ء)[1] «به راستي از بهترين روزهاي شما روز جمعه است، که در آن آدم خلق شده، و در آن فوت کرده، و دو صور (که با يکي مي‌ميرند و ديگري زنده مي‌شوند) در آن دميده مي‌شود؛ پس در روز جمعه بسيار صلوات بر من بفرستيد که صلوات شما بر من عرضه مي‌شود، گفتند : اي رسول خدا! چگونه صلوات ما بر تو عرضه مي‌شود در حالي که جسد تو پوسيده است؟ فرمود: خداوند بر زمين حرام کرده که اجساد پيامبران را بخورد (از بين ببرد)».

2- خواندن سوره کهف:
از ابوسعيد خدري روايت است که پيامبر ص فرمود : (من قرأ سورة الکهف في يوم الجمعة أضاء له من النور ما بين الجمعتين)[2] «کسي که در روز جمعه سوره کهف را بخواند در فاصله بين دو جمعه نوري برايش روشن مي‌شود».

3- دعاي زياد به اميد مصادف شدن با ساعت اجابت دعا:
از جابر -رضي الله عنه- روايت است که پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود : (يوم الجمعة اثنتا عشرة ساعة، لايوجد فيها عبد مسلم يسأل الله عزوجل شيئا إلا آتاه، فالتمسوها آخر ساعة بعد صلاة العصر)[3] 

«روز جمعه دوازده ساعت است (در اين ميان ساعتي هست که) هر بنده مسلماني در آن ساعت از خداوند چيزي بخواهد حتما به او مي‌دهد، آن را در آخرين ساعت روز جمعه بعد از نماز عصر جستجو کنيد». 
...........................
[1]) صحيح : [ص. جه 889]، د (1034/370/3)، جه (1085/345/1)، نس (91/3).
[2]) صحيح : [الإرواء 626]، [ص. ج 6470)، کم (368/2)، هق (249/3).
[3]) صحيح : ابوداود و نسائي و حاکم آن را روايت کرده‌اند و لفظ حديث روايت نسائي است، و حاکم گفته است اي حديث به شرط مسلم صحيح است. [صحيح الترغيب 705] م (853/584/2).خواندن نماز جمعه در مسجد جامع

از عايشه روايت است : (کان الناس ينتابون يوم الجمعة من منازلهم و العوالي و ...)[1] «مردم گاه گاهي از منازلشان که در روستاهاي اطراف و عوالي (که در فاصلة چهار مايلي و بيشتر از مدينه بودند) براي جمعه (به مدينه) مي‌آمدند».

از زهري روايت است که : (أن أهل ذي الحليفة کانوا يجتمعون مع النبي ص و ذلک علي مسيرة ستة أميال من المدينة)[2] «اهل ذوالحليفه با پيامبر ص جمعه مي‌‌کردند و ذوالحليفه در فاصله شش مايلي مدينه قرار داشت».
از عطاء بن ابي رباح روايت است : (کان أهل مني يحضرون الجمعة بمکة)[3] «اهل مني براي نماز جمعه به مکه مي‌آمدند».

حافظ ابن حجر در تلخيص (55/2) گويد : 
«نقل نشده که پيامبر ص به کسي اجازه داده باشد تا در يکي از مساجد مدينه يا روستايي از روستاهاي نزديک آن نماز جمعه برگزار کند».
............................
[1]) متفق عليه : د (1042/380/3) ابوداود اينچنين مختصر حديث را روايت کرده است، و اين حديث قسمتي از يک حديث طولاني است، خ (902/385/2)، م (847/581/2).
[2]) هق (175/3).
[3]) هق (175/3).هرگاه جمعه و عيد در يک روز باشند[1]

اگر جمعه و عيد در يک روز قرار بگيرند کسي که نماز عيد بخواند،نماز جمعه از او ساقط مي‌شود : 

از زيد بن ارقم روايت است که پيامبر ص نماز عيد را خواند سپس اجازه داد که نماز جمعه خوانده نشود و فرمود : (من شاء أن يصلي فليصل)[2] «هر کس مي‌خواهد (نماز جمعه) بخواند، بخواند.

