(1208/381/1)، و آنچه لازم به تذکر است اين است که در حديث، فرق بين اينکه اگر به حالت ايستاده نزديکتر باشد بايستد و اگر به حالت نشستن نزديکتر باشد بنشيند وجود ندارد و آنچه از ظاهر حديث فهميده مي‌شود اين است که اگر قبل از آنکه کاملا بايستد، يادش آمد، بايد بنشيند اگرچه به حالت ايستاده کامل، نزديکتر شده باشد.
[5]) متفق عليه : خ (1226/93/3)، م (572 – 91/401/1)، د (1006/325/3)، ت (390/243/1)، جه (1205/380/1)، ن (31/1).
[6]) متفق عليه : خ (1228/98/3)، م (573 – 403/1)، د (995/311/3)، ت (397/247/1)، ن (30/3)، جه (1214/383/1).
[7]) صحيح : [ص. جه 1001]، م (574/404/1)، د (1005/323/3)، ن (26/3)، جه (1215/384/1).
*) شک از ابراهيم است و صحيح اين است که پيامبر ص اضافه خوانده است «ابن الأثير» اين را در «جامع الاصول» (541/5) آورده است.
[8]) متفق عليه : خ (401/503/1)، م (572/400/1)، د (1007/326/3)، ن (31/3)، جه (1211/382/1).
[9]) مجموعه فتاواي احمد عبدالحليم الحراني (13/23).
[10]) صحيح : [ص. ج 632]، م (571/400/1)، د (1011/330/3)ف ن (27/3).
*) چون در بعضي از احاديث آمده که پيامبر ص قبل از سلام سجده سهو مي‌برد و در بعضي ديگر آمده که بعد از سلام سجده مي‌برد.
[11]) مجموع الفتاوي احمد عبدالحليم الحراني (24/23).
[12]) حسن : [ص. د 917]، د (1025/357/3)، جه (1219/385/1).
[13]) السيل الجرار (275/1).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:80.txt">حکم نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:81.txt">فضيلت نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:82.txt">حضور زنان در نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:83.txt">آداب رفتن به مسجد</a><a class="text" href="w:text:84.txt">تحيه المسجد</a><a class="text" href="w:text:85.txt">فضيلت رسيدن به تكبيرة الإحرام امام</a><a class="text" href="w:text:86.txt">كسي كه به سلام امام نرسد</a><a class="text" href="w:text:87.txt">امام در هر حالتى كه بود بايد مقتدى به او اقتدا كند </a><a class="text" href="w:text:88.txt">چه وقت يک رکعت به حساب مي‌آيد؟</a><a class="text" href="w:text:89.txt">کسي که قبل از رسيدن به صف، رکوع برد </a><a class="text" href="w:text:90.txt">امام به تخفيف نماز امر شده است</a><a class="text" href="w:text:91.txt">طولاني کردن رکعت اول توسط امام</a><a class="text" href="w:text:92.txt">وجوب تبعيت از امام</a><a class="text" href="w:text:93.txt">جه كسي شايسته تر به امامت است</a><a class="text" href="w:text:94.txt">امامت كودك</a><a class="text" href="w:text:95.txt">اقتداى مقيم به مسافر و بر عكس</a><a class="text" href="w:text:96.txt">کسي که نماز فرض مي‌خواند مي‌تواند به نافل اقتدا كند و برعكس</a><a class="text" href="w:text:97.txt">اقتداي ايستاده بر امام نشسته</a><a class="text" href="w:text:98.txt">مسايل متعلق به  صف بستن</a><a class="text" href="w:text:99.txt">عذرهاى ترك جماعت</a></body></html>هر آبي که از آسمان فرود آيد و يا از زمين خارج شود پاک‌کننده است : 
به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَأنْزَلْنَاْ مِنَ السَّمَاْءِ مَاْءً طَهُوْرَاً (  (فرقان : 48)
«و ما هستيم که از آسمان آب پاک و پاک‌کننده را نازل مي‌گردانيم».
و به دليل فرموده پيامبر ص دربارة دريا : (هو الطهور ماؤه، الحل ميتته) [1]  «آب آن پاک کننده و مردار آن حلال است».
و به دليل فرموده پيامبر ص درباة آب چاه : (إن الماء طهور لاينجسه شي)[2].«آب پاک کننده است و هيچ چيزي آن را نجس نمي‌کند».
اگر چيزي پاک با آب آميخته شود، در صورتي که نام آن از حالت اصلي خارج نشود، بصورت پاک‌کننده باقي خواهد ماند. به دليل فرموده پيامبر ص به زناني که خواستند دخترش را (براي دفن) تجهيز کنند : (اغسلنها ثلاثا أو خمسا أوأکثر من ذلک إن رأيتن، بماء و سدر، واجعلن في الآخرة کافورا أو شيئا من کافور)[3] «او را سه يا پنج بار يا اگر لازم دانستيد بيشتر از آن با آب و سدر بشوييد و در آخرين بار کافور يا مقداري از آن را در آب قرار دهيد».
به محض داخل شدن نجاست در آب، به نجس بودن آن حکم نمي‌شود مگر وقتي که آب تغيير کند.
به دليل حديث ابوسعيد که گفت : (قيل يا رسول الله أنتوضا من بئر بضاعة؟ وهي بئر يلقي فيها الحيض ولحوم الکلاب والنتن، فقال ص : الماء طهور لاينجسه شي) [4]. «گفته شد اي رسول خدا : آيا از چاه بضاعه وضو بگيريم؟ و آن چاهي است که پارچه آلوده به خون حيض و لاشه سگها و چيزهاي گنديده در آن انداخته مي‌شود، پيامبر ص فرمود : آب پاک کننده است و هيچ چيزي آن رانجس نمي‌کند».
...................
[1]  صحيح : [ص : جه 309]، ما (40/26)، د (83/52/1)، ت (69/47/1)، جه (386/136/1)، نس (176/1).
[2] صحيح : [الإرواء 14]، د (66 و 67/126/1)، ت (66/45/1)، نس (174/1).  
[3]  خ (1253/125/3)، م (939/646/2).
[4] صحيح : [الإرواء 14]، د (66 و 67/126/127/1)، ت (66/45/1)، نس (174/1). مبارکفوري در تحفة الأحوذي (204/1) مي‌گويد : طيبي مي‌گويد : معني «يلقي فيها» اين است که چاه در مسير دره‌هايي بود که امکان داشت زباله صحرانشينان وارد آن شود به اين صورت که نجاسات و زباله‌ها در اطراف خانه‌هاي مردم ريخته شود سپس سيل آن را به داخل آن چاه بياندازد. تعبير راوي به صورتي است که گمان مي‌رود مردم از روي قلت تعهد ديني نجاسات را داخل چاه آب انداخته‌اند در حاليکه هيچ مسلماني اين کار را جايز نمي‌داند. پس چگونه مي‌توان در مورد کساني که بهترين و پاک‌ترين مردم بوده‌اند چنين گماني داشت – أه‍ - مي‌گويم (مبارکفوري) : بسياري از اهل علم همين نظر را دارند و اين چيزي است که عيناً آشکار است.نماز جماعت بر هر نمازگزار(مرد) فرض عين است مگر آنکه عذري داشته باشد:

