أصليت معنا؟ قال نعم. قال : فما منعک؟)[8] «پيامبر ص نمازي خواند و در قرائت قرآن دچار اشتباه شد وقتي سلام داد به أبي (ابن کعب) فرمود : آيا با ما نماز خواندي؟ گفت بله، پيامبر ص فرمود : پس چه چيزي تو را (از تصحيح اشتباهم) منع کرد؟».

9- لمس پاي کسي که خوابيده :
از عايشه -رضي الله عنها- روايت است : (کنت أمد رجلي في قبلة النبي ص و هو يصلي، فإذا سجد غمزني فرفعتها، فإذا قام مددتها)[9] «در حاليکه پيامبرr نماز مي‌خواند، پاهايم را (در حال خواب) در محل سجده او دراز مي‌کردم، وقتي به سجده مي‌رفت، پايم را لمس مي‌کرد، من هم آن را جمع مي‌کردم و وقتي که بلند مي‌شد، دوباره پايم را دراز مي‌کردم».

10- درگير شدن با کسي که قصد عبور از جلوي نمازگزار را دارد : 
از ابوسعيد -رضي الله عنه- روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (إذا صلي أحدکم إلي شيي يستره من الناس، فأراد أحد أن يجتاز بين يديه فليدفع في نحره فإن أبي فليقاتله فإنما هو شيطان)[10] «هرگاه يکي از شما رو به ستره‌اي که مانع بين او و مردم است نماز بخواند، و کس ديگري بخواهد از جلوي او عبور کند، بايد به سينه‌ي او بزند و او را از اين کار باز دارد و اگر سرپيچي کرد، با او درگير شود؛ چون او شيطان است».

11- گريه کردن : 
از علي -رضي الله عنه- روايت است : (ما کان فينا فارس يوم بدر غيرالمقداد، ولقد رأيتنا و ما فينا إلا نائم إلا رسول الله ص تحت شجرة يصلي و يکبي حتي أصبح)[11] «روز بدر در بين ما هيچ اسب سواري غير از مقداد نبود مي‌ديد که همگي خوابيده بوديم، غير از پيامبر ص که تا صبح، زير درختي نماز مي‌خواند و گريه مي‌کرد». 
...........................
[1]) حسن. [ص. نس 1151]، ت (598/56/2)، د (910/190/3)، نس (11/3).
[2]) متفق عليه : خ (516/590/1)، م (543/385/1)، د (904/185/3)، نس (45/2).
[3]) صحيح : [ص. ج 1147]، خز (869/41/2).
[4]) صحيح : [صونس 1145]، م (413/309/1)، نس (9/3)، د (588/313/2).
[5]) م (3008/2303/4)، د (477/144/2).
[6]) حسن صحيح : [ص. د 820]، د (915/195/3).
[7]) متفق عليه : خ (1234/107/3)، م (421/316/1)، د (928/216/3).
[8]) صحيح : [ص. د 803]، د (894/175/3).
[9]) متفق عليه : خ (1209/80/3)، اين لفظ بخاري است. (512 – 272 - /367/1) بنحوه.
[10]) صحيح : [ص. ج 638]، م (505 – 259 – 362/1).
[11]) اسناد آن صحيح است : أ (225/36/21)، ص (899/52/2).باطل کننده‌هاي نماز
1- يقين در باطل شدن وضو : 
از عباد بن تميماز عمويش روايت است که در خصوص کسي که در نماز احساس خروج چيزي مي‌کند، از پيامبر ص سؤال کرد. پيامبر ص فرمود : (لاينفتل – أو لاينصرف – حتي يسمع صوتا أويجد ريحا)[1] «تا صدايي نشنود يا بويي را احساس نکند(از نماز) منصرف نشود».

2- بطور عمد ترک کردن رکني از ارکان يا شرطي از شروط نماز بدون عذر : 
به دليل فرموده پيامبر ص به کسي که نمازش را به صورت ناصحيح خوانده بود : (إرجع فصل فإنک لم تصل)[2] «برگرد و نماز بخوان زيرا تو نماز نخوانده‌اي». همچنين به دليل اينکه پيامبر ص به شخصي که به اندازه درهمي از پشت پايش خشک مانده بود، دستور داد که وضو و نمازش را اعاده کند.[3]

3- خوردن و آشاميدن عمدي :
ابن منذر مي‌گويد : علماء اجماع کرده‌اند بر اينکه اگر کسي در نماز فرض، عمداً بخورد يا بياشامد لازم است نمازش را اعاده کند[4]. و نزد جمهور علماء نماز سنت نيز همينطور است؛ چون چيزي که فرض را باطل کند، سنت را نيز باطل مي‌کند.

4- حرف زدن عمدي بدون مصلحت در نماز : 
از زيد بن أرقم روايت است : (کنا نتکلم في الصلاة يکلم الرجل منا صاحبه و هو إلي جنبه في الصلاة، حتي نزلت : )وَقُومُوا اللهِ قَانِتِينَ( فأمرنا بالسکوت و نهينا عن الکلام)[5] «در نماز با هم صحبت مي‌کرديم، مردي از ما با کسي که کنارش نماز مي‌خواند صحبت مي‌کرد تا آيه )وَقُومُوا اللهِ قَانِتِينَ( نازل شد، سپس به سکوت امر شديم و از صحبت کردن (در نماز) منع شديم».

