 شب بسيار سردي احتلام شدم، ترسيدم اگر غسل کنم هلاک شوم، در نتيجه تيمم کردم و براي همراهانم در نماز صبح امامت کردم. وقتي نزد پيامبر ص برگشتيم جريان را برايش بازگو کردند فرمود : (يا عمرو صليت بأصحابک و أنت جنب؟ فقلت : ذکرت قول الله تعالي : ) وَلاَتَقْتُلُوْاْ أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کَاْنَ بِکُمْ رَحِيْماً ( فتيممت ثم صليت، فضحک رسول اللهr ولم يقل شيئا)[4] «اي عمرو! در حاليکه جنب بودي براي همراهانت امامت کردي؟ گفتم : فرموده خداوند متعال را به ياد آوردم که : ) وَلاَتَقْتُلُوْاْ أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کَاْنَ بِکُمْ رَحِيْماً ( «خودتان را از بين نبريد، چراکه خداوند نسبت به شما رحيم و مهربان است، پس تيمم کردم و نماز خواندم. پيامبرr خنديد وچيزي نگفت».

صعيد چيست؟
ابن منظور در لسان العرب مي گويد:  ‌[5] : صعيد زمين است و گفته شده : صعيد به معني زمين پاک است، (عده‌اي هم آن را به معني هر خاک پاکي دانسته‌اند). در قرآن کريم چنين آمده است : ) فَتَيَمَّمُوْاْ صَعِيْداً طَيِّباً( ابواسحاق مي‌گويد : صعيد سطح زمين است و بر انسان لازم است که (هنگام تيمم) هر دو دستش را بدون توجه به اينکه در آنجا خاک وجود دارد يا نه؛ بر سطح زمين بزند چراکه صعيد بمعني خاک نيست، بلکه بمعني سطح زمين است، خاک باشد يا غيرخاک، گويد : اگر تمام زمين صخره باشد و هيچ خاکي روي آن نباشد و تيمم کننده دستش را بر آن صخره بزند وصورتش را با آن مسح کند، همان برايش پاک کننده به حساب مي‌آيد.

روش تيمم:
از عمار بن ياسر رض روايت است : (أجنبت فلم أصب ماء فتمعکت في الصعيد و صليت فذکرت ذلک للنبي ص فقال :إنما کان يکفيک هکذا و ضرب النبي ص بکفيه الأرض و نفخ فيهما، ثم مسح بهما وجهه و کفيه)[6] «جنب شدم و آبي نيافتم؛ پس خودم را به روي زمين ماليدم و نماز خواندم، جريان را براي پيامبر ص تعريف کردم، پيامبر ص فرمود : کافي بود که چنين مي‌کردي : و پيامبر ص دوکف دستش را بر زمين زد و در آنها فوت کرد و سپس با آنها صورت و دو کف دستش را مسح کرد».

فايده:
تيمم در اصل جانشين وضو است، و هر آنچه با وضو جايز مي‌شود با تيمم نيز جايز مي‌گردد و شخص مي‌تواند همانند وضو قبل از دخول وقت، تيمم بگيرد و هر اندازه که مي‌خواهد با آن نماز بخواند.

باطل کننده‌هاي تيمم:
آنچه وضو را باطل مي‌کند، تيمم را نيز باطل مي‌کند. علاوه بر اين کسي که به علت عدم دسترسي به آب، تيمم کرده است، هرگاه آب را پيدا کند، تيممش باطل مي‌شود، و نيز کسي که بخاطر بيماري و غيره از بکار بردن آب عاجز بوده، با رفع ناتواني، تيمم او باطل مي‌شود، ولي هر نمازي که قبلاً با تيمم خوانده، صحيح است و اعاده آن (دوباره خواندن) لازم نيست.

از ابوسعيد خدري رض روايت است : (خرج رجلان في سفر، فحضرت الصلاة و ليس معهما مأء، فتيمًما صعيدا طيبا فصليا ثم وجدا الماء في الوقت، فأعاد أحدهما الوضوء و الصلاة و لم يعد الآخر، ثم أتيا رسول اللهr فذکرا ذلک له، فقال للذي لم يعد : أصبت السنة، و اجزانک صلاتک، و قال للذي توضأ و أعاد : لک الأجر مرتين)[7] «دومرد به مسافرت رفتند، وقت نماز فرا رسيد در حاليکه آب به همراه نداشتند، در نتيجه با سطح زمين پاک تيمم کردند و نماز خواندند؛ سپس آب را در همان وقت يافتند. يکي از آنها وضو گرفته و نماز را اعاده کرد و ديگري اعاده نکرد؛ سپس آب را در همان وقت يافتند. يکي ازآنها وضو گرفته و نماز را اعاده کرد و ديگري اعاده نکرد. وقتي که نزد پيامبرr آمدند جريان را برايش بازگو کردند، به کسي که نماز و وضو را اعاده نکرده بود فرمود :مطابق سنت عمل کرده‌اي و نمازت صحيح است و به کسي که اعاده کرده بود فرمود : تو دو ثواب داري».