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (والذي نفسي بيده، لقد هممت أن آمر بحطب فيحطب ثم آمر بالصلاة فيؤذن لها، ثم آمر رجلا فيؤم الناس، ثم أخالف إلي رجال فأحرق عليهم بيوتهم، والذي نفسي بيده، لو يعلم أحدهم أنه يجد عرقا سمينا أو مرماتين حسنتين لشهد العشاء)[1] «قسم به ذاتي که جانم در دست اوست قصد کردم که دستور دهم تا هيزم جمع کنند، سپس به گفتن اذان و اقامه‌ي نماز امر کنم آنگاه مردي را مأمور کنم تا براي مردم امامت کند سپس بسوي مرداني بروم که در نماز جماعت حاضر نشده‌اند، و خانه‌هايشان را بر سر آنها بسوزانم. قسم به ذاتي که جانم در دست اوست اگراينها مي‌دانستند که استخواني پرگوشت يا دو نيزه زيبا (مخصوص تعليم شکار) نصيبشان مي‌شود، در نماز عشاء حاضر مي‌شدند».

از ابوهريره روايت است : (أتي النبي ص رجل أعمي فقال يا رسول الله، إنه ليس لي قائد يقودني إلي المسجد، فسأل رسول الله ص أن يرخص له فيصلي في بيته، فرخص له، فلما ولي دعاه فقال : هل تسمع النداء بالصلاة؟ فقال نعم. قال : فأجب)[2] «مردي نابينا نزد پيامبر ص آمد و گفت : اي رسول خدا! راهنمايي ندارم که مرا به مسجد ببرد، از پيامبر ص خواست به او اجازه دهد تا نمازش را در خانه بخواند، پيامبر ص به او اجازه داد. وقتي (مرد نابينا) پشت کرد که برود، پيامبر ص او را صدا زد و فرمود : آيا صداي اذان را مي‌شنوي؟ (آن مرد) گفت : بله. پيامبر ص فرمود : پس اجابت کن».

از عبدالله روايت است : (من سره أن يلقي الله غدا مسلما، فليحافظ علي هْؤلاء الصلوات حيث ينادي بهن، فإن الله شرع لنبيکم سنن الهدي، و إنهن من سنن الهدي، و لو أنکم صليتم في بيوتکم کما يصلي هذا المتخلف في بيته لترکتم سنة نبيکم، و لو ترکتم سنة نبيکم لضللتم، و ما من رجل يتطره فيحسن الطهور ثم يعمد إلي مسجد من هذه المساجد إلاکتب الله له بکل خطوة يخطوها حسنة، و يرفعه