ي است که هنگام بستن احرام آن را شرط نکرده باشد، به دليل فرموده خداوند متعال : 

) فَإن أُحصِرتُم فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَديِ ((بقره : 196)

«و اگر (از برگزاري بعضي از مناسک، به وسيله دشمن يا بيماري و غيره) باز داشته شديد هر آنچه از هدي فراهم شود (ذبح کنيد)».

5- ذبح (دم) به سبب همبستري :
اين ذبح هنگامي بر حاجي واجب مي‌گردد که در مدت احرام، با همسرش همبستر شود. (در اين باره قبلاً بحث شد).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:203.txt">توضيح</a><a class="text" href="w:text:204.txt">ارکان عمره</a><a class="text" href="w:text:205.txt">واجبات عمره </a><a class="text" href="w:text:206.txt">وقت عمره</a><a class="text" href="w:text:207.txt">جواز عمره قبل از حج</a><a class="text" href="w:text:208.txt">تكرار عمره</a></body></html>«عمره از بزرگترين عبادات و افضل‌ترين اعمالي است که بوسيلة آن خداوند درجات بندگانش را بالا برده و گناهانشان را محو مي‌کند. پيامبرr با گفتار و کردار خود آنرا مورد تشويق قرار داده و فرموده است : (العمرة إلي العمرة، کفارة لما بينهما)[1] «عمره تا عمره کفاره گناهاني است که بين آن دو انجام داده مي‌شود». و در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (تابعوا بين الحج و العمرة، فإنهما ينفيان الفقر و الذنوب کما ينفي الکير خبث الحديد والذهب و الفضة)[2] «حج و عمره را پي در پي انجام دهيد؛ زيرا آن دو فقر و گناهان را از بين مي‌برند همچنان که دم آهنگري ناخالصي و زوايد آهن و طلا و نقره را از بين مي‌برد».

پيامبر ص عمره انجام داده و اصحابش با وي و بعد از وفات ايشان عمره را بجاي آورده‌اند»[3].
........................
[1]) متفق عليه : خ (1773/597/3)، م (1349/983/2)، ت (937/206/2)، نس (115/5)، جه (2888/964/2).
[2]) صحيح : [ص. ج 2899]، ت (807/153/2)، نس (115/5).
[3]) إرشاد الساري.ارکان عمره

1- احرام : 
احرام نيت دخول در عمره است؛ به دليل فرموده پيامبر ص : (إنما الأعمال بالنيات)[1] «قبول و صحت اعمال بانيات است».

2 و 3- طواف و سعي : 
به دليل فرموده خداوند معال : 

)وَلِيَطَّوَفُوا بِالبَيتِ العَتِيقِ(   (حج : 29)

«و خانه قديمي (بيت‌الله) را طواف کنند».

و مي‌فرمايد : 

)إنَّ الصَّفَا وَ المَروَةَ مِن شَعَائِرِ اللهِ(  (بقره : 158)

«بي‌گمان (دو کوه) صفا ومروه) را انجام دهيد چون خداوند سعي را بر شما واجب کرده است».

4- تراشيدن يا کوتاه کردن موي سر :
به دليل حديث ابن عمر از پيامبر ص که فرمود : (من لم يکن معه هدي فليطف بالبيت، و بين الصفا والمروة، وليقصر وليحلل). «کسي که هدي همراه ندارد، بيت‌الله را طواف و بين صفا و مروه سعي و (موي سرش را) کوتاه کند و از احرام بيرون بيايد».
...........................
[1]) متفق عليه: البخاري (1/9/1)، مسلم (1907/1515/3)، د (2186/284/6)، ت (1698/100/3)، جه (4227/1413/2)، نس (59/1).واجبات عمره 

کسي که مي‌خواهد عمره را بجاي بياورد، اگر در سرزميني قبل از ميقات اقامت دارد بايد از ميقات احرام ببندد و اگر مقيم سرزميني بعد از ميقات باشد، بايد از منزلش احرام ببندد، اما کسي که در مکه اقامت دارد، بايد به خارج از حرم برود و از آنجا احرام ببندد (چون پيامبرr به عايشه دستور داد که از «تنعيم» احرام ببندد) [1].
............................
[1]) متفق عليه : خ (1691/539/3)، م (1227/901/2)، د (1788/237/5)، نس (151/5).وقت عمره

تمام ايام سال وقت انجام عمره است، البته در رمضان بهتر از ماههاي ديگر است، چون پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند : (عمرة في رمضان تعدل حجة)[1] «عمره‌اي در رمضان معادل يک حج است». 
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1784/606/3)، م (1212/880/2)، د (1979/474/5)، ت (938/206/2)، جه (2999/997/2).جواز عمره قبل از حج