فايده:
اگر عضوي از کسي زخمي شد و محل آن را باندپيچي کرد، يا جايي از بدنش شکست آن را بست (گچ گرفت)، شستن يا مسح کردن آن محل لازم نيست و نيازي به تيمم هم ندارد، بدليل فرمودة خداوند : 

) لاْيُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَاْ ((بقره : 286)
«خداوند به هيچ کس جز به اندازه توانايي‌اش تکليف نمي‌کند».

و فرموده‌ي پيامبر -صلى الله عليه وسلم- که : (إذا أمرتکم بأمر فأتوا منه ما استطعتم)[8] «هرگاه شما را به کاري امر کردم هر اندازه که توانايي داريد آن را انجام دهيد». بنابراين با استناد به قرآن و سنت در مي‌يابيم که هرچه در توان انسان نباشد، از او ساقط مي‌شود.

و جايگزين کردن مسح (محل شکسته شده) و تيمم (براي محلي که قادر به شستن آن نيستيم) به جاي شستن (محل مذکور)، بايدبا دليل شرعي ثابت شود، و احکام هم تنها با قرآن و سنت به اثبات مي‌رسد در حاليکه در قرآن و سنت هيچ دليلي دربارة اين جايگزيني وجود ندارد، بنابراين، چنين نظريه‌اي از درجة اعتبار ساقط است.[9]

جواز تيمم بر ديوار[10]
از ابن عباس روايت است : من و عبدالله بن يسار، مولاي ميمونه زن پيامبر ص نزد ابوجهيم بن حارث بن صمه انصاري رفتيم، أبوجهيم گفت : (أقبل النبي ص من نحو «بئر جمل[11]». فلقيه رجل فسلم عليه، فلم يرد عليه النبي ص حتي أقبل علي الجدار فمسح بوجهه ويديه، ثم رد عليه السلام)[12]. «پيامبر ص از طرف «بئر جمل» برمي‌گشت، مردي با او ملاقات کرد و سلام کرد، پيامبر ص جواب سلام او را نداد تا رو به ديوار کرد و (دست بر ديوار زد) صورت ودستهايش را با آن مسح کد و سپس جواب سلام او را داد».
........................
[1]) صحيح : [ص. د 322]، ـ (124/81/1)، د (329/528/)، نس (171/1) ترمذي، ابوداود و نسائي با الفاظي نزديک به هم اين حديث را روايت کرده‌اند.
[2]) متفق عليه : خ (244/477/1)، م (382/474/1)، نس (171/1).
[3]) حسن : [ص. د 326]، د (332/532/1)، در روايت ابوداود اين اضافه منکر هم وجود دارد : (... و يعصر أو يعصب علي جرحه خرقة ثم يمسح عليها و يغسل سائر جسده) «و زخمش را با پارچه‌اي ببندد سپس بر آن مسح کند و بقيه بدنش را بشويد» شمس الحق در عون المعبود (535/1) مي‌گويد : روايت جمع بين تيمم و غسل را فقط روايت کرده است و او با وجود اينکه در حديث قوي نيست، با ساير کساني که از عطابن ابي رباح روايت کرده‌اند مخالفت کرده است. بنابراين روايت جمع بين تيمم و غسل روايتي ضعيف است و نمي‌تواند آن حکمي را ثابت کرد أه‍. و ضمناً به فايده‌اي که در صفحه بعد آمده توجه شود.
[4]) صحيح : [ص. د 323]، د (330/530/1)، أ(16/191/2)، کم )(177/1).
[5])  (254/3).
[6]) متفق عليه : خ (347/455/1)، م (368/280/1)، د (317/514/1)، نس (166/1).
[7]) صحيح : [ص. د 327]، د (334/536/1)، نس (213/1).
[8]) صحيح : [مختصر م 639]، م (1337/975/2]، نس (110/5).
[9]) المحلي (74/2).
[10]) از گل باشديا از سنگ، رنگ روغني به آن آغشه شده باشد يا نه. شيخ الباني رحمه الله اين فتوا را باري من داد و گفت [و ما کان ربک نسيا] «و پروردگارت فراموشکار نبوده است».
[11]) محلي است در نزديک مدينه.
[12]) متفق عليه :خ (337/441/1)، م (369/281/1)، معلقاً د (325/521/1)، ن (165/1).عده
 
تعريف عده:
عده از عدد و شمردن گرفته شده است يعني روزها و حيضهايي که زن حساب مي‌کند. عده نام مدت زماني است که زن بعد از وفات شوهرش يا جدايي از او براي ازدواج منتظر مي‌ماند و اين انتظار با زايمان يا گذراندن حيض‌ها يا سپري کردن ماهها تحقق مي‌يابد.
