اي فعلي
1- بالا بردن دستها هنگام تکبيره الإحرام، و هنگام رکوع و بلند شدن از رکوع و بلند شدن از تشهد اول :
از ابن عمر روايت است : (أن رسول الله ص کان يرفع يديه حذو منکبيه إذا افتتح الصلاة، و إذا کبر للرکوع، و إذا رفع رأسه من الرکوع رفعهما کذلک أيضا)[20] «پيامبر ص وقتي شروع به نماز مي‌کرد دستهايش را تا مقابل شانه‌هايش بلند مي‌کرد،و هنگام تکبير گفتن براي رکوع و بلند شدن از آن نيز همين کار را انجام مي‌داد».

از نافع روايت است : (أن ابن عمر کان إذا دخل في الصلاة کبر و رفع يديه، و إذا رکع رفع يديه و إذا قال سمع الله لمن حمده رفع يديه، و إذا قام من الرکعتين رفع يديه و رفع ذلک إلي النبي ص)[21] «ابن عمر وقتي که شروع به نماز مي‌کرد الله اکبر مي‌گفت و دستهايش را بلند مي‌کرد و وقتي که به رکوع مي‌رفت دستهايش را بلند مي‌کرد و وقتي که مي‌گفت سمع الله لمن حمده نيز دستهايش را بلند مي‌کرد، و وقتي که از دورکعت (براي رکعت سوم) بلند مي‌شد، دستهايش را بلند مي‌کرد؛ ابن عمر اين (حديث) را به پيامبر ص نسبت داده است».

سنت است گاهي در هر پايين رفتن و بالا آمدن نماز، دو دست بلند کرده شود؛ به دليل حديث مالک بن حويرث : (أنه رأي النبي ص رفع يديه في صلاته، و إذا رکع، و إذا رفع رأسه من الرکوع، و إذا سجد، و إذا رفع رأسه من السجود، حتي يحاذي بهما فروع أذنيه)[22] «پيامبر ص را در نماز ديدم هنگامي که به رکوع مي‌رفت و نيز سرش را از رکوع بلند مي‌کرد و نيز به سجده مي‌رفت و سرش را از سجده بلند مي‌کرد، دستهايش را بالا مي‌برد بطوريکه آنها را در کنار گوشهايش قرار مي‌داد».

2- قرار دادن دست راست روي دست چپ روي سينه : 
از سهل بن سعد روايت است : (کان الناس يؤمرون أن يضع الرجل اليد اليمني علي ذراعه اليسري في الصلاة) «مردم امر مي‌شدند به اينکه در نماز دست راستشان را روي ساعد چپشان قرار دهند»ابوحازم گفت : يقين دارم که سهل اين دستور را به پيامبر ص نسبت مي‌داد.[23]

از وائل بن حجر روايت است : (صليت مع رسول الله ص و وضع يده اليمني علي يده اليسري علي صدره)[24] «با پيامبر ص نماز خواندم، (ديدم) دست راستش را بر روي دست چپش، روي سينه‌اش قرار داد».

3- نگاه کردن به محل سجده : 
از عايشه(رض) روايت است : (لما دخل رسول الله ص الکعبة ماخلف بصره موضع سجوده حتي خرج منها)[25] «وقتي پيامبر ص وارد کعبه شد نگاهش از محل سجده‌گاهش تجاوز نکرد تا از آن بيرون شد».

4- انجام دادن اعمال مذکور در احاديث زير رکوع : 
از عايشه روايت است : (کان رسول الله ص إذا رکع لم يشخص رأسه و لم يصوبه ولکن بين ذلک)[26] «پيامبر ص وقتي به رکوع مي‌رفت سرش را نه بلند مي‌کرد و نه به زير مي‌افکند بلکه در حدي وسط قرار مي‌داد». و از ابوحميد در توصيف نماز پيامبر ص روايت است : (وإذا رکع أمکن يديه من رکبتيه ثم هصر ظهره)[27] «وقتي که به رکوع مي‌رفت، با دستهايش زانوهايش را محکم مي‌گرفت و سپس پشتش را خم مي‌کرد».

از وائل بن حجر روايت است : (أن النبي ص کان إذا رکع فرج أصابعه)[28] «پيامبر ص وقتي به رکوع مي‌رفت انگشتانش را از هم باز مي‌کرد».

از ابوحميد روايت است : (أن رسول الله ص رکع فوضع يديه علي رکبتيه کأنه قابض عليهما، و وتر يديه فنحاهما عن جنبيه)[29] «پيامبر ص به رکوع مي‌رفت و دو دستش را روي دو زانويش قرار مي‌داد مانند اينکه آنها را گرفته باشد و دو دستش را خم و از دو پهلويش دور مي‌کرد».

