار را سريعتر از اين مشاهده می کنم.

481- وعن كَعْبِ بنِ عِيَاض، رضي اللَّه عنه، قال: سمعتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: إِنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ فتنةً ، فِتنَةُ أُمَّتي المَالُ » رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسنٌ صحيحٌ.

481- کعب بن عياض رضی الله عنه روايت می کند:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که می فرمود: در هر امتی آزمايشی است و آزمايش امتم در مال است.

482- وعن أبي عمرو، ويقال: أَبو عبدِ اللَّه، ويقال: أَبو لَيْلى عُثْمَانُ بنُ عَفَّانَ رضي اللَّه عنه، أَنَّ النبيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لَيْسَ لابْن آدَمَ حَقٌّ في سِوى هَذِهِ الخِصَال: بَيْتٌ يَسْكُنُه، وَثَوْبٌ يُوَارِي عَوْرَتَهُ وَجِلْفُ الخُبز، وَالمَاءِ » رواه الترمذي وقال: حديث صحيح.

482- از ابو عمرو و گفته شده ابو عبد الله و گفته شده ابو ليلی عثمان بن عفان رضی الله عنه روايت شده که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: برای فرزند آدم حقی جز در اين چيزها نمی باشد، خانه ای که در آن سکونت کند و لباسی که عورتش را بدان پوشد و پاره ای نان خشک و آب.
483- وعنْ عبْدِ اللَّه بنِ الشِّخِّيرِ « بكسر الشين والخاءِ المشددةِ المعجمتين» رضي اللَّه عنه، أَنَّهُ قال: أَتَيْتُ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وهُوَ يَقْرَا: { أَلهَاكُمُ التَّكَاثُرُ } قال: « يَقُولُ ابنُ آدَم: مَالي، مَالي، وَهَل لَكَ يَا ابن آدمَ مِنْ مالِكَ إِلاَّ مَا أَكَلت فَأَفْنيْت، أو لبِستَ فَأَبْلَيْت، أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضيْت؟» رواه مسلم.

483- از عبد الله بن شخير رضی الله عنه روايت شده گفت:
خدمت پيامبر صلی الله عليه وسلم آمدم در حاليکه ايشان، {أَلهَاكُمُ التَّكَاثُرُ} را می خواندند، فرمود: ابن آدم می گويد: مالم، مالم! و آيا برای تو است ای ابن آدم از مالت جز آنچه را که خورده ای و نيستش نموده ای يا پوشيده ای و کهنه اش کرده ای و يا صدقه داده از آن گذشته ای؟

484- وعن عبدِ اللَّه بن مُغَفَّل، رضي اللَّه عنه، قال: قال رجُلٌ للنَّبِيِّ ص: يارسولَ اللَّه، واللَّه إِنِّي لأُحِبُّك، فقال: « انْظُرْ ماذا تَقُول؟ » قال: وَاللَّه إِنِّي لأُحِبُّكَ، ثَلاثَ مَرَّات، فقال: « إِنْ كُنْتَ تُحبُّني فَأَعِدَّ لَلفقْر تِجْفافاً، فإِنَّ الفَقْر أَسْرَعُ إلى من يُحِبُّني مِنَ السَّيْل إلى مُنْتَهَاهُ » رواه الترمذي وقال حديث حسن.

484- عبد الله بن مغفل روايت می کند که:
مردی برای پيامبر صلی الله عليه وسلم گفت: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  قسم بخدا که شما را دوست می دارم. 
فرمود: ببين چه می گوئي؟
گفت: سوگند بخدا شما را دوست می دارم!
فرمود: ببين چه می گوئی؟
گفت: سوگند بخدا شما را دوست می دارم! سه بار.
و باز فرمود: اگر مرا براستی دوست می داری پس آمادهء فقر و پوشيدن پلاس شو، زيرا فقر سريعتر از آنکه سيل به آخرش رسد، دوست مرا به من نزديک می نمايد.

485- وعن كَعبِ بنِ مالك، رضي اللَّه عنه، قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَاذِئْبَان جَائعَانِ أُرْسِلا في غَنَم بأَفْسَدَ لَهَا مِنْ حِرْصِ المَرْءِ على المالِ وَالشـَّرفِ لِدِينهِ » رواه الترمذي وقال: حديث حسن صحيح.

485- کعب بن مالک رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هرگاه دو گرگ گرسنه که در يک رمهء گوسفند رها شوند آنقدر فساد نمی کنند که حرص شخص بر مال و شرف به دينش ضرر رسانده و فاسدش می کند.

486- وعن عبدِ اللَّه بن مَسْعُودٍ رضي اللَّه عنه، قال: نَامَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم على حَصيرٍ فَقَامَ وَقَدْ أَثَّرَ في جَنْبِه، قُلْنَا: يا رَسُولَ الَّه لوِ اتَّخَذْنَا لكَ وِطَاء، فقال: « مَالي وَلَلدُّنْيَا؟ مَا أَنَا في الدُّنْيَا إِلاَّ كَرَاكبٍ اسْتَظَلَّ تَحْتَ شَجَرَةٍ ثُمَّ رَاحَ وَتَرَكَهَا » . رواه الترمذي وقال:  حديث حسن صحيح

486- عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت نموده گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  بر بوريائی خوابيده و برخاستند در حاليکه اثر بوريا بر پهلويشان نمودار بود.
گفتيم: ای رسول خدا چه می شود که فرش نرمی برای شما بگيريم!
فرمود: مرا به دنيا چه کار؟ من در دنيا جز مانند سواره ای که بر سايهء درختی استراحت نموده و بعداً آنرا ترک نموده می رود، نيستم.

487- وعن أبي هريرة رضي اللَّه عنه