‌کند.
[2]) متفق عليه : خ (6692/575/11)، م (1639 – 3 – 1261/3) مسلم اين حديث را بدون قول ابن عمر روايت کرده است.نذر چه وقت صحيح و چه وقت غيرصحيح است

نذر وقتي صحيح است و منعقد مي‌شود که منظور از آن تقرب و نزديکي به خداوند سبحان باشد، در اين صورت، وفا به آن واجب است به دليل حديث عائشه که قبلاً ذکر شد : (من نذر أن يطيع الله فليطعه، و من نذر أن يعصيه فلايعصه) «هر کس نذر کرد که خدا را اطاعت کند، بايد از او اطاعت کند و هر کس نذر کرد که نافرماني خدا کند، نافرماني او را نکند».

نذر در معصيت صحيح نيست، ولي با آن کفاره سوگند واجب مي‌شود:
از عائشه روايت است که پيامبر ص فرمود : (لانذر في معصية وکفارته کفارة يمين)[1] «نذر درمعصيت صحيح نيست و کفاره آن کفاره سوگند است».
اما نذر مباح مانند اينکه کسي نذر کند که پياده حج کند يا زير خورشيد بايستد منعقد نمي‌شود و کفاره‌‌اي هم با آن واجب نمي‌شود:
از ابوهريره روايت است : (رأي رسول الله ص شيخا يمشي بين ابنيه يتوکا عليهما، فقال : ما شأن هذا؟ قال ابناه : يا رسول الله کان عليه نذر فقال ص : ارکب أيها الشيخ فإن الله غني عنک و عن نذرک)[2] «پيامبر ص پيرمردي را ديد در حالي که دو پسرش زير شانه‌هايش را گرفته بودند راه مي‌رفت، فرمود : اين مرد را چه شده است؟ دو پسرش گفتند : اي رسول خدا! او نذر کرده (که بر مرکب سوار نشود). پيامبر ص فرمود : اي شيخ سوار شو. چون خدا از تو و از نذرت بي‌نياز است».

از ابن عباس روايت است : (أن رسول الله ص مر برجل بمکة و هو قائم في الشمس، فقال : ما هذا؟ قالوا : نذر أن يصوم و لايستظل إلي اليل، ولايتکلم و لايزال قائما، قال : ليتکلم، وليستظل و ليجلس و ليتم صومه)[3] «پيامبر ص در مکه از کنار مردي گذشت که زير خورشيد ايستاد بود فرمود : اين چيست؟ گفتند : نذر کرده که روزه بگيرد و تا شب زير سايه نرود و سخن نگويد و مدام در حال ايستادن باشد، پيامبر ص فرمود : بايد صحبت کند و زير سايه برود و بنشيند و به روزه‌اش ادامه دهد».
.........................
[1]) صحيح : [الإرواء 2590]، د  (3267/115/9)، ت (1562/40/3)، نس (26/7)، جه (2125/681/1).
[2]) صحيح : [مختصر م 1005]، م (1643/1264/3).
[3]) صحيح : [الإرواء 2591]، خ (4/276)، د (3300).مسلمانان اجماع دارند بر اينکه اگر کسي فرضيت نماز را انکار کند، کافر شده واز دايره اسلام خارج مي‌شود. اما درباره کسي که با وجود اعتقاد به وجوب نماز، آن را ترک کند، اختلاف نظر دارند و سبب اختلاف هم احاديثي است که از پيامبرr ثابت شده و در آنها تارک الصلاه کافر ناميده شده بدون اينکه بين کسي که نماز را از روي انکار ترک کرده و کسي که از روي سهل‌انگاري (نماز را) ترک کرده، تفاوت قائل شده باشد.

از جابر رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إن بين الرجل و بين الشرک و الکفر ترک الصلاة)[1] «حد فاصل ميان انسان و شرک و کفر ترک نماز است».

از بريده روايت است از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (العهد الذي بيننا و بينهم الصلاة فمن ترکها فقد کفر)[2] «مشخصه‌ي بين ما و آنها (کفار و مشرکين) نماز است، هر کس آنرا ترک کند کافر مي‌شود».

قول راجح اين است که منظور از کفر، کفرا صغري است که انسان را از دايره اسلام خارج نمي‌کند و اين ترجيح به دليل جمع بين اين احاديث و احاديث زير داده شده است : 

از عباده بن صامت رض روايت است : از پيامبر ص شنيدم که فرمود : (خمس صلوات کتبهن الله علي العباد، من أتي بهن لم يضيع منهن شيئا استخفافا بحقهن کان له عندالله عهد أن يدخله الجنة، و من لم يأت بهن فليس له عندالله عهد، إن شاء عذبه و إن شاء غفرله)[3]. «پنج نماز است که خداوند بر بندگان خود واجب کرده است، هر کس آنها را بجاي بياورد و با سبک شمردن چيزي از آنها را ضايع نکند، خداوند عهد کرده است که او را وارد بهشت کند و هر کس از اداي آنها سرباز زند، خداوند هيچ تعهدي نسبت به او ندارد؛ اگر خواست او را عذاب مي‌دهد و اگر خواست او را مي‌بخشد».

