يکي مي‌کرد، همواره عايشه و حفصه در مورد آن جاريه با پيامبر ص بحث مي‌کردند تا اينکه جاريه را بر خود حرام کرد، سپس خداوند اين آيه را نازل فرمود : )يا أيها النبي لم تحرم ما أحل الله لک تبتغي مرضات أزواجک ...( تا آخر آيه. «اي پيامبر! چرا چيزي را که خداوند بر تو حلال کرده به خاطر خوشنود ساختن همسرانت بر خود حرام مي‌کني».[1]

از ابن عباس(رض) روايت است که[2] : هرگاه مرد همسرش را بر خود حرام کرد، اين تحريم در حکم سوگندي است که بايد کفاره آنرا بدهد ... سپس گفت : ) لَقَد کَانَ لَکُم فِي رَسُولِ اللهِ أسوَةٌ حَسَنَةٌ ([3] «بيگمان پيامبر ص الگوي خوبي براي شما است».

لذا هرکس به همسرش بگويد : تو بر من حرام هستي، بايد کفاره سوگند بدهد و کيفيت اين کفاره در فرموده خداوند متعال آمده که مي‌فرمايد:
)لاَيُؤَاخِذُکُمْ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِکُمْ وَلَکِنْ يُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمْ الأَيْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَيْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ((مائده : 89)

«خداوند شما را به خاطر سوگندهاي بيهوده و بي‌اراده مؤاخذه نمي‌کند ولي شما را در برابر سوگندهايي که از روي قصد و اراده خورده‌ايد مؤاخذه مي‌کند، کفاره اين گونه سوگندها عبارت است از : خوراک دادن به ده نفر مسکين، از غذاهاي معمولي و متوسطي که به خانواد خود مي‌دهيد يا جامه دادن به ده نفر از مساکين و يا آزاد کردن برده‌اي، اما اگر کسي (هيچ يک از اين سه کار را نتوانست و توانايي انجام آنها را) نيافت، سه روز روزه (بگيرد) اين کفاره سوگندهايي است که مي‌خوريد».
.........................
[1]) اسناد آن صحيح است، (ص. نس 3695)، (نس 7/71).
[2]) متفق عليه : م (1473/1100/2)، اين لفظ مسلم است، خ (5266/374/9).
[3]) اسناد آن صحيح است، (ص. نس 3695)، (نس 7/71).ايلاء

اگر کسي قسم بخورد که به مدت کمتر از چهار ماه با همسرش نزديکي نکند بهتر آن است که کفاره سوگندش را بدهد و با او نزديکي کند، به دليل فرموده پيامبر ص : (من حلف علي يمين فرأي غيرها خيرا منها فليأت الذي هو خير و ليکفر عن يمينه)[1] «هر کس بر انجام دادن کاري قسم بخورد، سپس ببيند که انجام دادن غير آن بهتر است، در اينصورت بايد کاري را که خير بيشتري دارد انجام داده و به خاطر سوگندش کفاره دهد».

اگر نخواست کفاره دهد لازم است صبر کند تا مدتي را که معين کرده سپري شود چون : (آلي رسول الله ص من نسائه، و کانت انفکت رجله، فأقام في مشربة له تسعا و عشرين، ثم نزل فقالوا : يا رسول الله آليت شهرا؟ فقال : الشهر تسع و عشرون)[2] «پيامبر ص سوگند ياد کرد که (يک ماه) با زنانش نزديکي نکند، و در حاليکه پاهايش آسيب ديده بود در يکي از غرفه‌هايش بيست و نه روز باقي ماند سپس نزد زنانش رفت، گفتند اي رسول خدا شما سوگند يک ماه خوردي؟ فرمود : ماه بيست و نه روز است».