5- بر زمين گذاشتن دستها قبل از زانوها هنگام رفتن به سجده : 
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا سجد أحدکم فلا يبرک کما يبرک البعير و ليضع يديه قبل رکبتيه)[30] «هرگاه يکي از شما به سجده مي‌رود همچون شتر زانو نزند بلکه دستهايش را قبل از زانوهايش (روي زمين) بگذارد».

6- انجام دادن حالات مذکور در احاديث زير هنگام سجده : 
از ابوحميد در توصيف نماز پيامبر ص روايت است : (فإذا سجد وضع يديه غيرمفترش و لاقابضهما واستقبل بأطراف أصابع رجليه القبلة)[31] «وقتي که به سجده مي‌رفت، دستهايش را روي زمين مي‌گذاشت بدون اينکه آنها را بر زمين پهن يا به پهلوها جمع کند. و نوک انگشتان پايش را رو به قبله مي‌کرد».

از براء روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا سجدت فضع کفيک و ارفع مرفقيک)[32] «هرگاه به سجده رفتي، دو کف دستت را (روي زمين) قرار بده و آرنجهايت را از زمين بلند کن». 

از عبدالله بن مالک ابن بحينه روايت است که : (أن النبي ص کان إذا صلي فرج بين يديه حتي يبدو بياض إبطيه)[33] «پيامبر ص وقتي که نماز مي‌خواند بين دستها با پهلوهايش فاصله مي‌انداخت به اندازه‌اي که سفيدي زير بغلش نمايان مي‌شد».

از عايشه روايت است : (فقدت رسول الله ص و کان معي علي فراشي فوجدته ساجدا راصا عقبيه مستقبلا بأطراف أصابعه القبلة)[34] «پيامبر ص در بسترم بود، (شبانگاه) ديدم در بستر نيست، (دنبالش گشتم) او را در حال سجده يافتم که پاشنه پاهايش را به هم چسبانده و نوک انگشتان پاهايش را رو به قبله کرده بود».

از وائل بن حجر روايت است : (أتيت المدينه فقلت : لانظزن إلي صلاة رسول الله ص فذکر بعض الحديث و قال : ثم هوي، فسجد، فصار رأسه بين کفيه)[35] «به مدينه آمدم و گفتم حتماً به نماز پيامبر ص نگاه مي‌کنم، (وائل) قسمتي از حديث را ذکر کرد و گفت : سپس پيامبر ص فرود آمد و به سجده رفت و سرش را بين دو کف دستش قرار داد».

از وائل بن حجر روايت است : (أن النبي ص إذا سجد ضم أصابعه)[36] «پيامبر ص وقتي که به سجده مي‌رفت انگشتانش را به هم مي‌چسباند».

از براء روايت است : (کان رسول الله ص إذا سجد فوضع يديه بالأرض استقبل بکفيه و أصابعه القبلة)[37] «پيامبر ص وقتي که به سجده مي‌رفت و دستهايش را روي زمين قرار مي‌داد، دوکف دست و انگشتانش را رو به قبله مي‌کرد».

7- نشستن بين دو سجده به حالتي که در احاديث زير مي‌آيد : 
از عايشه روايت است : (وکان يفرش رجله اليسري و ينصب رجله اليمني)[38] «پيامبرr پاي چپش را پهن و پاي راستش را (روي زمين) نصب مي‌کرد».

از ابن عمر روايت است : (من سنة الصلاة أن تنصب القدم اليمني، و استقباله بأصابعها القبلة، و الجلوس علي اليسري)[39] «نصب نمودن پاي راست و رو به قبله نمودن انگشتان آن و نشستن بر پاي چپ از سنتهاي نماز است».

از طاوس روايت است : (قلنا لابن عباس في الإقعاء علي القدمين، فقال : هي السنة، فقلنا له إنا لنراه جفاء بالرجل، فقال ابن عباس : بل هي سنة نبيک ص).[40]

«از ابن عباس درباره إقعاء (نصب پاها و نشستن روي پاشنه‌ها) سؤال کرديم گفت : سنت است به او گفتميم، اين کار جفا به پا است. ابن عباس گفت : نه، بلکه آن سنت پيامبر شما ص است».

8- براي يک لحظه نشستن بعد از سجدة دوم (در رکعت اول و سوم) : 
از ابوقلابه روايت است : مالک بن حويرث ليثي به ما خبر داد : (أنه رأي النبي ص يصلي، فإذا کان في وتر من صلاته لم ينهض حتي يستوي قاعدا)[41] «پيامبرr را ديدم که نماز مي‌خواند، و هنگام خواندن رکعات فرد نمازش تا به صورت کامل نمي‌نشست، بلند نمي‌شد».

9- تکيه زدن بر زمين هنگام بلند شدن براي رکعت بعدي : 
ايوب از ابوقلا