قرار دهد انگار (به خاطر سقوط از اوج ايمان به حضيض کفر) از آسمان فرو افتاده است (و به بدترين شکل جان داده است) و پرندگان تکه‌هاي بدن او را مي‌ربانيد يا اينکه تندباد او را به مکان بسيار دوري (و دره ژرفي) پرتاب مي‌کند».

سپس روحش به جسدش بازگردانده مي‌شود و دو ملائکه (نکير و منکر) او را مي‌نشانند و از او مي‌پرسند : پروردگارت کيست؟ جواب مي‌دهد : هاه! هاه! نمي‌دانم از او مي‌پرسند دينت چيست؟ جواب مي‌دهد : هاه! ها! نمي‌دانم، از او مي‌پرسند اين مردي که در ميان شما مبعوث شد کيست؟ جواب مي‌دهد : هاه! هاه! نمي‌دانم، در اين حال ندادهنده‌اي از آسمان ندا مي‌دهد که : دروغ گفت؛ پس فرشي از آتش براي او پهن و دري از آتش براي او باز کنيد، از گرما و حرارت جهنم به سوي او مي‌آيد و قبرش بر او تنگ مي‌شود به طوري که استخوان‌هاي سينه‌اش درهم شکسته مي‌شود و مردي با رويي زشت و لباسي قبح و بويي بد نزد او مي‌آيد و مي‌گويد : مژده باد تو را به چيزي که تو را ناراحت مي‌کند، اين همان روزي است که به تو وعده داده شده بود، (آن شخص کافر) مي‌گويد : تو کيستي؟ صورت تو مانند صورت کسي است پيام‌آور شر است. (آن مرد) مي‌گويد من عمل خبيث تو هستم، (شخص کافر) مي‌گويد : پروردگارا قيامت را برپا مکن.
در روايتي آمده که : سپس خداوند کور و کر و لالي را براي او مأمور مي‌کند که عصايي آهني در دست دارد که اگر با آن به کوه زده شود آن را به خاک تبديل مي‌کند، با آن ضربه‌اي به او مي‌زند تا به خاک تبديل شود سپس خداوند او را به حالت اول باز مي‌گرداند، سپس ضربه‌اي ديگر به او مي‌زند و فريادي مي‌کشد که غير از جن و انس هر چيزي آن را مي‌شنود».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ج 5649]، ت (1023/242/2).
[2]) صحيح : [ص. نس 1893]، د (3149/446/8)، نس (79/4)، ت (1771/130/3).
[3]) صحيح : [ص. جه 1233]، م (831/568/1)، د(3176/481/8)، ت (1035/247/2)، نس (275/1)، جه (1519/486/1).
[4]) صحيح : [ص. نس 1787]، م (943/651/2)، د (3132/423/8)، (33/4).
[5]) حسن : [الجنائز 141]، ت (1063/260/2).
[6]) صحيح : [الجنائز 146]، نس (80/4)، د (3199/34/9)، ت (1766/128/3).
[7]) سند آن حسن است : جه (1557/496/1)، لحد : شکافي در عرض قبر و در جهت قبله است. ضريح همان شق است وآن گودالي است که مانند جوي در پايين قبر کنده مي‌شود.
[8]) سند آن صحيح است : کم (362/1)، هق (53/4).
[9]) صحيح : أ (6/144) اين حديث مانند روايت احمد در «صحيح البخاري» روايت شده است (10/101 و 102) مسلم اين حديث را بصورت مختصر روايت کرده است (7/110)، در کتاب «أحکام الجنائز» ألباني نيز چنين آمده است.
[10]) صحيح : [الجنائز 149]، خ (1342/208/3).
[11]) سند آن صحيح است : [الجنائز 150]، د (3195/29/9).
[12]) صحيح : [الجنائز 152]، د (3197/32/9)، ت (1051/255/2)، جه (1550/494/1).
[13]) سند آن حسن است : [الجنائز 152]، کم (366/1).
[14]) صحيح : [الإرواء 751]ف جه (1565/499/1).
[15]) سند آن حسن است : [الجنائز 153]، حب (2160)، هق (410/3).
[16]) صحيح : [الجنائز 154]، خ (1390/255/3). مسنّم : يعني مرتفع، و تسنيم قبر خلاف تسطيع آن است.
[17]) حسن : «الجنائز 155]، د (3190/22/9).
[18]) سند آن صحيح است : [الجنائز 156]، د (3205/41/9).
[19]) صحيح : [الجنائز 159]، أ (53/74/7)، د (4727/89/13).از ابن عمر(رض) روايت است که گفت : شنيدم از پيامبر ص که مي‌فرمود : (لا تقبل صلاة بغير طهور)[1] «هيچ نمازي بدون طهارت قبول نمي‌شود».