همانطور که مي‌بينيم پيامبر ص در اين حديث فرجام اشخاص تارک الصلاه را به مشيّت الهي واگذار کرده است و از اين نکته مي‌فهميم که حکم ترک نماز پايين‌تر از حکم کفر و شرک است : 

به دليل فرموده خداوند متعال : 

) إنَّ اللهَ لاَيَغْفِرُ أنْ يُشْرَکَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَاْدُوْنَ ذَلِکَ لِمَنْ يَشَاْءُ (   (نساء : 48)

««بيگمان خداوند (هرگز) شرک به خود را (در صورت توبه نکردن) نمي‌بخشد و گناهان کمتر از آن را براي هر کسي که بخواهد مي‌بخشد».

از ابوهريره رض روايت است : از پيامبر خدا ص شنيدم که مي‌فرمود : (إن أول ما يحاسب به العبد المسلم يوم القيامة الصلاة المکتوبة، فإن أتمها و إلا قيل النظروا هل له من تطوع، فأن کان له تطوع أملت الفريضة من تطوعه، ثم يفعل بسائر الأعمال المفروضة مثل ذلک)[4] «اولين چيزي که بنده‌ي مسلمان در روز قيامت از آن محاسبه مي‌شود، نماز فرض است؛ اگر آن را به طور کامل انجام داده که خوب، در غير اين صورت گفته ‌مي‌شود : نگاه کنيد آيا نماز مستحبي دارد؛ اگر نماز مستحبي داشته باشد نماز فرضش از آن کامل مي‌گردد. سپس با ساير اعمال واجب او نيز چنين عمل مي‌شود».

از حذيفه بن يمان روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(يدرس الإسلام کما يدرس و شي الثوب حتي لايدري ما صيام و لاصلاة ولانسک و لاصدقة و ليسري علي کتاب الله عزوجل في ليلة فلا يبقي في الأرض منه آية و تبقي طوائف من الناس شيخ الکبير و العجوز يقولون : أدرکنا آباءنا علي هذه الکلمة : لا إله إلا الله، فنحن نقولها. فقال له صله : ما تغني عنهم لا إله إلا الله، و هم لايدرون ما صلاة و لا صيام و لا نسک و لاصدقة؟ فاعرض عنه حذيفة، ثم ردها عليه ثلاثا، کل ذلک يعرض عنه حذيفة ثم أقبل عليه في الثالثة فقال : يا صلة تنجيهم من النار ثلاثا)[5] «اسلام از بين مي‌رود همچنانکه نقش و نگار جامه و لباس فرسوده مي‌شود تا جايي که مردم نمي‌دانند روزه، نماز، حج، و صدقه چيست. وکتاب خداوند عزوجل در يک شب از ميان برگرفته مي‌شود تا جائي که بر روي زمين يک آيه هم از آن باقي نمي‌ماند. گروههايي از پيرمرد و پيرزن باقي مي‌‌مانند و مي‌‌گويند از پدرانمان کلمه‌ي : (لا إله إلا الله) را شنيديم، و ما هم آن را مي‌گوييم»، صله به او (حذيفه) گفت : لا اله الا الله چه نفعي به آنها مي‌رساند در حالي که نمي‌دانند نماز و روزه و قرباني و صدقه چيست؟ حذيفه از او روي‌گردان شد، سپس (صله) سؤال را سه بار براي حذيفه تکرار کرد، هربار حذيقه از او رويگردان شد،تا اينکه بار سوم به او (صله) کرد و سه بار گفت : اي صله! (لا إله إلا الله) آنها را از آتش نجات مي‌دهد».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ج 2848]، م (82/88/1)، اين لفظ مسلم است، د (463/436/12)، ت (2751/125/4)، جه (1078/342/1).
[2]) صحيح : [ص. جه 884]، جه (1079/342/1)، نس (231/1)، ت (2756/125/4).
[3]) صحيح : [ص. جه 1150]، ما [266/90)، أ (82/234/2)، ت (421/93/1)، جه (1401/449/1)، نس (230/1).
[4]) صحيح : [ص. جه 1172]، جه (1425/458/1)، اين لفظ ابن ماجه است، ت (411/258/1)، نس (232/1).
[5]) صحيح : [ص. جه 3273]، جه (4049/1344/2).کسي که نذر کرد و نتوانست به نذرش وفا کند
هر کس نذر کرد عبادتي انجام دهد و سپس نتوانست به آن وفا کند بايد کفا