از عکرمه بن خالد روايت است : (أنه سأل ابن عمر رض عن العمرة قبل الحج فقال : لابأس، قال عکرمة : قال ابن عمر : اعتمر النبي ص قبل أن يحج)[1] «از ابن عمر رض درباره عمره قبل از حج سؤال کرد، ابن عمر گفت : اشکالي ندارد، عکرمه گويد: ابن عمر گفت : پيامبر ص قبل از آنکه حج را بجاي بياورد، عمره کرد».
.......................
[1]) صحيح : [مختصر خ 862]، خ (1774/598/3).تكرار عمره(*)

پيامبر ص در چهار سال چهار عمره انجام داد، و در هر سفر بيش از يک عمره انجام نداده. و همچنين هيچ کدام از اصحاب وي رض، در هر سفر بيش از يک عمره انجام نداده‌اند و نشنيده‌ايم که هيچ کدام از آنها در يک سفر دو عمره بجاي آورده باشند چه در زمان حيات پيامبر ص و چه بعد از وفات او، به جز عايشه(رض) که وقتي با پيامبر ص به حج رفت و عادت ماهيانه شد پس از آن پيامبر ص به برادرش عبدالرحمن بن ابوبکر دستور داد تا با او به تنعيم برود و از آنجا براي عمره احرام ببندد؛ چون عايشه گمان کرد عمره‌اي که با حجش انجام داده باطل شده است (و به اين خاطر) گريه کرد، سپس پيامبرr بمنظور دلجويي عايشه به او اجازه داد تا عمره را به جاي آورد.

و اين عمره فقط به عائشه اختصاص دارد چون کسي از اصحاب چه مرد و چه زن همانند عائشه بعد از اتمام حج به قصد عمره به تنعيم نرفته و احرام نبسته‌اند، در حاليکه اگر اصحاب بر اين باور بودند که کار عايشه براي آنان نيز مشروعيت دارد، چيزي در اين باره از آنها نقل مي‌شد.

امام شوکاني(ره) گويد : «پيامبر ص به خاطر انجام عمره از مکه خارج نشده تا از ميقات حرام ببندد و دوباره به مکه برگردد و عمره انجام دهد، کاري که امروزه مردم انجام مي‌دهند، و اين کار نيز از هيچ کدام از صحابه ثابت نشده است».

همانطوري که تکرار عمره بعد از حج، از اصحاب رض ثابت نشده، تکرار آن در ساير ايام سال نيز از آنها ثابت نشده است آنان به صورت فردي و جمعي براي عمره به مکه مي‌رفتند و مي‌دانستند که عمره عبارت از طواف خانه خدا و سعي بين صفا و مروه است، و همچنين به طور يقين مي‌دانستند که طواف خانه خدا بهتر از سعي بين صفا و مروه است. بنابراين به جاي آن که خودشان را به رفتن به تنعيم و بستن احرام براي عمره جديدي بعد از عمره اول مشغول کنند، ترجيح مي‌دادند که خانه خدا را طواف کنند. و معلوم است مدت زماني را که شخص براي رفتن به تنعيم و بستن احرام براي عمره جديد صرف مي‌کند، مي‌تواند به جاي آن صدها دور، خانه خدا را طواف کند.

«طاووس»(ره) گويد : «کساني که به تنعيم رفته و از آنجا براي عمره احرام مي‌بندند نمي‌دانم که آيا با اين کارشان پاداش داده مي‌شوند يا عذاب!! (با تعجب) به او گفته شد: عذاب داده مي‌شوند؟ گفت : بله چون اينها طواف خانه خدا را ترک کرده و به چهار مايل دورتر رفته و برمي‌گردند در حاليکه بجاي پيمودن چهار مايل مي‌توانند دويست بار طواف انجام دهند و هر طواف بيت‌الله بهتر از اين است که براي کاري بي‌اساس خارج شوند».

بنابراين عدم مشروعيت تکرار عمره چيزي است که سنت عملي پيامبر ص و عمل اصحاب(رضوان الله عليهم) بر آن دلالت دارد و پيامبر عليه الصلاه والسلام ما را به پيروي از سنت نبوي و سنت خلفاي بعد از خود امر کرده و فرموده است : (عليکم بسنتي و سنة الخلفاء المهديين الراشدين من بعدي، عضوا عليها بالنواجذ) «به سنت من و سنت خلفاي راشدين و هدايت يافته بعد از من تمسک جوييد و آن را با دندان‌هاي آسياب بگيريد(*)».
........................
*) إرشاد الساري.
*) کنايه از التزام شديد به 