5- خنديدن :
ابن منذر نقل کرده که خنديدن، به اجماع نماز را باطل مي‌کند.[6]

6- عبور زن بالغ، خر يا سگ سياه از بين سجده‌گاه نمازگزار و ستره‌اش:
به دليل فرموده پيامبر ص : (إذا قام أحدکم يصلي، فإنه يستره إذا کان بين يديه مثل آخرة الرحل فإذا لم يکن بين يديه مثل آخرة الرحل فإنه يقطع صلاته الحمار و المرأة والکلب الأسود)[7] «هرگاه يکي از شما نماز خواند و در مقابل او چيزي مانند پشتي پالان شتر وجود داشت، براي او ستره به حساب مي‌آيد و اگر در مقابلش چيزي مانند پشتي پالان شتر وجود نداشت، عبور زن، خر و سگ سياه نمازش را باطل مي‌کند».
........................
[1]) متفق عليه : خ (137/237/1)، م (361/276/1)، د (174/299/1). ج (513/171/1)، نس (99/1).
[2]) متفق عليه : خ (793/276 و 277/2)، م (397/298/1)، د (841/93 – 66/3)، ت (301/185 – 186/1)، نس (125/2).
[3]) صحيح : [ص. د 161]، د (173/2396/1).
[4]) الإجماع (40).
[5]) متفق عليه ک م (539/383/1)، ت (4003/252/1)، د (936/227/3)، خ (1200/72/3)، نس (18/3)، در روايت بخاري و نسائي جمله «ونهينا عن الکلام» وجود ندارد.
[6]) الإجماع (40).
[7]) صحيح : [ص. ج/ 719]، م (510/365/1)، نس (63/2)، ت (337/212/1)، د (688/394/2).نماز سنت
فضيلت نماز سنت:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (إن أول ما يحاسب به العبد يوم القيامة من عمله صلاته، فإن صلحت فقد أفلح و أنجح، و إن فسدت فقد خاب و خسر، فإن انتقص من فريضة شيئا قال الرب تبارک و تعالي : أنظروا هل لعبدي من تطوع، فيکمل بها ما انتقص من الفريضة ثم يکون سائر عمله علي ذلک)[1] «اولين چيزي که در روز قيامت انسان از آن محاسبه مي‌شود، نماز است، اگر نمازش صحيح باشد، رستگار شده و نجات مي‌يابد و اگر خراب و ناقص باشد، زيانکار و خسارتمند مي‌شود، و اگر در فرائض نقصي باشد خداوند تبارک و تعالي مي‌فرمايد : ببينيد آيا بنده‌ام نماز سنت دارد تا با آن کاستي‌هاي نمازهاي فرضش کامل شود؛ سپس ساير اعمالش نيز به همين ترتيب مورد محاسبه قرار مي‌گيرد».

مستحب بودن خواندن نمازهاي سنت در خانه:
از جابر روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا قضي أحدکم الصلاة في مسجده فليجعل لبيته نصيبا من صلاته، فإن الله جاعل في بيته من صلاته نورا)[2] «هرگاه کسي از شما نماز (فرض) را در مسجد خواند قسمتي از نمازها را براي خانه بگذارد؛ چون خداوند به واسطه نماز نوري را در خانه‌اش قرار مي‌دهد».

از زيد بن ثابت روايت است که پيامبر ص فرمود : (عليکم بالصلاة في بيوتکم، فإن خير صلاة المرء في بيته إلا الصلاة المکتوبة)[3] «در خانه‌هايتان نماز بخوانيد؛ چون بهترين نماز شخص، نماز در خانه‌اش است غير از نمازهاي فرض (که بايد در مسجد خوانده شوند)».

انواع نماز سنت:
نماز سنت دو نوع است : مطلق و مقيد

سنت مقيد به سنتهاي رواتب قبل و بعد از نماز (فرض) گفته مي‌شود و بر دو نوع مي‌باشد : سنت مؤکده و غيرمؤکده.

سنت مؤکده ده رکعت است:
از ابن عمر روايت است : (حفظت عن النبي ص عشر رکعات : رکعتين قبل الظهر و رکعتين بعدها، و رکعتين بعدالمغرب، و رکعتين بعد العشاء، و رکعتين قبل صلاة الصبح، و کانت ساعة لايدخل علي النبي ص فيها. فحدثتني حفصة أنه کان إذا أذن المؤذن و طلع الفجر صلي رکعتين)[4] «از پيامبر ص ده رکعت را به خاطر سپردم، دو رکعت قبل از ظهر، دو رکعت بعد از آن، دو رکعت بعد از مغرب، دو رکعت بعد از عشاء، دو رکعت قبل از نماز صبح، و آن وقتي بود که کسي ب