 الشَّيطَانُ مِنَ المَسِّ ((بقره : 275)

«کساني که ربا مي‌خورند (از گورهاي خود) بر نمي‌خيزند مگر همچون کسي که شيطان سخت او را دچار ديوانگي سازد».

و مي‌فرمايد : 

) يَمحَقُ اللهُ الرِّبَا وَ يُرِبي الصَّدَقَات ((بقره : 276)

«خداوند ربا را نابود مي‌کند و صدقات را فزوني مي‌بخشد».

از ابوهريره روايت است که پيامبر  ص فرمود :(اجتنبوا السبع الموبقات، قالوا : وما هن يا رسول الله؟ قال : الشرک بالله، والسحر، وقتل النفس التي حرم الله إلا بالحق، وأکل الربا و أکل مال اليتيم، والتولي يوم الزحف، و قذف المحصنات الغافلات المؤمنات)[1] «ازهفت چيز مهلک بپرهيزيد، گفتند : آنها چي هستند اي رسول خدا؟ فرمود : شريک قرار دادن براي خدا، سحر، قتل نفسي که خداوند آنرا حرام کرده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال يتيم، فرار از ميدان جنگ هنگام روبرو شدن با دشمن، تهمت ناروا به زنان بي‌خبر (از گناه) و مؤمن».

از جابر روايت است : (لعن رسول الله ص آکل الربا و موکله، وکاتبه و شاهديه، و قال : هم سواء)[2] «پيامبر ص رباخوار، ربا دهنده، کاتب و دو شاهد آنرا لعنت کرده، و مي‌فرمود : همه در گناه باهم برابراند».

از ابن مسعود روايت است که پيامبر ص فرمود : (الربا ثلاثة و سبعون بابا أيسرها مثل أن ينکح الرجل أمه)[3] «ربا هفتاد و سه دروازه است، ساده‌ترين صورت آن مانند اين است که مرد با مادرش زنا کند».

از عبدالله بن حنظله روايت است که پيامبر ص فرمود : (درهم ربا يأکله الرجل و هو يعلم أشد من ستة و ثلاثين زنية)[4] «يک درهم ربا که شخص آگاهانه مي‌خورد، از سي و شش بار زنا کردن شديدتر است».

از ابن مسعود روايت است که پيامبر ص فرمود : (ما أحد أکثر من الربا إلا کان عاقبة أمره إلي قلة)[5] «کسي نيست که بسيار رباخواري کند، مگر اينکه فرجام کارش به کمي مال (ورشکستگي) مي‌انجامد».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (2766/393/5)، م (89/92/1)، د (2857/77/8)، نس (257/6).
[2]) صحيح : [مختصر م 955]، [ص. ج 5090]، م (1598/1219/3).
[3]) صحيح : [ص. ج 3539]، کم (37/2).
[4]) صحيح : [ص. ج 3375]، أ (230/69/15).
[5]) صحيح : [ص. ج 5518]، جه (2279/765/2).انواع ربا

ربا دو نوع است : 
1-    رباي نسيئه.
2-    رباي اضافه.
1-  رباي نسيئه افزوده‌اي است که به توافق طرفين، وام‌دهنده در مقابل مدت وام از وام‌گيرنده مي‌گيرد.
اين نوع ربا به دليل قرآن، سنت و اجماع امت حرام است.
2-  رباي اضافه عبارت است از : فروش پول به پول يا طعام به طعام با گرفتن اضافه، اين ربا هم به دليل قرآن، سنت و اجماع حرام است؛ چون راهي است به سوي رباي نسيئه.چيزهايي که ربا در آنها حرام است

ربا فقط در چيزهاي ششگانه‌اي که در اين حديث ذکر شده‌اند حرام است :
از عباده بن صامت روايت است که پيامبر ص فرمود :
(الذهب بالذهب، والفضة بالفضة، والبر بالبر، والشعير بالشعير، و التمر بالتمر، والملح بالملح، مثلا بمثل، سواء بسواء، يدا بيد، فإذا اختلفت هذه الأصناف فبيعوا کيف شئتم إذا کان يدا بيد)[1] «طلا به طلا، نقره به نقره، گندم به گندم، جو به جو، خرما به خرما، نمک به نمک، بايد مثل هم و به طور مساوي، و به صورت دست به دست مبادله شوند، هرگاه اين انواع، مختلف بودند، آنها را هرطور که خواستيد بفروشيد به شرطي که دست به دست باشد».

لذا هرگاه يکي از اين شش نوع با نوع خودش مبادله شد مانند طلا به طلا يا خرما به خرما افزوني (تفاضل) و نسيئه در آن حرام است.

بايد دو جنس در وزن و پيمان مثل هم بوده و بدون توجه به خوبي و بدي کالا در مجلس معامله، دست به دست تحويل داده شوند.

