ه است».[5]

چه حيواناتي قرباني شود؟
تنها گاو، گوسفند و بز و شتر، براي قرباني جايز است، به دليل فرموده خداوند متعال: 

) وَلکُلِّ أُمَّة جَعَلنَا مَنسَکاً لِيَذکُرُوا اسمَ اللهِ عَلَي مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الأنعَامِ ((حج : 34)
«ما براي هر ملتي قرباني را مقدر کرديم تا به نام خدا چهارپاياني را ذبح کنند که خدا بديشان عطا نموده است».

شتر و گاو براي چند نفر کفايت مي‌کند؟
از ابن عباس روايت است : (کنا مع الرسول ص في سفر فحضر الأضحي، فاشترکنا في الجزور عن عشرة والبقرة عن سبعة)[6] «در سفري با پيامبر ص بوديم، عيد قربان فرا رسيد، هر ده نفرمان در يک شتر و هر هفت نفرمان در يک گاو شريک شديم».

براي مرد و خانواده‌اش يک گوسفند (يا بز) کافي است:
از عطاء بن يسار روايت است : (سألت أبا أيوب الأنصاري : کيف کانت الضحايا فيکم علي عهد رسول الله ص؟ قال : کان الرجل في عهد النبي ص يضحي بالشاة عنه وعن أهل بيته فيأکلونو يطعمون، ثم تباهي الناس فصار کما تري)[7] «از ابوايوب انصاري سؤال کردم در زمان پيامبر ص قرباني در ميان شما چگونه بود؟ گفت : در زمان پيامبر ص مرد يک گوسفند (يا بز) رااز طرف خود و خانواده‌اش قرباني مي‌کرد، ازآن مي‌خوردند و به مردم هم مي‌دادند، سپس مردم دچار مباهات شدند تا به اين روز رسيدند که مي‌بيني».

چه حيواناتي براي قرباني جايز نيست:
از عبيد بن فيروز روايت است : به براء بن عازب گفتم : قرباني‌هايي را که پيامبر ص دوست نداشت يا از آن نهي مي‌کرد برايمان بگو، گفت : پيامبر ص با دستش اينطوري اشاره کرد، در حاليکه دست من کوتاهتر از دست او است، و فرمود : (أربع لاتجزي في الأضاحي : العوراء البين عورها، و المريضة البين مرضها، والعرجاء البين ظلعها، والکسيرة التي لاتنقي) «چهار نوع حيوان براي قرباني جايز نيست، حيوان کوري که کور بودنش واضح باشد، حيوان بيماري که بيماري‌اش آشکار باشد، حيوان لنگي که لنگي‌اش آشکار باشد و حيوان عضو شکسته‌اي که بهبود نمي‌يابد».

براء گفت : من مکروه مي‌دانم که گوش (حيوان قرباني) عيب‌دار باشد، و گفت : هر نقصي را در حيوانناپسندديدي آن را رها کن (و از قرباني کردن آن خودداري کن) بدون اينکه آنرا بر کس ديگري حرام کني.[8]