مستحب است امام براي کسانيکه نماز عيد را نخوانده‌اند و کساني که مي‌خواهند در جمعه شرکت کنند، نماز جمعه برگزار کند:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (قد اجتمع في يومکم هذا عيدان، فمن شاء أجزأه من الجمعة و إنا مجمعون)[3] «در اين روز دو عيد قرار گرفته‌اند، پس کسي که مي‌خواند، نماز عيد (بجاي جمعه) برايش کفايت مي‌کند (و لازم نيست نماز جمعه بخواند) ولي ما نماز جمعه را برگزار مي‌کنيم».
..............................
[1]) فقه السنة )267/1).
[2]) صحيح : [ص. جه 1082]، د (1057/407/3)، جه (1310/415/1).
[3]) صحيح : [ص، جه 1083]، د (1060/410/3)، جه (1311/416/1) ابن ماجه اين حديث را از ابن عباس روايت کرده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:119.txt">حکم نماز دو عيد</a><a class="text" href="w:text:120.txt">وقت نماز دو عيد</a><a class="text" href="w:text:121.txt">رفتن به مصلي</a><a class="text" href="w:text:122.txt">آيا نماز دو عيد اذان و اقامه دارد؟ </a><a class="text" href="w:text:123.txt">چگونگي نماز عيد</a><a class="text" href="w:text:124.txt">قرائت در نماز عيد</a><a class="text" href="w:text:125.txt">خطبه بعد از نماز عيد</a><a class="text" href="w:text:126.txt">نماز (سنت) قبل و بعد از نماز عيد</a><a class="text" href="w:text:127.txt">آنچه روز عيد مستحب است </a><a class="text" href="w:text:128.txt">وقت تکبيرات هر دو عيد</a></body></html>حکم نماز دو عيد:
نماز دو عيد بر مردان و زنان واجب است؛ چون پيامبر ص همواره آنرا انجام داده است و مردم را به خروج براي اداي آن امر فرموده : از ام عطيه روايت است : (أمرنا أن نخرج العواتق و ذوات الخدور)[1] «به ما امر شد تا جاريه‌هاي بالغ و اهل خدور را (براي نماز عيدين) خارج کنيم».

از حفصه بنت سيرين روايت است : ما از خارج شدن جاريه‌هايمان در روز عيد جلوگيري مي‌کرديم، زني آمد و در قصر بني خلف مسکن گزيد، نزد او رفتم، گفت که همسر خواهرش در دوازده غزوه با پيامبر ص شرکت داشته است و خواهرش در شش غزوه به همراه او بود، خواهرش گفت : ما به مريضها خدمت مي‌کرديم و مجروحين را مداوا مي‌نموديم، گفت اي رسول خدا اگر يکي از ما جلبات (لباس گشاد) نداشته باشد عدم خروج او گناه محسوب مي‌شود؟ پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود : (لتلبسها صاحبتها من جلبابها، فليشهدن الخير و دعوة المؤمنين)[2] «دوستش با جلبشان او را بپوشاند پس بايد (زنان) در خير و دعاي مؤمنان حضور داشته باشند».
.........................
[1]) متفق عليه : خ (974/463/2)، م (890/605/2)، د (1124/487/3)، ت (537/25/2)، جه (1307/414/1)، نس (180/3). العواتق : جمع عاتق، و بمعني کنيز بالغ است. الخدور : بمعني خانه‌ها يا گوشه‌اي از خانه که به دختران بالغ اختصاص دارد.
[2]) متفق عليه : [المشکاة 1431]، خ (980/469/2).1- مستحب است کسي که مي‌خواهد وارد دستشويي شود بگويد : (بسم الله اللهم إني أعوذ بک من الخبث و الخبائث) «به نام خدا، خداوندا پناه مي‌برم به تو از شر شياطين نر و ماده». به دليل حديث علي رض که پيامبر ص فرمود: (ستر ما بين الجن و عورات بني آدم إذا دخل أحدهم الخلاء أن يقول بسم الله)[1] «پردة بين جن و عورت انساني که وارد دستشويي مي‌شود اينست که بگويد : بسم الله».

و به دليل حديث انس رض که گفت :
(کان رسول الله ص إذا دخل الخلاء قال : اللهم إني أعوذ بک من الخبث و الخبائث)[2] «پيامبر ص وقتي وارد دستشويي مي‌شد مي‌فرمود : (اللهم إني أعوذ بک من الخبث و الخبائث) – خدايا از شياطين نر و ماده به تو پناه مي‌برم».

2- مستحب است پس از خارج شدن از دستشويي بگويد : (غفرانک) – خدايا مرا ببخش – به دليل حديث عايشه(رض) که گفت : 

(کان النبي ص إذا خرج من الخلاء قال : غفرانک)[3] «پيامبر ص وقتي از دستشويي خارج مي‌شد مي‌فرمود : غفرانک». «از تو بخشش مي‌خواهم».

3- مستحب است هنگام داخل شدن، پاي چپ و هنگام خارج شدن پاي راست را جلوتر بگذارد، چون در اعمال شريف راست و در اعمال غيرشريف چپ مقدم است. و رواياتي نيز در اين باره امده است که بطور کلي بر اين موضوع دلالت مي‌کند.[4]

4- اگر شخصي در فضايي باز قضاي حاجت کند، مستحب است که از مردم دور شود تا جايي که ديده نشود. از جابر رض روايت است که : (خرجنا مع رسول ا