اما اگر سوگند خورد که تا ابد يا مدتي بيشتر از چهار ماه بازنش همبستر نشود چنانچه کفاره دهد و با او همبستر شود چه بهتر، در غير اينصورت تا سپري شدن چهار ماه به او فرصت داده مي‌شود، سپس همسرش از او تقاضاي همبستري يا طلاق کند؛ به دليل فرموده خداوند متعال: 

) لِلَّذِينَ يُؤلُونَ مِن نِسَائِهِم تَرَبُّصُ أربَعَةِ أشهُرٍ، فَإن فَاءُوا فإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ، وَ إن عَزَمُوا الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ((بقره : 227 - 226)

«کساني که زنان خويش را ايلاء مي‌نمايند حق دارند چهار ماه انتظار بکشند، اگر بازگشت کردند (و سوگند خويش را ناديده گرفتند و با زنان خود همبستر شدند چه بهتر، کفاره سوگند را مي‌پردازند و ازدواج به حالت خود باقي است) چون خداوند بسي آمرزنده و مهربان است، و اگر تصميم بر جدايي گرفتند خداوند شنوا و آگاه است».

از نافع روايت است که ابن عمر(رض) درباره ايلايي که خداوند متعال آن را ذکر کرده مي‌گفت : (لايحل لأحد بعد الأجل إلا أن يمسک بالمعروف أو يعزم بالطلاق،کما أمر الله عزوجل)[3] «پس از سپري شدن مدت مذکور براي هيچ کسي حلال نيست مگر اينکه به خوبي زنش را نگه دارد و يا تصميم بگيرد که او را طلاق دهد. همچنانکه خداوند عزوجل امر کرده است».
.......................
[1]) صحيح [ص. ج 6208]، م (1650/1271/3)، نس (11/7)، جه (2108/681/1).
[2]) صحيح [ص. نس 3233]، خ (5289/425/9)، نس (116/6)، ت (685/99/2).
[3]) صحيح : [الإرواء 2080]، خ (5290/426/9).ظهار

هر کس به همسرش بگويد : تو براي من مانند پشت مادرم هستي به اين شخص مظاهر (ظهارکننده) گفته مي‌شود و همسرش بر او حرام مي‌گردد و نبايد با او همستر شود و يا به چيزي از او لذت ببرد تا وقتي که با آنچه خداوند در قرآن مشخص کرده، کفاره دهد:
) وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ. فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْکِيناً ذَلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْکَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (   (مجادله : 4 - 3)

«کساني که زنان خود را ظهار مي‌کنند سپس از آنچه گفته‌اند پشيمان مي‌شوند، بايد برده‌اي را آزاد کنند پيش از آنکه با هم همبستر شوند. اين درس و پندي است که به شما داده مي‌شود و خدا آگاه از هر چيزي است که انجام مي‌دهيد. اگر برده‌اي را نيابد و توانايي آزاد کردن او را نداشته باشد بايد دو ماه پياپي و بدون فاصله روزه بگيرد، پيش از آنکه شوهر و همسر باهم همبستر شوند، اگر هم نتوانست بايد شصت نفر فقير را خوراک بدهد. اين بدان خاطر است که به گونه‌ لازم به خدا و پيغمبرش ايمان بياوريد اينها قوانين و مقررات خدا است و کافران عذاب دردناکي دارند».

ازخويله بنت مالک بن ثعلبه روايت است : (ظاهر مني زوجي أوس بن الصامت، فجئت رسول الله ص أشکو إليه، و رسول الله ص يجادلني فيه، و يقول اتق الله، فإنه ابن عمک، فما برحت حتي نزل القرآن : ) قَد سَمِعَ اللهُ قَولَ الَّتِي تُجَادِلُکَ فِي زَوجِهَا ( إلي ) وَ لِلکَفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (، فقال : يعتق رقبة، قالت : لايجد، قال فيصوم شهرين متتابعين، قالت : يا رسول الله إنه شيخ کبر ما به من صيام، قال : فليطعم ستين مسيکنا، قالت : ما عنده من شي يتصدق به، قال : فأتي ساعتئذ بعرف فيه تمر، قلت يا رسول الله فإني أعينه بعرق آخر، قال قد أحسنت، إذهبي فأطعمي بها عنه ستين مسکينا، وارجعي إلي ابن عمک، قال : والعرق ستون صاعا).[1]

«شوهرم أوس بن الصامت مرا ظهار کرد، نزد پيامبر ص رفتم و از او شکايت کردم، پيامبر ص درباره شوهرم با من صحبت کرد و فرمود : از خدا بترس، او پسر عموي تو است، آنجا را ترک نکردم تا قرآن نازل شد : ) قَد سَمِعَ اللهُ قَولَ الَّتِي تُ