از ابوسعيد خدري رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(لاتبيعوا الذهب بالذهب إلا مثلا بمثل، ولاتشفوا بعضها علي بعض، ولاتبيعوا الورق بالورق إلا مثلا بمثل، و لاتشفوا بعضها علي بعض، ولاتبيعوا منها غائبا بناجز)[2] «طلا را با طلا، و نقره را با نقره معامله نکنيد مگر اينکه (برابر) مثل هم باشند، بعضي را بر بعضي اضافه نکنيد، و نقد آنها را به نسيئه ندهيد».

از عمر بن خطاب رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(الذهب بالذهب ربا إلا هاء و هاء، والبر بالبر ربا إلا هاء و هاء، و الشعير بالشعير ربا إلا هائ و هاء، و التمر بالتمر ربا هاء وهاء)[3] «معامله‌ي طلا با طلا، گندم با گندم، جو با جو، و خرما با خرما، ربا است مگر اينکه دست به دست (و برابر) باشد».

از ابوسعيد روايت است : ما در زمان پيامبر ص خرماي نامرغوب (که مخلوطي از خرماي خوب و بد است) را به دست مي‌آوريم و دو صاع از آنرا به يک صاع از خرماي مرغوب معامله مي‌کرديم. اين خبر به پيامبر ص رسيد و فرمود : (لاصاعي تمر بصاع، ولاصاعي حنطة بصاع، ولادرهم بدرهمين)[4] «(معامله) دوصاع خرما به يک صاع، و دو صاع گندم به يک صاع، و يک درهم به دو درهم جايز نيست».

هرگاه يکي از اين شش جنس با غيرجنس خودش مبادله شود مانند مبادله طلا با نقره يا گندم با جو، در اين صورت تفاضل جايز است به شرط اينکه دو جنس در يک مجلس دست به دست گردند؛ به دليل فرموده پيامبر ص در حديث عباده که قبلاً بيان شد: 

(فإذا اختلفت هذه الأصناف فبيعوا کيف شئتم إذا کان يدا بيد) «پس هرگاه اين انواع با هم اختلاف داشتند آنها را مبادله کنيد هرطور که خواستيد به شرطي که دست به دست باشد».

همچنين به دليل فرموده پيامبر ص که ابوداود و غير او از عباده روايت کرده‌اند : (ولابأس يبيع الذهب بالفضة، والفضة أکثرهما، يدأ بيد، وأما نسيئة فلا، ولابأس ببيع البر بالشعير و الشعير أکثرهما يدا بيد. و أما نسيئة فلا)[5] «مبادله طلا با نقره و گندم با جو به شرط دست به دست بودن اشکالي ندارد اگرچه نقره و جو بيشتر باشند، اما نسيه آنها جايز نيست».

هرگاه يکي از اين شش نوع به نوع ديگري که در جنس و علت با آن مخالف باشد مبادله شود، مانند طلا به گندم و يا نقره به نمک، تفاضل و نسيه در آنها درست است : 

از عائشه(رض) روايت است : (أن النبي ص اشتري طعاما من يهودي إلي أجل فرهنه درعه)[6] «پيامبر ص طعامي را از يک يهودي به قرض خريد وزره خود را نزد او به رهن گذاشت».

امير صنعاني در سبل السلام (38/3) مي‌گويد:
«بدان که علماء اتفاق‌نظر دارند بر اينکه مبادله جنس ربوي به جنس ربوي ديگر به شرطي که همجنس نباشند جايز است، و جايز است که اين معامله بصورت نسيه ويا تفاضله صورت گيرد. مانند فروش طلا به گندم، و نقره به جو و ساير کالاهايي که قابل وزن و پيمانه هستند» أه‍. 

فروش رطب (خرماي تر) به تمر (خرماي خشک) جايز نيست مگر براي اهل عرايا : و آنها کساني هستند که درخت خرما ندارند، (تا خرماي تازه بخورند) لذا جهت خوردن رطب روي درخت، مي‌توانند خرماي خشک خود را با خرماي تري که روي درخت مردم است، بصورت تخمين مبادله کنند.

از عبدالله بن عمر(رض) روايت است : (أن رسول الله ص نهي عن المزابنة، والمزابنة : يع الثمر بالتمر کيلا، و بيع الکرم بالزبيب کيلا)[7] «پيامبر ص از مزابنه نهي کرد، مزابنه عبارت است از فروش خرماي تازه رطب، به خرماي خشک، و انگور به مويز با وزن و پيمانه».

از زيد بن ثابت رض روايت است : (أن رسول الله ص رخص لصاحب العرية(*) أن يبيعها بخرصها من التمر)[8] 