طهارت دو نوع است: طهارت با آب و طهارت با سطح زمين.
......................
[1]) صحيح [مختصر م 104]، م (224/204/1)، ت (1/3/1).تعزيه

تعزيه اهل ميت با کلماتي که گمان مي‌رود موجب تسليت آنها شده و اندوه آنان را از بين مي‌برد و آنها را به رضا و صبر توصيه مي‌کند، مشروع است. و بايد با کلماتي که از پيامبر ص ثابت شده‌اند، به اهل ميت تسليت گفته شود، و اگر چيزي از پيامبر ص در اين زمينه در ذهن نداشت، بايد با هر سخن نيکويي که مخالفتي با شرع نداشته و هدف را تحقق بخشد، به آنها تسليت بگويد : 

از أسامه بن زيد روايت است : (کنا عند النبي ص فأرسلت إليه إحدي بناته تدعوه و تخيره أن صبيا لها أو ابنا لها في الموت، فقال رسول الله ص ارجع إليها فأخبرها : أن لله ما أخذ، و له ما أعطي، و کل شي عنده بأجل مسمي، فمرها فلتصبر و لتحتسب...)[1] «نزد پيامبر ص بوديم که يکي از دخترانش (زينب) کسي را به دنبال او فرستاد تا او را طلب کند و به او اطلاع دهد که بچه يا(*) پسر زينب در حال مرگ است. پيامبر ص فرمود به سوي او برگرد و به او بگو : آنچه خدا مي‌گيرد و آنچه بخشيده، ملک اوست و هر چيزي نزد او اجلي معين دارد و به او بگو صبر کند و طلب ثواب کند».

لازم است (که در امر تعزيه) از دو چيز دوري شود، اگرچه مردم بر انجام آنها حريص باشند:
يکي تجمع براي تعزيه در مکاني مخصوص مانند خانه يا مقبره يا مسجد.
ديگري درست کردن غذا از طرف اهل ميت براي پذيرايي از کساني که به عزاداري مي‌آيند : به دليل حديث جرير بن عبدالله بجلي رض : 

(کنا نعد الإجتماع إلي أهل الميت، وصنيعة الطعام بعد دفنه من النياحة)[2] «ما جمع شدن نزد اهل ميت و درست کردن غذا (براي مردم) بعد از دفن ميت را از نياحت (سوگواري و نوحه‌خواني) مي‌دانستيم».

سنت آن است که نزديکان و همسايگان ميت براي خانواده ميت غذايي درست کنند و آنها را سير کند؛ به دليل حديث عبدالله بن جعفر رض: وقتي که جعفر کشته شد و جنازه او را آوردند، پيامبر ص فرمود : (اصنعوا لآل جعفر طعاماً، فقد أتاهم أمر يشغلهم، أو أتاهم ما يشغلهم)[3] «براي خانواده جعفر غذايي درست کنيد؛ چون کاري برايشان پيش آمده که آنها را مشغول کرده است يا (فرمود) چيزي برايشان پيش آمده که آنها را مشغول کرده است».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1284/150/3)، م (923/635/2).
*) شک از راوي است.
[2]) صحيح : [ص. جه 1308]، جه (1612/514/1).
[3]) حسن : [ص. ج 1015]، د (3116/406/8)، ت (1003/234/2)، جه (1610/514/1).آنچه به ميت نفع مي ‌رساند

ميت در چند مورد از عمل ديگران نفع مي‌برد:
1- دعاي مسلمانان براي او: به دليل فرموده خداوند متعال:
)وَالَّذِينَ جَاءُوا مِن بَعدِهِم يَقُولُونَ رَبَّنَا اغفِرلَنَا وَ لإِخوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإيمَانِ وَلاَتَجعَل فِي قُلُوبِنَا غِلاً لِلّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إنَّکَ رَؤُفٌ رَّحِيم((حشر : 10)

«و کساني که پس از مهاجرين و انصار مي‌آيند مي‌‌گويند : پروردگارا، ما را و برداران ما را که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند، بيامرز و کينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي».

و به دليل فرموده پيامبر ص : (دعوة المراء المسلم لأخيه بظهر الغيب مستجابة، عند رأسه ملک موکل، کلما دعا لأخيه بخير قال الملک الموکل به : آمين و لک بمثل)[1] «دعاي انسان مسلمان براي برادرش در غياب او مستجاب مي‌گردد، (چون) در کنار سرش فرشته‌اي مأمور شده، که هر وقت براي برادرش دعاي خير کند مي‌گويد، آمين و مانند همين دعا براي توباشد».

2- پرداخت کردن قرض ميت، از طرف هر کسي که باشد : چون قبلاً بيان شد که ابوقتاده دو دينار را بجاي ميت پرداخت کرد.

3- قضاي نذر از ميت، روزه باشد يا غير روزه :  به دليل حديث سعد بن عباده : (أنه استفتي رسول الله ص فقال : إن أمي ماتت و عليها نذر؟ فقال : اقضه عنها)[2] «از پيامبر ص سؤال