بزغاله‌اي که عمرش يک سال يا کمتر از آن است براي قرباني جايز نيست، به دليل حديث براء بن عازب(رض) که گفت : (ضحي خال لي يقال له أبوبردة قبل الصلاة فقال له رسول الله ص شائک شاة لحم، فقال : يا رسول الله، إن عندي داجنا جذعة من المعز، قال : اذبحها، ولاتصلح لغيرک، ثم قال : من ذبح قبل الصلاة فإنما يذبح لنفسه، و من ذبح بعد الصلاة فقد تم نسکه و أصاب سنة المسلمين)[9] «دايي‌ام ابوبرده قبل از نماز (عيد) قرباني کرد، پيامبر ص به او فرمود : گوسفندت براي خوردن گوشت است، (جاي قرباني را نمي‌گيرد) ابوبرده گفت : اي رسول خدا! بزغاله‌اي دارم (که عمرش يک سال يا کمتر از آن است و در خانه به او علف داده مي‌شود). پيامبر ص فرمود : آنرا ذبح کن و اين کار براي غير از تو جايز نيست. سپس فرمود : کسي که قبل از نماز (عيد) ذبح کند براي خودش ذبح کرده و کسي که بعد از نماز، ذبح کند قرباني‌اش را به طور کامل انجام داده و از سنت و روش مسلمانان پيروي کرده است».
.........................
[1]) حسن : [ص. ج 2532]، جه (2123/1044/2).
[2]) حسن : [ص. جه 2533]، ت (1555/37/3)، د (2771/481/7)، جه (3125/1045/2)، نس (167/7) رجبيه حيواني بود که در ده روز اول رجب قرباني مي‌کردند. «مترجم».
[3]) متفق عليه : خ (5473/596/9)، م (1976/1564/3)، د (2814/32/8)، ت (1548/34/3)، نس (167/7).
*) فرع عبارت بود از اولين زاييده شتر که مشرکان آنرا سر مي‌بريدند تا برکت در نسل شتر ماده بيافتد. «مترجم».
[4]) متفق عليه : خ (5562/20/10)، م (1960/1551/3)، جه (3152/1053/2)، نس (224/7).
[5]) السيل الجرار (75، 74/4) با تصرف.
[6]) صحيح : [ص. جه 2536]، جه (3131/104/2)، ت (907/194/2)، نس (222/7).
[7]) صحيح : [ص. جه 2546]، جه (3147/1051/2)، ت (1541/31/3).
[8]) صحيح : [ص. جه 2545]، جه [3144/1050/2]، د (2785/505/7)، نس (214/7)، ت (1530/27/3) ترمذي اين حديث را بصورت مختصر روايت کرده است.
[9]) متفق عليه : خ (5556/12/10)، م (1961/1552/3)، و با اين معني ترمذي و ابوداود و نسائي اين حديثرا روايت کرده‌اند، ت (1544/32/3)، د (2783/504/7)، نس (222/7).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:34.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:35.txt">(صلاة الوسطي) چه نمازي است؟</a><a class="text" href="w:text:36.txt">مستحب بودن اداي نماز ظهر در اول وقت هنگامي که گرما شديد نباشد</a><a class="text" href="w:text:37.txt">مستحب بودن اداي نماز عصر در اول وقت</a><a class="text" href="w:text:38.txt">مستحب بودن تعجيل در نماز مغرب</a><a class="text" href="w:text:39.txt">گناه کسي که نماز عصر را از دست بدهد</a><a class="text" href="w:text:40.txt">مستحب بودن تأخير نماز عشاء </a><a class="text" href="w:text:41.txt">کراهت خواب قبل از نماز عشاء </a><a class="text" href="w:text:42.txt">مستحب است نماز صبح در اول وقت</a><a class="text" href="w:text:43.txt">چه زماني شخص وقت نماز را دريافته است؟</a></body></html>عقيقه
تعريف عقيقه:
عقيقه با فتح عين حيواني است که به مناسبت تولد نوزاد ذبح مي‌شود.

حکم عقيقه:
عقيقه بر پدر نوزاد واجب است :
براي پسر دو گوسفند همسن، و براي دختر يک گوسفند، ذبح مي‌شود :
از سلمان بن عامر ضبي روايت است : از پيامبر ص شنيدم که فرمود : (مع الغلام عقيقة، فأهريقوا عنه دما، وأميطوا عنه الأذي)[1]«با تولد نوزاد پسر عقيقه داده شود، لذا به مناسبت تولدش خوني را بريزيد (حيواني را ذبح کنيد) و ناپاکي را از او دور کنيد (موي سرش را بتراشيد)».

از عائشه روايت است : (أمرنا رسول الله ص أن نعق عن الغلام شاتين و عن الجارية شاة)[2] «پيامبر ص به ما دستور داد که براي تولد پسر دو گوسفند، و براي تولد دختر يک گوسفند را ذبح کنيم».

از حسن بن سمره روايت است که پيامبر ص فرمود : (کل غلام مرتهن بعقيقته، تذبح عنه يوم السابع و يحلق رأسه ويسمي)[3] «هر نوزادي به خاطر عقيقه‌اش در گرو است که بايد در روز هفتم تولد عقيقه ذبح، و سر نوزاد تراشيده و نام‌گذاري شود».

وقت عقيقه:
سنت است که در روز هفتم تولد، حيوان ذبح شود، اگر در روز هفتم نشد، در روز چهاردهم و اگر در روز چهاردهم نشد، در روز بيست و يکم ذبح شود :
از بريده روايت است که پيامبر ص فرمود : (العقيقة تذبح لسبع، أو لأربع عشرة، أو لإحدي و عشرين)[4] «عقيقه در روز هفتم يا چهاردهم يا بيست و يکم ذبح شود».

آنچه در حق نوزاد مستحب است:
1- تحنيک (شيرين کردن کام نوزاد) :

از ابوموسي رض روايت است : (ولد لي غلام فدتيت به للنبي ص فسماه إبراهيم، فحنکه بتمرة و دعا له بالبرکة و دفعه إلي و کان أکبر ولد أبي موسي)[5] «خدا پسري به من داد او را نزد پيامبر ص بردم، او را ابراهيم نام نهاد و با خرمايي کامش را شيرين کرد و برايش دعايي برکت کرد، سپس اورا به من برگرداند، او بزرگترين فرزند ابوموسي بود».

2- تراشيدن موي سر نوزاد در روز هفتم و به وز موي سرش نقره، صدقه دادن :

از حسن بن سمره روايت است که پيامبر ص فرمود : (کل غلام مرتهن بعقيقته، تذبح عنه يوم السابع و يحلق رأسه و يسمي)[6] «هر نوزادي به خاطر عقيقه‌اش در گرو است، که بايد در روز هفتم عقيقه ذبح، و سر نوزا