ا تغييراتي از کتاب «أحکام الجنائز» ألباني نقل شده است(ص 53).خواستگاري

خواستگاري يعني درخواست ازدواج از زن به روشي که در ميان مردم مرسوم است. پس اگر توافق حاصل شد اين توافق تنها وعده‌اي براي ازدواج است و بس، و با آن هيچ چيزي از زن براي مرد حلال نمي‌شود، بلکه تا زمان عقد بصورت نامحرم باقي مي‌ماند.

براي هيچ مسلماني جايز نيست که از زن خواستگاري شده توسط برادرش (شخص ديگري) خواستگاري کند؛ به دليل حديث ابن عمر(رض) : (نهي النبي ص أن يبيع بعضکم علي بيع بعض، و لايخطب الرجل علي خطبة أخيه حتي يترک الخاطب قبله، أو يأذن له الخاطب)[1]. «پيامبر ص از اينکه بعضي از شما بر معامله ديگري وارد شود، و يا اينه از زني خواستگاري کند که قبلاً برادرش (شخص ديگري) از او خواستگاري کرده، نهي کرده است مگر اينکه خواستگار اول منصرف شود يا به او اجازه دهد».

همچنين جايز نيست از زني خواستگاري شود که در عده طلاق رجعي است؛ چرا که چنين زني هنوز همسر شخصي ديگر است همانطور که جايز نيست به صراحت از زني خواستگاري شود که در عده طلاق بائنه يا عده وفات است، ولي اگر با اشاره و کنايه از او خواستگاري شود اشکالي ندارد به دليل فرموده خداوند متعال : 

) وَلاَ جُنَاحَ عَلَيکُم فِيمَا عَرَّضتُم بِهِ مِن خِطبَةِ النِّسَاءِ أو أکنَنتُم فِي أنفُسِکُم((بقره : 235)
«و گناهي بر شما (مردان) نيست که به طور کنايه اززناني (که شوهرانشان فوت کرده‌اند و در عده به سر مي‌برند) خواستگاري کنيد و يا در دل خود تصميم بر اين کار را بگيريد».
..........................
[1]) صحيح : (ص. نس 3037)، خ (5142/198/9)، نس (673).عقد ازدواج

عقد ازدواج دو رکن دارد : ايجاب و قبول، و صحت آن مشروط به موارد زير است:

1- اجازه ولي:
از عايشه روايت است که پيامبر ص فرمود : (أيما امرأة لم ينکحها الولي فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فإن أصابها فلها مهرها بما أصاب منها، فإن اشتجروا فالسلطان ولي من لا ولي له)[1] «هر زني که ولي او را ازدواج ندهد ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، پس اگر شوهرش با او نزديکي کرد بايد مهريه‌اش را به سبب نزديکي با او پرداخت کند، و اگر با هم مشاجره کردند حاکم سرپرست کسي است که سرپرست ندارد».

2- حضور شاهدان: 
از عائشه روايت است که پيامبر ص فرمود : (لانکاح إلا بولي و شاهدي عدل)[2] «ازدواج بدون ولي و دو شاهد عادل صحيح نيست».
......................
[1]) صحيح : [ص. جه 1524]، جه (1879/60/1)، اين لفظ ابن ماجه است، د (2069/98/6)، ت (1108/280/2)، در روايت ابوداود وترمذي عبارت (فإن دخل بها ... فإن تشاجروا) بکار رفته است.
[2]) صحيح : [ص. ج 7557]، هق (125/7)، حب (1247/305).وجوب اجازه خواستن از زن قبل از ازدواج

همانطوريکه ازدواج بدون ولي جايز نيست، بر ولي نيز واجب است که از زنان تحت تکفل خود قبل از ازدواج اجازه بخواهد، و اگر زن راضي به ازدواج نباشد، ولي نمي‌تواند او را مجبور کند، پس اگر بدون رضايت او (ولي) او را به عقد کسي درآورد، مي‌تواند آن را فسخ کند : 

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت)[1] «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند».

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است : (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها)[2]. «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر ص رفت و نکاحش را باطل کرد».

از ابن عباس روايت است : (أن جارية بکراً أتت النبي ص فذکرت له أن أباها زوجها و هي کارهة، فخيرها النبي -صلى الله عليه وسلم) [3]. «دختري (بکر) نزد پيامبر ص آمد وبه او گفت که : پدرش بدون رضايتش، او را به عقد کسي درآورده است، پيامبر ص او را (در فسخ عقد) اختيار داد».
.......................
[1]) صحيح : [ص. ج 2100]، [الأرواء 618]، م (869/594/2).
[2]) صحيح : [ص. ت 418]، م (886/591/2)، ت (505/9/2).
[3]) صحيح : [ص. ج 4711]، [الأرواء 611]، م (866/591/2)، ت (505/9/2).خطبه ازدواج

مستحب است قبل از عقد خطبه‌اي خوانده شود، اين خطبه خطبه حاجت نام دارد، لفظ خطبه اين است : 
(إن الحمدلله، نحمده، و نستعينه، و نستغفره، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و سيئات أعمالنا، من يهده الله فلامضل له، و من يضلل فلا هادي له، و أشهد أن لا إلا الله وحده لاشريک له و أشهد أن محمدا عبده و رسوله) «براستي حمد و سپاس تنها لايق خدا است او را شکر مي‌گوييم و از او درخواست کمک و آمرزش مي‌کنيم، و پناه مي‌بريم به خدا از شرور نفسهايمان واز بديهاي اعمالمان، هر کس که خدا او را هدايت کند هيچ کس نمي‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نمايد هيچ کس نمي‌تواند او را هدايت دهد و شهادت مي‌دهم که هيچ معبود بر حقي بجز الله نيست که تنها و بي‌شريک است، و شهادت مي‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است».

) يَأْ أيُّهَاْ الَّذِيْنَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون ((آل عمران : 102)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد آنچنانکه بايد از خدا بترسيد و نميريد مگر آنکه مسلمان باشيد».

) يَأْ أيُّهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِيْ خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِيراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِيْ تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَيْکُمْ رَقِيْبَاً ( (نساء : 1)

«اي مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهيزيد، پروردگاري که شما رااز يک انسان بيافريد و (سپس) همسرش را از نوع او آفريد و از آن دو نفر مردان و زنان فراواني منتشر ساخت. و از (خشم) خدايي بپرهيزيد که همديگر را بدو سوگند مي‌دهيد، و بپرهيزيد از اينکه پيوند خويشاوندي را گسيخته داريد (وصله رحم را هم ناديده گيرد)، زيرا بيگمان خداوند مراقب شما است».

) يَأْ أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِيْداً يُصْلِح لَکُمْ أَعْمَاْلَکُمْ وَ يَغْفِرْلَکُمْ ذُنُوبَکُم وَمَن يُّطِعَ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَاْزَ فَوْزاً عَظِيْماً((احزاب : 70)

«اي مؤمنان از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد. در نتيجه خدا (توفيق خيرتان مي‌دهد و) اعمالتان را بايسته مي‌کند و گناهانتان را مي‌بخشايد. اصلاً هر کس از خدا و پيامبرش فرمانبرداري کند، قطعاً به پيروزي و کاميابي بزرگي دست مي‌يابد».

أما بعد : فإن أصدق الحديث کتاب الله، و خير الهدي، هدي محمد ص و شر الأمور محدثاتها، و کل محدثة بدعة، و کل بدعة ضلالة و کل ضلالة في النار)[1] «اما بعد : راستترين سخن کتاب خدا، و بهترين روش، روش محمد ص است، و بدترين امور نوآوري در دين است، و هر تازه پيدا شد‌ه‌اي در دين بدعت و هر بدعتي گمراهي، و هر گمراهي د